1-خداي چيزهاي کوچک
«خداي چيزهاي کوچک» يکي از مهمترين آثار ادبي جهان است که در سال 1997 منتشر شد. آرونداتي روي نويسنده هندي، با اين کتاب نامش را در ادبيات جهان جاودانه کرد. «خداي چيزهاي کوچک» در طول بيست سالي که از انتشارش ميگذرد، با چند ترجمه به فاسي منتشر شد، اما هيچکدام از ترجمههاي پيشين نتوانسته بود حق مطلب را درباره اين شاهکار ادا کند. در سال جاري اين رمان با ترجمه سيروس نورآبادي و از سوي نشر نقش جهان منتشر شد. ترجمهاي که حالا ميتوان از آن بهعنوان بهترين ترجمه اين رمان به فارسي ياد کرد. يکي از مهمترين نکات برجسته اين ترجمه، داشتن مقدمهاي از جان آپدايک نويسنده فقيد آمريکايي است. آپدايک «خداي چيزهاي کوچک» را يک رمان جاهطلبانه و اثرِ هنريِ هوشمندانهاي ميخواند که زبان خاص و ويژه خود را ابداع کرده است.
«خداي چيزهاي کوچک» در سال 1997 برنده جايزه بوکر شد و در سال 2005 در فهرست صد رمان برتر گاردين و 1001 کتابي که پيش از مرگ بايد خواند قرار گرفت. اين رمان در سال 2019 نيز بهعنوان هشتمين کتاب الهامبخش جهان در فهرست صدتايي کتابهايي که جهان را شکل دادهاند، از سوي بيبيسيآرت انتخاب شد.
«خداي چيزهاي کوچک» در سطح روييِ خود، داستان خواهر و برادرِ دوقلويي است به نام راحل و استا که مدام در زمان به گذشته (هفت سالگي راحل و استا، 1969) و حال (سيويک سالگي راحل و استا، 1993) کشيده ميشوند، اما در لايه زيرين خود، مفاهيمِ عميقِ انساني چون عشق، فقدان، خيانت و تعرض را در بستر تاريخ و اسطوره و مذهب ميکاود، آنطور که خود آرونداتي روي ميگويد: «براي من چيزي که نوشتن خداي چيزهاي کوچک را به تجربهاي ارزشمند تبديل کرد اين است که مردم در سراسر دنيا با اين کتاب ارتباط برقرار کردهاند، اينکه اين کتاب بهنوعي بر نقطهاي عميق در وجود انسان دست ميگذارد.»
2-هوانورد
ادبيات معاصر روس امروزه راه خود را همچون نويسندههاي کلاسيکش يافته و ميپيمايد. يکي از نويسندههاي معاصر روس که آوازهاش از مرزهاي روس فراتر رفته و از او بهعنوان يکي از برجستهترين نويسندههاي معاصر روس در جهان ياد ميکنند يِوگني وادالازکين است. «هوانورد» از مهمترين آثار اين نويسنده است که در سال جاري با ترجمه زينب يونسي، از سوي نشر نيلوفر منتشر شد. «هوانورد» از زمان انتشارش موفقيتهاي بسياري به دست آورد از جمله جايزه دوم کتاب بزرگ روسيه. همچنين به فهرست پرفروشهاي کتاب ملي و جايزه بوکر روسي نيز راه يافت و به بيش از سي زبان ترجمه ترجمه شد. در سال 2019 نيز وادلازاکين جايزه معتبر سولژنتسين را براي يک عمر دستاورد ادبي دريافت کرد.
موضوع اصلي يا دغدغه محوري وادالازکين در «هوانورد» زمان و مکان و رابطه آن با انسان است؛ آنطور که در «هوانورد» ميبينيم يک عصر را وقايع نميسازد، بلکه احساسات فردي، بوها و صداها ميسازد و همين است که وقتي آن را از دست بدهي زمانت را گم ميکني و همين است که آدمهاي يک عصر را بههم پيوند ميدهد و نه مثلا انقلابها يا حتي ايدئولوژيهاي فراگير. از همين زاويه است که ميتوان «هوانورد» را نه رماني با جزييات تاريخي برشمرد، بل، آنطور که راوي (قهرمان اصلي رمان) خودش را «ترسيمگر زندگي» معرفي ميکند، آن را رمانِ زندگي ناميد؛ رمانِ انسان.
