در شريطي نوروز 99 و مراسمات جشن عيد باستاني ايرانيان، در چند دهه و حتي در چند صد سال گذشته متفاوت بوده است که شاهد افزايش شيوع بيماري کرونا در بسياري از کشورها و شهرهاي ايران هستيم. دولت و بسياري از مردم اميدوارند که هموطنانشان از سفرهاي نوروزي پرهيز کنند و به اعتقاد بسياري از کارشناسان اگر نيمي از 25ميليون سفر نوروزي سال 88 ، امسال به وقوع بپيوندد، بايد در انتظار فاجعه انساني بهدليل اپيدمي کرونا باشيم. بدون ترديد جشن نوروز 99 همراه با دعا و قرنطينه خانگي 88ميليون ايراني همراه است و ايرانيان در اين شرايط دست به دعا برميدارند که بعد از تعطيلات نوروز، افزايش روند کرونا در کشور کاهش پيدا کند و به نوعي شاهد ريشه کني بيماري در اوايل سال آينده باشيم. بسياري از شهرهاي کشور وضعيت قرمز اعلام کردهاند و تردد در بسياري از جادهها و تجمعها در شهر نيز ممنوع اعلام شده است، با اين حال تجارب سالهاي گذشته نشان داده که مردم ايران غيرقابل پيش بيني هستند و نميتوان بهطور صددرصد به قرنطينه خانگي آنها در نوروز اميدوار بود. مسئولان مبارزه با بحران کرونا در روزهاي اوجگيري بحران در اسفندماه بارها اعلام کردند که عليرغم تلاش هاي صورت گرفته براي هوشيار کردن شهروندان در زمينه کرونا ويروس، بسياري از شهروندان تهديد کرونا را جدي نگرفتهاند. آنها ترافيک در شهرها، بالابودن ميزان سفرها، افزايش ميزان مبتلايان به کرونا و افزايش مرگ و مير ناشي از آن و مشاهدات ديگر را نشان دهنده «جدي نگرفتن خطر کرونا» توسط بسياري از شهروندان ميدانند. در اين شرايط دولت بايد تدابير را براي ممنوعيت ورود و خروج مبادي شهرها اتخاذ کند، کما اينکه بسياري از شهرهاي کشور اعلام کردهاند که مهمان نوروزي نميپذيرند و به احتمال زياد دولت و نيروي نظامي جادههاي کشور را در ايام تعطيلات عيد ميبيندند. از سوي ديگر کمبود خوراکي و بهداشتي، همچون ماسک و مواد ضد عفوني، نگراني بسياري در ميان مردم بيدفاع مخصوصا در شهرهاي تهران، قم و گيلان به وجود آورده و طبق اعلام فرماندههان نيروي انتظامي بيش از 78ميليون ماسک از ابتداي اسفند (که زمان اعلام رسمي کرونا در ايران بود) کشف شده است و هنوز از سرنوشت و توزيع اين تعداد ماسک در کشور خبري نيست. در حالي محتکران از اين موضوع سواستفاده کردهاند و و اقدام به کسب پولهايي آلوده به خون مردم ميکنند که ماسک در داروخانهها، مراکز بهداشت و ... يافت نميشود. و همين امر باعث افزايش ترس در جامعه شده است. همه اين عوامل نشان ميدهد که موقعيت کرونايي اکنون آزمون مهمي است براي فهم اين واقعيت که انسان ايراني به چه ميزان و چگونه مقوله سلامت را درک ميکند؟ و حساسيت او براي نجات خود يا توجه به عواملي که او را تهديد مي کنند به چه ميزان است؟ اگرچه در حال حاضر براي قضاوت کردن درباره اين پرسش ها زودهنگام است و در روزها و ماه هاي آينده بايد واکنش جامعه ايراني را به نحو دقيق تري مشاهده کرد، اما به گمان من سياسي شدن سلامت، بدن و مقولات حوزه پزشکي، باعث نوعي آشفتگي و پيچيدگي در ذهن جامعه شده است.