از چند هفته قبل عدهاي صحبتهايي در خصوص مهندسي قهرماني پرسپوليس کرده بودند، در حالي که اين تيم بهخاطر شخصيتي که داشت در آستانه کسب چهارمين عنوان قهرماني است و در حال حاضر استعفاي مديرعامل باشگاه نشان ميدهد که پرسپوليس هيچگاه از حمايت خاصي براي رسيدن بهعنوان قهرماني برخوردار نبوده است. در گذشته، علياکبر طاهري که زماني مديرعامل باشگاه پرسپوليس بود اعلام کرد عملکردش بهگونهاي بوده که در زمان جدايي وي باشگاه يک و نيم ميليارد تومان بستانکار است و بدهکاري ندارد. پس از او حميدرضا گرشاسبي مديرعامل پرسپوليس شد و در صحبتهاي خود اعلام کرد بدهي روي بدهي اضافه ميشود. در مورد ايرج عرب و محمدحسن انصاريفرد که هر کدام مديرعامل پرسپوليس بودند نيز صحبتهايي از اين قبيل وجود دارد و در واقع نميتوانيم تشخيص دهيم چه کسي راست و چه کسي دروغ ميگويند. بهنظرم سازمان بازرسي کل کشور بايد به مسائل مالي باشگاههاي پرسپوليس و استقلال ورود کند تا صورتوضعيتهاي مالي باشگاه بهطور دقيق بر همگان روشن شود. اينکه موج بدهيهاي خارجي روي دوش باشگاه پرسپوليس نهاده شده دليل بر مديريت انصاريفرد نيست و مديران قبلي نيز در اين قضيه دخيل هستند. بهعنوان مثال جذب بازيکن بيکيفيتي مانند جونيور براندائو که قابليت خاصي نداشت و 5 هزار دلار هم نميارزيد، بالغ بر 400 هزار دلار پول به وي داده شد. ديگر خارجيهايي که بهعنوان مربي و بازيکن در پرسپوليس فعاليت کردند نيز شرايط متفاوتي داشتند و برخي از کيفيت خوبي برخوردار بوده و برخي آنچنان شرايط مناسبي نداشتند. مسالهاي که وجود دارد اين است که بايد بدهيها در موعد مقرر پرداخت شود نه اينکه از مديري به مدير بعدي واگذار شود. هواداران پرسپوليس چه گناهي کردهاند که تيمشان در راه رسيدن به چهارمين قهرماني متوالي وارد چالشهاي مختلفي شده است. مديران باشگاه بايد بهصورت علني جلسهاي برگزار کنند و تمامي موارد لازم را بهصورت شفاف به رسانهها اعلام کنند. بهنظرم انصاريفرد بههمراه نمايندگان هياتمديره و سازمان بازرسي کل کشور ميتوانند حضور همزماني در جلسه پرسش و پاسخ داشته باشند و تمامي موارد لازم را توضيح دهند. بدونشک رسانهها ميتوانند متوجه شوند که چه کسي حقيقت را بيان ميکند. اينکه دائما پشتسر يکديگر حرف زده ميشود، مسالهاي را حل نميکند و بر ابهامات ميافزايد. انصاريفرد تنها مديرعامل باشگاه است و حق رأي در هياتمديره ندارد. بهنظرم بهتر بود از همان روز اول عضو هياتمديره ميشد. حالا که اين اتفاق نيفتاده بايد بتواند تعامل خوبي با همکاران خود در پرسپوليس داشته باشد. اينکه با خواستههاي او مخالفت ميشود، به اين خاطر است که وي قصد داشت کارهايي انجام دهد که مطابق ميل هياتمديره نبوده است. او درآمدهايي که از اپليکيشن پرسپوليس بهدست ميآمد را خرج کرده و همچنين سند دولتي را امضا و در هزينههاي باشگاه قرار داده. هر چيزي که ثبت ميشود بايد تاييديه آن از هياتمديره گرفته شود و اين خواسته مديران پرسپوليس از انصاريفرد منطقي بوده است. بهصورت کلي بهتر است کشمکشها به پايان برسد چون فايدهاي ندارد و اگر انصاريفرد قصد بازگشت به پرسپوليس را ندارد و نميخواهد به اين باشگاه بازگردد، بهتر است با اعضاي هياتمديره در خصوص مسائل مختلف تعامل کند و در نهايت جدا شود. عليرضا بيرانوند با انتشار پستي در فضاي مجازي از انصاريفرد حمايت کرده است، ولي بهنظرم بيرانوند نبايد در اين موضوع اظهارنظري ميکرد. او بازيکن تيم است و همانطور که پول حرفهاي ميگيرد بايد به شکل حرفهاي هم عمل کند. تمامي بازيکناني که سکوت کردند کار درستي کردند چون امور هياتمديره باشگاه بايد توسط مسئولان آن اجرا شود و بازيکن حق دخالت در چنين اموري را ندارد.