3-اگر اين نيز انسان است
در بين آثاري که درباره جنگ دوم جهاني توسط قربانيان و بازماندگان آن نوشته شده، دو کتاب اهميت بسيار دارد: «خاطرات آن فرانک» و «اگر اين نيز انسان است» نوشته پريمو لوي، که هر دو به فهرست صد رمان بزرگ جهان گاردين و لوموند راه يافتهاند. فيليپ راث در دهه آخر عمر پريمو لوي به ديدارش رفت و مقاله مفصلي درباره او و اين کتاب نوشت. همچنين در سال 2013 هوارد جاکوبسن نويسنده بريتانيايي برنده جايزه بوکر به بازخواني آن نشست و آن را ستود.
پريمو لوي وقتي بيستوپنجساله بود توسط ميليشياي فاشيست دستگير شد و بهعنوان يک ايتاليايي يهوديتبار در ژانويه 1944 به آشويتس انتقال داده شد و يازده ماه بعد هنگام ورود سربازان ارتش شوروي بهخاطر تب شديد ناشي از بيماري مسري و عفوني مخملک در بيمارستان اردوگاه بستري بود. لوي تجربيات يازدهماهه خودش را دو سال پس از آزادسازي در سال 1947 تحت عنوان «اين نيز انسان است» منتشر کرد. کتاب سيزده سال بعد به انگليسي ترجمه و سپس به زبانهاي ديگر و بهعنوان يکي از مهمترين آثار ادبي جهان شناخته شد و پس از تقريبا هفتاد سال با ترجمه سپاس ريوندي از سوي نشر ماهي منتشر شده است.
روايت پريمو لوي در «اين نيز انسان است» هر خوانندهاي را به شگفتي واميدارد. او تجربه زندگياش در آشويتس را با خونسردي شيميداني نوشته که مصالح کارش مواد منفجره است. نثر شاعرانه لوي، نثري جنونآميز است که در لابهلاي آن ميتوان خشونت افسارگسيخته نازيها و تلاش او و ديگر ناانسانها را براي زندهماندن ديد.
4-پطرزبورگ
يک قرن پيش، در 1913، آندري بيهلي رماني نوشت با نام «پطرزبورگ». رمان در زمان خودش چندان ديده و خوانده نشد، اما در سال 1959 بود که به انگليسي ترجمه شد و به شهرت جهاني رسيد؛ تاجاييکه ولاديمير ناباکوف آن را در کنار «اوليس»، «مسخ» و «در جستوجوي زمان از دسترفته» قرار داد و از آن بهعنوان يکي از چهار رمان بزرگ قرن بيستم ياد کرد. پس از يک قرن اين رمان با سه ترجمه و در يک سال منتشر شد: ترجمه فرزانه طاهري از انگليسي، ترجمه افتخار نبوينژاد از فرانسه، و ترجمه نازلي اصغرزاده از روسي.
«پطرزبورگ» را با «اوليس» جيمز جويس در کنار هم قرار ميدهند، با اينحال برخي نيز آن را همارز «کوه جادو»ي توماس مان ميدانند و آن را مثال روشني از رمان سمبوليستي برميشمرند. از همين منظر است که گفتهاند اگر «اوليس»، «اديسه»ي مدرنيستي است، «پطرزبورگ»، «اديپ شهريار» سمبليستي است. شايد بتوان شخصيت اصلي «پطرزبورگ» را شهر «پترزبورگ» معرفي کرد. «پطرزبورگ» يک پرتره بدبينانه از انسانِ در حال فرار از خود و اجتماعش است، اما به روايتي ديگر ميتواند جدلي ميان آزادي و سرکوب هم باشد؛ جدلي ميان حس فروپاشي دائم و خالي از سکنهشدن شهر، حسي عجيبوغريب و مرموز است که در اين رمان با آن مواجه ميشويم، اما شايد هوشياري نويسنده در پيشبيني سرخوشي ابتدايي از فروپاشي کمونيسم همان حس خوشي است که ميتواند زمين را براي مردم مکاني امنتر و براي هر تزار به جهنمي بيدروپيکر تبديل کند و اين خوشي همان نقطهعطفي است که در بين اين روايات بدبينانه، منشأ تفاوت اثر نسبت به ديگر آثار همرده آن محسوب ميشود.
