گسترش روزافزون ويروس کرونا چنان ذهن عموم را مشوش و پريشان کرده است که بسياري از مردم از پيشگوييها در اين مورد استقبال ميکنند. شايد اگر يکي از پيامبران بنياسرائيل مثل عاموس، حبقوق، ايليا، اشعيا، زکريا و يا يحيي از گور برميخاست و اين وضع را ميديد، با پاي برهنه و لباس ژنده در کوچه و خيابان به راه ميافتاد و فرياد ميزد: اي مردم! مگر نگفته بودم سزاي طغيان عليه عدل و داد و انصاف فرا ميرسد! حوصله خدا از بيرحمي و شقاوت و غفلت شما سر رفته و بر آن شده تا تر و خشکتان را با هم بسوزاند! پس به عدل و انصاف و فروتني و کمک به رنج ديدگان و نيازمندان بازگرديد تا اين بلاي خانمانسوز از سرتان رفع شود! پس بشارت ميدهم شما که اگر از ستمگري بپرهيزيد، اين بلا بهزودي رفع خواهد شد! بيگمان جمع کثيري با شور و ولوله در پي چنين پيامبري روان ميشدند و کار را به طغيان ميکشاندند تا اينکه او دستگير ميشد و به قتل ميرسيد. به واقع داستان انبياء بنياسرائيل همهاش همين يک کار بوده است! آنها در روزگار خوشي و شادکامي و بيتوجهي و سرگرمي، در روستاها و شهرها به راه ميافتادند و مردم و حاکمان را انذار ميدادند که از خواب غفلت به پا خيزند چرا که عذاب بهزودي از در ميرسد! در روزگار بلا و عذاب هم با يادآوري انذارهاي پيشين، بشارت ميدادند که سپيده دمان نزديک است! روزگار صلح و آسايش و عدل بهزودي از راه ميرسد پس مأيوس نباشيد! عاقبت کار آنها اما در هر دوحالت قتل بود! و يقتلون النبيين بغير حق اشاره به اين ماجرا دارد! اينک اما روزگار ديگري است. روزگار علم و عقل است. بلا نه نتيجه گناه و طغيان که با فرمولي قابل توضيح براساس قوانين مادي تفسير ميشود. با اين حال، محدوديتهاي علم و عقل، بسياري مردمان را همچنان به سوي پيشگوييهاي پيامبرانه ميکشاند، بهخصوص هنگامي که عجز علم در پيشگيري و کنترل يک بلا عيان ميشود. اينک ناتواني جهاني از کنترل سريع ويروس کرونا عجز علم را نمايان کرده است، اما پيشگوهاي زمانه از جنس انبياي پا برهنه و ژوليده و بينوا و فقير بنياسرائيل نيستند. عمدتا فريبکار و نيرنگ بازند! در قياس با پيامبران بنياسرائيل، ربط بلا و گناه را نيز معکوس ميکنند. گناه خود را به گردن خلق مياندازند و عذاب خلق را نتيجه حقانيت خويش! باري، روشن نيست که بلاي کرونا چگونه و با چه هزينهاي از سر جهان دفع ميشود. با اين حال، روشن است که اين آخر و پايان کار جهان نيست. بشر در تاريخ حيات خود بلاهاي بسيار هولناکتري را پشت سر گذاشته است. اينکه امروزه از کرونا به وحشت افتاده و دستپاچه شده صرفا بدين علت است که انتظار بلايي چون آن را در اين عصر نداشته است. بر اين گمان بوده که علم به عصر اپيدميها پايان داده، اما نداده است و شايد هرگز هم ندهد! بهرغم اين، دوره کرونا به گفته دانشمندان چندماهه به سر ميرسد، اما شايد دوران پساکرونا، دنياي متفاوتي باشد. بشر به حيات معنادارتري نيازمند است. همينطور به فروتني بيشتر، همينطور به عقلانيت اعلاتر، همينطور به روابط عادلانهتر، همينطور به همکاري نزديکتر، همينطور به اخلاق نيکوتر، همينطور به همزيستي مسالمتجوتر، همينطور به نظامهاي سياسي کارآمدتر، همينطور به جامعه همپيوندتر، همينطور به مشارکت عميقتر، همينطور به تفّرد بالاتر، همينطور به انديشه برتر، همينطور به قلب رقيقتر، همينطور به دهها همينطور ديگر! شايد ما در مسير تحول تاريخي بزرگي باشيم. تحولي که بسياري از مشکلات امروز را بلاموضوع کند و با پيش نهادن مشکلاتِ نوظهور، چشماندازي شگفت در برابرمان بگشايد.