اگر تفاوت نسلها به درستي هدايت شود، يک فرصت است اما اگر تغيير نسل را دنبال نکنيم و براي آن برنامهريزي جدي نداشته باشيم، طبعا مشکلآفرين خواهد بود. از طرفي نسل جوان داراي پتانسيلهاي فوقالعادهاي است و براي اينکه بتوانيم اين تغيير را رهبري کنيم بايد بدانيم اين سرمايه بيبديل ملت نيازمند رشد دادن است. به تعبير شهيد مطهري، رشد سرمايه نيازمند طي چهار مرحله شناخت سرمايه، نگهداري، بهرهبرداري و توسعه آن است. ما نيازمند آن هستيم که بزرگان و مديران باتجربه و مسن، رهبري نسل جوان را به دست بگيرند. البته اين رهبري مراتبي دارد، رهبري که به معناي نفوذ آمده است و اين رهبري بايد در عمل اتفاق بيفتد. براي همين اگر در گذشته مدعي دنبال کردن الگوي عدالتخواهي و عدالتطلبي هستيم، بايد در عمل آن را نشان دهيم. در حقيقت بايد الگوي عدالت را براي نسل جوان ترسيم کنيم. اگر هر فردي در سطح خود، خانواده و در محيطهاي متنوعي که حضور پيدا ميکند، اگر اين الگوسازي را که در طول زمان اتفاق ميافتد، ايفا کرده باشد و در رفتارش نشان دهد که منادي عدالت است، طبعا بر فرزندان، جوانان و نوجواناني که در اطرافش هستند، تاثير مثبتي خواهد گذاشت اما مشکل اينجاست که فاصله گفتار و اعمال بسيار زياد است. امروزه تجمل گرايي يکي از آفات مسئولان ما شده است. بيترديد در جامعه دهه شصت، زندگي ساده بود و اتفاقا جوانان بهعنوان الگوساز جامعه انقلابي در اين سبک زندگي پيشقدم بودند، اما در جامعه امروز بروز و ظهور چنين سبک زندگي نمود چنداني ندارد، در عوض تجملگرايي در سبک زندگيها پديده همهگيري شده است که همه سعي دارند به نوعي به اين سبک زندگي دست پيدا کنند. در اين ميان بايد پرسيد اين تجملگرايي از سوي چه کساني دامن زده ميشود؟ جوانان يا مسنترها؟! البته اگر قرار است که نسل جوان را رهبري کنيم بايد توجه کرد که اين رهبري دو سو دارد، يک سوي آن رهبري و سوي ديگر آن پيروي است. اگر قرار است فردي از ما بهعنوان پيشکسوت اين نسل پيروي کند، بايد سادهزيستي مارا ببيند. اگر قرار است کالاي ايراني مصرف کنيم، بايد اين مصرف در رفتارمان نشان داده شود. چنانکه تاکيد شده است که مردم با نگاه به الگوي رفتاري مديران زندگي ميکنند. بنابراين الگوسازي براي نسل جوان بايد از يک نقطه آغاز شود. حال اگر اين شروع از مديران کشور نباشد، انتظار نابجايي است که از مردم توقع داشته باشيم که آنها سادهزيست باشند و ما تجملگرا باشيم. براي اميد دادن به نسل جوان و استفاده از آنها بهعنوان نيروي تازه بايد مديران ديروز جاي خود را به آنها بدهند و به آنها اعتماد کنند و اختيار دهند و خودشان کنار بروند. در پايان لازم است مجدد تاکيد کنم که همانطور که زمان جنگ به جوانان و برنامههايشان اعتماد کرديم، امروز نيز بايد به اين قشر و اهدافشان اعتماد کنيم و همه کمر همت بنديم تا جوانان را در عرصههاي مختلف زير چتر حمايتي بگيريم ؛ فراموش نکنيم که رهبر انقلاب فرمودند: اگر ما به جوان اعتماد کنيم، از غير جوان، هم بهتر و مسئولانهتر کار را انجام ميدهد؛ هم سريعتر پيش ميبرد، هم کار را تازهتر به ما تحويل خواهد داد.