آرمان ملي- عليرضا پورحسين: اتفاقاتي که در روزهاي قبل از انتخابات بر ما عيان شد اين بود که رقابت درون اصولگرايان پس از آغاز مجلس يازدهم شدت خواهد گرفت به علت اينکه اختلافاتي ميان آنها وجود دارد که بارها علني شده است . هرچند تلاش کردند در لحظات آخر به ليستي واحد برسند ولي در عمل دو نگرش معتدل و افراطي درون اين ليست وجود دارد. اين دو طيف ممکن است به صورت تاکتيکي در يک مورد خاص وحدت کنند و حتي ممکن است در مورد رئيس مجلس به وحدت برسند اما در درون خودشان اختلافها شدت ميگيرد. آنچه که مسلم است هيچ شخصي از اختلافات نمايندگان مجلس يازدهم خشنود نخواهد شد زيرا ما منتظر اختلاف بين آنها نيستيم و هميشه اميدوار بوده و هستيم که سياسيون با هم وحدت داشته باشند و کشور را نجات دهند. در صورتي که رويکرد مجلس يازدهم تقابل با دولت نباشد اين امر نيز به صورت ملي تحقق خواهد يافت. فارغ از جناح بنديها، هر نهادي که کمر خدمت ببندد بايد مورد حمايت قرار گيرد. از سوي ديگر با توجه به حضور حداقلي جريان اصلاحات در عرصه قدرت ، صحبتهايي در مورد نوع مشارکت آنها بر سر زبانها افتاده است که «آرمان ملي» در راستاي بررسي اين مسائل گفتوگويي با محمد صادق جوادي حصار، فعال سياسي اصلاحطلب، داشته است که در ادامه ميخوانيد:
اختلافات ميان جناحهاي مختلف جريان اصولگرا را چقدر جدي قلمداد ميکنيد؟
اين اختلافات از همان روزهاي نخست آغاز روند انتخابات مجلس يازدهم پر رنگ شد و هر چه به انتخابات نزديکتر ميشديم شاهد اوج گيري بيشتر آن بوديم. اصولا زماني که اين جناح يک رقيب جدي داشته باشد با يکديگر متحد ميشوند اما زماني که رقيب از گردونه رقابت حذف شده باشد، آنگاه در عرصه قدرت با يکديگر اختلافات جدي پيدا ميکنند. دقيقا در همين عرصه انتخابات دوره يازدهم با انديشه اينکه جناحي ديگر نميتواند براي آنها خط و نشان بکشد، اختلافات آنها جدي شد و حتي در ارائه يک ليست واحد نيز به مشکل برخوردند. در زمان حاضر نيز که از ورود خود به مجلس مطمئن شدهاند احتمال اينکه اين اختلافات بيشتر شود نيز وجود دارد و اوج آن را در عرصه انتخاب رئيس مجلس شاهد خواهيم بود.
آيا خروجي مجلس يازدهم در سالهاي ابتدايي، به تشکيل دولتي اصولگرا در دوره بعد منجر خواهد شد ؟
قطعا نمايندگان مجلس در اين راستا گام خواهند برداشت و مورد مطلوب آنها اين است که دولتي همسو با خود را در راس قدرت قرار دهند اما بايد منتظر ماند و شرايط آن روزها را مشاهده کرد زيرا استقرار دولت آينده به مقولههاي بسياري وابسته است. بايد توجه کرد که برگزارکنندگان انتخابات آتي آنها نيستند و در اين عرصه شايد نتوانند با آزادي عمل خاصي گام بردارند. بعيد به نظر ميرسد اين جناح با شعارها و حرفها و برنامههاي خود در فضايي که اگر رقيب جدي داشته باشند بتواند موفقيت خاصي را کسب کند. غالب جامعه در عرصه انتخابات رياست جمهوري با جناح اصولگرا هم نظر نيست و در صورتي که باز هم با کاهش مشارکت مواجه شويم آنها ميتوانند در آن انتخابات پيروز شوند اما در صورتي که همچون دورههاي گذشته انتخابات برگزار شود شانس آنها کم خواهد بود. قطعا عملکرد مجلس يازدهم نيز در تعيين دولت آينده نقش خواهد داشت به نحوي که اگر خروجي مطلوبي داشته باشد راه براي تصاحب دولت نيز براي آنها فراهم ميشود. امري که دور از ذهن به نظر ميرسد.
جريان اصلاحات در اين ميان چه سياستي بايد اتخاذ کند؟
به نظر من جريان اصلاحات بايد با توجه به نياز کشور گامهاي بعدي خود را بردارد. اگر کشور در انتخابات آتي نيازمند يک رقابت جدي در اين عرصه باشد بايد در انتخابات شرکت کرد و در همين راستا از گسترش رخوت و سستي و بيانگيزگي در کشور جلوگيري کرد. در چنين شرايطي ميتوان با ملاحظاتي به عرصه انتخابات پا گذاشت و امر مطلوب را محقق کرد. در صورتي که شرايط به گونهاي باشد که حتي با به روي کار آمدن يک دولت اصلاحطلب پيشرفتي در کشور حاصل نشود، عملا شرکت فعال در انتخابات نيز کارساز نخواهد بود. براي جلوگيري از اين امر بايد در ابتدا جامعه مدني را به سمت پويايي و تحرک سوق داد تا مطالبه جريانهاي مردمي فراهم سازي يک بستر مناسب براي انتخابات پرشور شود که از جمله آنها فراهم سازي زمينهاي سالم و همه گير براي انتخابات است. بنابراين در وهله اول جريان اصلاحات بايد تمرکز خود را بر روي جامعه مدني معطوف کند .
در اين برهه زماني آيا تشديد انتقادات و اختلافات به يک ثمره مطلوب منجر خواهد شد ؟
نقد و بيان ايرادات هر روند از جمله لوازم ضروري اصلاح است. اصلاح بدون نقد و بررسي اصولا به سرانجام نخواهد رسيد و بدون نقد جناحها و عملکرد آنها عملا امکان اصلاح را از جامعه نيز سلب ميکنيم. نکتهاي که قابل توجه است اين است که اصلاح يک امر تدريجي است و به مرور رقم ميخورد. در گام نخست بايد رفتار سياسي بهگونهاي باشد که معايب برطرف گردد و تمامي ساحتها به کمک اختلاف نظرها و انتقادات به پويايي خواهند رسيد. هر دو جريان اصلاحات و اصولگرا بايد در وهله اول به خود انتقادي روي آورند و بدون نقش ديگري خود را در ابتدا اصلاح کنند. مراد اصلي از اين پويايي و اصلاح عبور دادن کشور از بحرانهايي است که در حال حاضر با آن مواجه است. در اين عرصه مشارکت همه آحاد جامعه امري اجتناب ناپذير است و شايد نخستين بحراني که بايد از پيش رو برداشته شود بحران بياعتمادي حاکم در جامعه و کشور است که صرفا با مشارکت حداکثري امکان پذير است. ملت ايران سرمايه عظيمي است که به کمک آنها ميتوان هر مشکلي را حل کرد. پس بنابراين در اين برهه زماني انتقادات و اختلافات نبايد منجر به تخريب شود زيرا اثري عکس خواهد داشت و گامي در راستاي عقبگرد کشور خواهد شد.