آرمان ملي: ضعف نظام حزبي در کشور از جمله عواملي است که تقريبا پيش و پس از هر انتخابات بهعنوان يکي از مشکلات اصلي و اساسي امروز کشور مطرح ميشود، با اين وجود تا امروز راهکار کاربردي براي پايه گذاري يک حزب فراگير و تاثير گذار در کشور مطرح نشده است. هرچند احزاب در حال حاضر در انواع و اقسام وجود دارند اما به گفته فعالان در احزاب فعلي، آنها آمادگي و قدرت کافي را براي مواجهه با مشکلات اصلي کشور و مديريتهاي امروز ندارند چراکه وقتي ردصلاحيتهاي گسترده صورت ميگيرد و امکان کادرسازي هم به مراتب پايين ميآيد عملکرد حزبهاي سياسي در کشور به دنبال آن ضعيف خواهند شد. الياس حضرتي نماينده تهران در مجلس در اين خصوص معتقد است: «احزاب امروز فقط در حد بيانيه دادن و گاهي شرکت در انتخاباتها اعلام موجوديت ميکنند و هيچ نقش جدي در اداره امور کشور ندارند». گفتوگو «آرمان ملي» با الياس حضرتي، قائم مقام حزب اعتماد ملي را در ادامه ميخوانيد:
برخي مطرح ميکنند امکان فعاليتهاي مدني در کشور به علت ضعف احزاب وجود ندارد. چقدر اين نظريه را درست ميدانيد؟
اعتراضات مردمي بايد طبق مديريت يک حزب فراگير صورت بگيرد به شکلي که يک حزب اعلام کند شعارها، شرکتکنندگان و پيامدهاي يک تجمع را به عهده ميگيرد و برآن اساس براي تجمعات مجوز صادر شود. اما احزاب در ايران اين توانايي را ندارند و عنان کار از دست آنها خارج است و در کل موضوعات اعتراضات مردمي از ابعاد مختلفي داراي مشکل است، بهعنوان مثال براي اعتراض به افزايش قيمت بنزين مجوز گرفته ميشود، مجوز صادر شده براي شعارها در اعتراض به گراني است و نه اعتراض به مسائل ديگر. وقتي مسائل ساده صنفي تبديل به تجمعات ساختار شکنانه ميشود احزاب هم نميتوانند در خصوص آن پاسخگو باشند. تمام تجمعات در ايران تبديل به تجمعات تند ميشوند که هيچ کس آنهارا نميپذيرد، در سال 88 هم اين اتفاق رخ داد و من مستقيما به دبيرکل حزب اعتماد ملي گفتم چون تشکيلات نداريد و حزب توانايي اداره راهپيمايي به اين عظمت را ندارد که شعارهاي آن مشخص شده باشد و به دست جريان برانداز سپرده نشود از طرفي هم برخي براي تخريب جو تجمعات امکان دارد شعارهايي خلاف واقع بدهند. زماني که چارچوبها در کشور ضعيف است به اين مشکلات دچار ميشويم. در احزاب اين پتانسيل وجود ندارد که بتوانند مسائل اين چنيني را مديريت کنند و ضعف بنيادين در نظام حزبي در کشور به بسياري از مسائل که يکي از آنها اعتراضات است، آسيب وارد کرده است. علاوه براين احزاب حتي جرات درخواست براي تجمعات را ندارند. حزب نميتواند از شعارها مطمئن باشد و اگر احتياط کند محافظه کار شناخته ميشود وگرنه مکانهايي مثل پارک برنامه و بودجه براي آن مشخص شده است .
فکر ميکنيد مهمترين عامل عملکرد ضعيف و تاثيرگذاري کمرنگ احزاب در نظام سياسي کشور چه عاملي است؟
راجع به احزاب در کشور چند مشکل اساسي وجود دارد اولين مشکل اين است که نظام پارلماني را قبول کردهايم اما نظام حزبي را در قانون اساسي قبول نکردهايم. در قانون اساسي اجازه فعاليت به احزاب دادهايم اما نظام حزبي نداريم. نظام حزبي يعني اينکه همزمان با انتخاباتي که صورت ميگيرد يک انتخابات هم براي احزاب برگزار شود مردم بايد به احزاب راي بدهند و احزابي که بالاي يک درصد خاص راي آوردهاند، ميتوانند در پارلمان سهميهاي بهعنوان تعداد افراد داشته باشند. اگر مجلس 290 نماينده داشته باشد 150 نفر از آنها توسط کادر سازي احزاب انتخاب ميشود اما اينکمرنگ بودن نقش احزاب به نظام انتخاباتي هم آسيبهاي جدي وارد کرده است.