5-آزادي
جاناتان فرانزن يکي از بزرگترين نويسندههاي معاصر است که با رمان «اصلاحات» (2001) نامش سر زبانها افتاد. اين رمان بسياري از جوايز ادبي معتبر را از آن خود کرد، از جمله کتاب ملي آمريکا. همچنين در سال 2019 شانزدهمين رمان قرن بيستويکم گاردين را از آن خود کرد و جيمز وود منتقد برجسته انگليسي آن را با «خانه قانونزده» ديکنز مقايسه کرد. موفقيتهاي فرانزن نُه سال بعد با رمان «آزادي» (ترجمه فارسي: شيما بنيعلي، نشر علمي) تکرار شد. کتاب سال نيويورکتايمز و مجله سالن از جمله موفقيتهاي کتاب بود. مجله تايم پس از انتشار «آزادي»، براي نخستينبار در دهه گذشته، عکس فرانزن را روي جلد خود آورد و اين رمان را «شاهکار ادبيات داستاني آمريکا» نامگذاري کرد، گاردين، فرانزن را «نابغه ادبي» ناميد و ميچيکو کاکوتاني -برنده جايزه پوليتزر نقدنويسي- آن را «تصوير ماندگاري از زمانه ما» توصيف کرد و نشريات و منتقدان بسياري آن را «رمان بزرگ آمريکايي» ناميدند.
«آزادي» تصويري از خانوادهاي شهري در غرب ميانه را ارايه ميدهد. اعضاي اين خانواده را پدر و مادر و دو فرزندشان تشکيل ميدهد که آهستهآهسته مسير خود و يکديگر را گم ميکنند. «آزادي» مانند همه رمانهاي بزرگ، تنها داستان گيرا و جذابي را روايت نميکند؛ بلکه اين رمان بهوسيله درخشش پايدار درکِ عميقِ اخلاقيِ نويسنده، جهاني را که بهنظر ميشناسيم توضيح ميدهد. دليل عمده موفقيت فرانزن اين است که تعادل بين طنز و دلسوزي را حفظ ميکند. درحالي که گهگاه شاهد آن هستيم که فرانزن کاراکترهايش را در شرايط مضحک و عجيبوغريبي قرار ميدهد، آنقدر بهعنوان يک نويسنده بر خود تسلط دارد که از خندههاي صِرف اجتناب ميورزد. او دوستدار و حتي عاشق کاراکترهايش است و ميخواهد که آنها در دل خوانندگانش هم جاي گيرند.
6-گريزها
ادبيات لهستان نامهاي بزرگي را يدک ميکشد که همه برنده نوبل ادبيات شدهاند: آيزاک باشويس سينگر، ويسواوا شيمبورسکا و هنري سينکويچ. به اين نامها حالا بايد نام اُلگا توکارچوک برنده نوبل ادبيات 2018 را هم افزود. او را به خاطر دو رمان «گريزها» و «اسفار يعقوب» ميشناسند. «گريزها» در سال 2007 به زبان لهستاني منتشر شد و در سال 2008 معتبرترين جايزه ادبي لهستان (نايک) را از آن خود کرد. اين کتاب در سال 2017 انگليسي منتشر شد و در سال 2018 جايزه بوکر بينالمللي را دريافت کرد. (ترجمه فارسي: فريبا ارجمند، نشر همان) يکي از اصليترين دلايل اهداي نوبل به او، رمان «گريزها» (و البته رمان «اسفار يعقوب» که براي دومينبار جايزه نايک را از آن توکاچوک کرد) بود.
«گريزها» از تکههاي تقريبا مستقل از هم تشکيل شده و ميتوان گفت مجموعهاي از 116 اثر ادبي با حجمهاي متفاوت است. «گريزها» شامل داستانهايي است که گاه احساس ميشود از منابع باستاني الهام گرفته شده و گاه ساختگي هستند. به بياني ديگر «گريزها» رماني است درباره سفر در قرن بيستويکم و کالبد آدمي؛ رماني که زندگي، مرگ، حرکت و سلوک حرف ميزند. راوي، يک نويسنده بينام لهستاني است که ميل سيريناپذيري به سفر دارد و در تکههاي مختلف رمان، در شهرهايي بينام، با افرادي گفتوگو ميکند. هر يک از اين افراد که به نوعي درگير مهاجرت و جابهجايي هستند، در پنج صفحه، گاهي کمتر و گاهي بيشتر، حرف ميزنند و زماني که آنها تجربه سنگين زندگي خود را به ميان ميآورند، ديگر دوامي ندارند و داستانهايي ديگر به ميان ميآيد.
