کرونا، دشمن سياست و اقتصاد و نظم و قانون است. اما دشمني اش با نظم و قانون، دشمني رودررو و مستقيم نيست. بلکه چون آدمها را ميکُشد و در آهنگ و نظم زندگي بلاتکليفي و آشوب پديد ميآورد، قهرا در سياست و اقتصاد جامعه اثر منفي دارد. در هجوم و ايلغار کرونا، مردمي که پريشان يا پريشانتر ميشوند، به حمايت نياز دارند و پيداست که کشور بايد حامي آنها باشد. ولي اکنون حضور کشور و سياست چندان پيدا نيست. گويي همه کارها بر عهده وزارت بهداشت و درمان و پزشکان و بيمارستانها گذاشته شده است و اينها بايد با نقصانها و کمبودها و حتي در برابر مانع تراشيهاي ناشي از جهل و غرور بسازند و به کارشان ادامه دهند. کاش سياست ميتوانست لااقل از کارشکنيها و نادرستيها و خلافکاريها جلوگيري کند. با توجه به چنين وضعي پيداست که بايد قدردان و حق شناس کساني بود که با جان خود به مقابله بيماري رفتهاند. چند روز پيش کسي به يادم آورد که سالها پيش مقاله اي در باب رابطه پزشک و بيمار در عصر تکنولوژي نوشته و در آن وساطت تکنولوژي ميان پزشک و بيمار را آفتي براي اخلاق پزشکي دانسته بودم. اخلاق پزشکي برخلاف آنچه غالبا ميپندارند، مثل اخلاقهاي صنفي (اخلاق مهندسي، اخلاق کسب و کار و…) چيزي بيرون از علم و حرفه و زايد بر آن نيست و از پزشکي جدا نميشود. پيشامد شيوع کرونا ميتواند آزمون بزرگي باشد. در طي سالهايي که من به ياد ميآورم ايران دچار اپيدميهاي بسيار شده است. اما هيچيک از آنها اين همه نگراني پديد نياورده و موجب پريشاني خاطر مردم نشده و به اين جهت نميتوانسته است آزموني هم براي سنجش تواناييها و ناتوانيهاي دستگاهها و سازمانهاي کشور و درک و شعور اجتماعي مردم باشد. گرچه در اين پيشامد آثاري از تضادهاي دروني فکر و عمل و زندگي نيز آشکار شده است. از جمله آنها يکي هم مداخله کساني در اين امر خطير است که با مفهوم بيماري و سلامت در جامعه جديد به کلي بيگانهاند. اينجا مقام حکم درباب مفهوم و معني سلامت و بيماري در دورانهاي تاريخي نيست. مهم اين است که بدانيم آيا کشور تکليف خود را با کرونا ميداند؟ و سازمانها -توقع هماهنگي کامل نيست- اندک هماهنگياي با هم دارند و همکاري ميکنند؟ و اگر دارند اين همکاري به چه صورت است؟ قصه دردآور اين است که هر روز خبري از قاچاق و احتکار لوازم بهداشتي و طبي منتشر ميشود. آيا سياست پاي خود را از ماجرا کنار کشيده است يا نميتواند از عهده خلاف کاريها برآيد؟ وقتي سياست پاي خود را از بحبوحه بلا کنار بکشد و دستش را هر چه بتواند از ويروس کرونا دور نگاه دارد و حتي دخالتي در هماهنگ سازي سازمانها نداشته باشد بر مشکل غلبه نميتوان کرد. اشتباهي که همه ما کم و بيش به آن دچاريم اين است که قدرت و توانايي اشخاص و مخصوصا متصديان امور را بيش از آنچه هست ميانگاريم و به اين جهت از آنها توقع داريم که در شرايط بحراني بتوانند همه امکانهاي کشور را براي عبور از بحران هماهنگ کنند. مسلما بعضي از آنها در اين کار ميکوشند اما وقتي سازمانها ناتوان و ناکارآمد باشند، کوششها چنانکه بايد به نتيجه نميرسد. ويروس کرونا سالم و بيمار و زنده و مرده نميشناسد و به همه کس هر آسيبي که بتواند ميرساند. شايد در اين ماجرا با جاهلاني که عملا در خدمت او قرار ميگيرند اندکي مدارا کند. اينکه اخيراً گفتهاند ويروسها هوشمند ميشوند و ميتوانند ميزبان خود را انتخاب کنند از حرفهاي عجيب است، هرچند که شايد از حوزه قدرت تکنولوژي خارج نباشد. از مبتلايان به ويروس کرونا که بگذريم ميبينيم که در کار پزشکان و نظم بيمارستانها و درمان بيماران غيرکرونايي هم تغييري محسوس روي داده و در سايه نگراني از ويروس قرار گرفته است. کساني هم که از دنيا ميروند اگر مردههاي بيکفن و دفن نباشند مراسم ترحيم و يادبود برايشان برگزار نميشود. کرونا با مردهها هم دشمني دارد. از اگامبن فيلسوف ايتاليايي نقل کردهاند که شيوع ويروس کرونا يک وضع استثنايي براي حکومتها به وجود آورده است، اما اين وضع به سياستمداران نه فقط مجال و فرصت اعمال قدرت نميدهد بلکه شايد بتواند سياست را از ميدان بيرون کند. در فضايي که ويروس کرونا پديد آورده است، سياست و ايدئولوژي خاموشي اختيار کردهاند. آن وضع استثنايي که کارل اشميت و آگامبن ميگويند وضعي است که کشور و مردم نميدانند چه بايد بکنند و حکومت تصميم ميگيرد. اما در وضع کنوني حکومت بايد پناه مردم باشد و براي مردم تصميم بگيرد. آيا در شرايط کنوني سياست از عهده مقابله با ويروس کرونا برمي آيد؟ اگر مثل حکومت چين بتواند از عهده بر آيد، کشور چندان آسيب نميبيند، اما اگر از عهده بر نيايد قهرا دشواريهايي پديد خواهد آمد. آزمون ما اکنون همين است و بايد اميدوار باشيم که از آن سرافراز بيرون بياييم.