به آسيبهاي نظام انتخاباتي اشاره کرديد، با توجه به انتخابات اخير اين آسيبها بيشتر در چه مواردي به چشم خوردند؟
يکي از ايرادات در نظام انتخاباتي فعلي راي جمع کردن است بدان معنا که کانديداهايي که براي انتخابات تبليغات ميکنند بايد کدخدا را ببينند، مردم را ببينند و راي جمع کنند درنهايت هم انرژي براي آنها باقي نميماند که به مصالح ملي هم بيشتر فکر کنند و درگير همين شکل تبليغات انتخاباتي ميشوند، بعداز انتخابات هم بايد جواب آرايي را که جمع کردهاند، بدهند و به قولهايي که به افراد در ازاي راي دادهاند، عمل کنند. نمايندگان با وعده به مجلس ميآيند با وعده هم ميروند و 80درصد انرژي و زمان آنها در مجلس صرف موضوعاتي ميشود که هيچ ارتباطي با وظيفه پارلماني آنها ندارد. قانون اساسي بايد اصلاح شود تا اين روشها هم براي راي جمع کردن از بين بروند. اين اتفاق حداکثر تا ده سال ديگر رخ خواهد داد. نظام حزبي بدون اشکال نيست اما اشکالات آن خيلي کمتر از وضع موجود است. من فکر ميکردم در چهل سالگي انقلاب کميتههايي براي ارزيابي کارنامه چهل ساله نظام تشکيل شود اما اين اتفاق رخ نداد. درنهايت ما بايد به سمت تجربه بشري برويم و مثل اکثريت کشورهاي دنيا به نظامحزبي روي بياوريم و اگر اين تغيير صورت نگيرد احزاب بيانگيزه ميشوند و از بين ميروند. لازمه نظام حزبي نظام پارلماني است و بايد نخست وزيري شکل بگيرد و نميتوان با رياستي کارها را پيش برد. احزاب امروز فقط در حد بيانيه دادن و زمان انتخاباتها اعلام موجوديت ميکنند و هيچ نقش جدي در کشور ندارند و توان کادر سازي ندارند. احزاب به اين دليل که آينده روشني ندارند و تاثير گذاري هم ندارند، نميتوانند کادرسازي کنند و هرروز تاثير آنها در نظام سياسي کمتر ميشود، برهمين اساس هم در ايام انتخابات ائتلافهاي رفاقتي و دوستانه شکل ميگيرد حتي اگر حزبي هم پشت آنها وجود نداشته باشد.
با ادامه همين روند چه اتفاقاتي را در آينده سياسي کشور شاهد خواهيم بود؟
اگر همين روال فعلي را ادامه بدهيم روز به روز ضعيفتر ميشويم. موتور حرکت انتخابات مشارکت و نقش احزاب است که در شرايط فعلي فتيله آنها رو به خاموشي ميرود اينکه آيا ترميم پذير است يا خير بايد بگويم که بله، اما نياز به اراده قوي دارد. نکته جالب توجه اين است که افراد امکان دارد درانتخابات مجلس رد صلاحيت شوند اما در خبرگان يا رياستجمهوري تاييد صلاحيت شوند، متاسفانه اين موضوع حساب وکتاب شفافي حداقل براي جناحهاي سياسي اصلاحطلب ندارد.
با توجه به انتخابات اخير، فکر ميکنيد مجلس شوراي اسلامي تا چه ميزان بتواند در عرصه سياست تاثير گذاري سابق را بازگرداند؟
ضعف فعلي مجلس به عوامل زيادي بستگي دارد. يکي ازآنهااين است که به دليل شرايط موجود و البته روند احرازصلاحيتها کانديداها عمدتا از افراد جسور و شجاع نخواهند بود و اگر هم کانديدا شوند ردصلاحيت ميشوند، درچنين شرايطي انگيزه مشارکت در مردم پايين ميآيد و در نهايت افرادي که ضعيف هستند دريک رقابت ضعيف وارد مجلس ميشوند. درمجلس آينده رقابت براي رئيس مجلس تندخواهد بود.
با اين وجود درخصوص رياست مجلس چه پيش بيني داريد؟
رقابت بين چهار نفر شکل ميگيرد زاکاني، ميرسليم، قاليباف وآقاتهراني که هر چهار نفر براي رياست خيز برداشتهاند اما از ديد منطق درسال اول قاليباف رئيس مجلس خواهد بود؛ اين جريان بدهکاري به قاليباف دارد، چراکه در دوره قبل انتخابات رياست جمهوري اصولگرايان از او خواستند به نفع رئيسي کنار برود و او هم بدون اعتراض کنار رفت، بهرغم اينکه درانتخابات موقعيت خوبي هم داشت، براي اين حرف گوشکردن آقاي قاليباف، حتما به او يک سال رياست مجلس را ميدهند.
نقش اصلاحطلبان در اين برهه چيست؟
مهم اين است که اصلاحطلبان همت و اراده خود را براين اساس بگذارند که حضور فعال و مسئولانه در عرصه سياست داشته باشند. در انتخابات اخير هم حضور فعال و مسئولانه نداشتند، مردم هم منتظر آنها نماندند. اصلاحطلبان اخيرا مردد بودند و ترديد هم در عرصه سياست معنا ندارد. تمام اجزا و حرکات شما بايد نشان از قدرت و عزم اهدافتان باشد و اصلاحطلبان در انتخاباتهاي اخير مسئولانه رفتار نکردند و ميتوانستند بسيار قويتر از اين وارد ميدان شوند البته ملاحظات آنها را درک ميکنم اما بازي سياست برد برد نيست و گاهي بايد براي باخت هم آماده باشيم.