7-ملاقات با جوخه آدمکُش
جنيفر ايگان نويسندهاي است بهمعناي واقعي کلمه، «خاص»؛ از همين زاويه است که منتقدان ادبي او را با القابِ مارسل پروستِ پانک، ويليام فاکنرِ راکاندرول و جان دوسپاسوسِ هيپي توصيف ميکنند. ايگان با چهارمين رمانش «ملاقات با جوخه آدمکُش» (2011)، توانست جايزه پوليتزر، جايزه انجمن منتقدان ادبي آمريکا، بهترين رمان قرن 21 به انتخاب بيبيسي، بهترين رمان قرن 21 به انتخاب منتقدان انترتينمنت ويکلي و بيستوچهارمين کتاب قرن 21 به انتخاب گاردين را از آن خود کند. علاوه بر اين جوايز، اين کتاب توانست بهترين کتاب سال نيويورکتايمز، واشنگتنپُست و بسياري نشريات ديگر را نيز به خود اختصاص دهد. موفقيت «ملاقات با جوخه آدمکُش» تا آنجا بود که مجله تايم آن را «کلاسيکي جديد از رمان آمريکايي» و نيوزويک «اثري سنتي همچون آثار ديکنز» معرفي کرد. «ملاقات با جوخه آدمکُش» با ترجمه فاطمه رحيميبالايي از سوي نشر نقش جهان منتشر شده است.
اهميت «ملاقات با جوخه آدمکُش» فقط جوايز و افتخاراتي نيست که به آن دست يافته؛ بلکه آنچه که باعث تمايز و ديدهشدن اثر شده، ساختار و زمانبندي رمان است. رمان از سيزده داستان کوتاه بههمپيوسته تشکيل ميشود که هم بهصورت مجزا و هم در کل داراي بار معنايي متفاوت است. هيچشخصيت و قهرماني به معناي کلاسيک آن در رمان وجود ندارد. کارکرد بخشهاي رمان بهمثابه داستانهاي کوتاه مجزا آن را مناسب خواننده کمحوصله و کمزمان پُستمدرن ميکند؛ ولي هنگامي که آن را بهصورت رمان ميخوانيم و پازل هوشمندانه ايگان را حل ميکنيم سرگذشت شخصيتها يکي پس از ديگري به سطح ميآيند و آنجاست که خواننده حرفهاي انگار که پس از ديدن نمايشي تراژيک به اوج لذت و کاتارسيس ميرسد. ساختار غيريکدست آن زيبايي يک رمان کاملا پُستمدرنيستي را داراست. جدا از زبان و موسيقي که جزو مولفههاي بارز ايگان در اين رمان است، روايت نيز عنصر پررنگ اين رمان است. او از شيوههاي مختلف روايت براي قصهپردازياش و بهنوعي کارکرد زمان و موسيقي استفاده ميکند؛ از همين منظر است که او را با جويس و پروست و فاکنر مقايسه ميکنند.
8-عصرها
جرارد ريو يکي از برجستهترين و شناختهشدهترين نويسندههاي هلندي در تمام اعصار است؛ آنطور که رمان «عصرها»يش برترين کتاب قرن بيستم هلند را به خود اختصاص داده؛ رماني که هفت دهه پس از انتشارش، سرانجام در سال 2017 به انگليسي ترجمه شد و در سال جاري توسط مرتضي غلامي از سوي نشر علمي به فارسي منتشر شد. انتشار اين رمان به انگليسي، بار ديگر نام جرارد ريو را سر زبانها انداخت و نگاهها به سمت اين رمان کشيده شد. گاردين و نيويورکتايمز و نشريات بسياري در سراسر جهان از «عصرها» بهعنوان «شاهکار» ياد کردند و نويسندههاي بسياري نيز در ستايش آن سخن گفتند، از جمله، ليديا ديويس نويسنده آمريکايي برنده جايزه بوکر، «عصرها» را اثري کلاسيک و هرمان کُخ نويسنده هلندي آن را کمديترين و روحبخشترين کتاب در مورد ملال تاريخ بشر معرفي کردند.
«عصرها» روايت زمستان يکي از معروفترين آثار ادبيات هلند است. داستان ماجراي ده عصر از زندگي فريتس فن اگترز جوان 23ساله هلندي را روايت ميکند که کارمند است و در آمستردام همراه با پدر و مادرش زندگي ميکند. اين رمان به فاصله کمي از جنگ دوم جهاني نوشته شده و جنگ دوم جهاني محور و اساس روايت است، اما بااينحال اشارات مستقيمي به موضوع جنگ دوم جهاني ندارد، بلکه فضاي جامعه پس از جنگ را از راه به تصويرکشيدن و بازگويي تجربيات شخصي انسانها يعني ترس، تنهايي، هراس، خستگي، حالوهواي غمزده و سرد آن دوران به مخاطب منتقل ميکند. شايد به همين دليل است که آن را نمونهاي مانند «بيگانه»ي کامو و نسخه هلندي «مسخ» کافکا ميدانند.
9- شهري چون آليس
نويل شوت از معدود نويسندههايي است که سه اثر از هفده اثر او در فهرست صد رمان بزرگ قرن بيستم کتابخانه مدرن آمريکا قرار دارد؛ يکي از اين سه رمان، که در اصل اصليترين و شاهکار او به شمار ميرود رمان «شهري چون آليس» (1950) است که رتبه هفده را در اين فهرست به خود اختصاص داده. اين رمان از کتابهاي محبوب ريچارد باخ (خالق جاناتان مرغ دريايي) و کاترين تيت (برنده بهترين بازيگر انگليسي براي سريال دکتر هو) است. همچنين گاردين پايانبندي «شهري چون آليس» را يکي از درخشانترين پايانبندي رمانهاي انگليسي برميشمرد و مينويسد احتمال اين وجود دارد که خواندن صفحه آخر «شهري چون آليس» بيش از خواندن هر رمان انگليسيزبان ديگري موجب گريه شما شود.
«شهري چون آليس» يکي از عاشقانهترين داستانهاي قرن بيستم است؛ داستان شگفتانگيز زندگي زني عادي به نام جين پاجت در مواجهه با سختيهاي زندگي. «شهر چون آليس» کتابي فوقالعاده است و هنگام خواندن آن احساس ميکنيد که دو کتاب مختلف را ميخوانيد. شايد انتظار داشته باشيد اين کتاب نيز همانند بسياري از کتابهاي عاشقانه- جنگي معمولي باشد، اما به هيچوجه اينگونه نيست. جين پاجت شخصيت عالي و بدون نقص رمان که اغلب باعث ميشود فکر کنيد او يکي از شخصيتهاي رمان «جين اير» است، شخصيتي است تنها و ساده که در راه خودش گام برميدارد.
10-بروکلين
کالم توبين را شايد بتوان تحسينبرانگيزترين نويسنده ايرلندي که از زمان جان بنويل (نويسنده برنده جايزه بوکر براي رمان دريا) ظهور کرده، به شمار آورد. نام توبين با رمان «استاد» که داستان زندگي هنري جيمز خالق رمان «تصوير يک زن» است سر زبانها افتاد. اين رمان به مرحله نهايي جايزه بوکر راه يافت و براي توبين جايزه بينالمللي ايمپک دابلين را به ارمغان آورد. اما شايد انتشار رمان «بروکلين» بود که آوازه توبين را دوچندان کرد: اين رمان در سال 2009 برنده جايزه ادبي کاستا شد و به مرحله نهايي جايزه بوکر و ايمپک دابلين راه يافت. آبزرور «بروکلين» را يکي از ده رمان برتر تاريخي سال ناميد و آن را در کنار رمانهاي بزرگي چون «جنگ و صلح» و «تالار گرگ» قرار داد و گاردين در فهرست صد رمان برتر قرن 21، آن را پنجاهويکمين رمان قرن معرفي کرد. اين رمان با دو ترجمه به فارسي منتشر شده: ترجمه شبنم سعادت در نشر افراز و ترجمه دنيس آژيري در نشر مرواريد.
کالم توبين با «بروکلين»، شاهکاري بيبديل خلق کرده است؛ شاهکاري که توبين در آن مثل يک نقاش با ضربهاي پس از ضربهاي ديگر بر بوم، نقاشي ميکند تاجاييکه ناگهان تصوير پايان يافته، گويي از هم ميپاشد و محتوايش را پخش ميکند؛ ميتوان اينطور گفت که تصوير ديگري از شاهکار هنري جيمز يعني «تصوير يک زن» را به نمايش ميگذارد. اين زن، دختر جواني به نام ايليش ليسي است که به همراه مادر و خواهرش در شهر کوچک انيسکورتي در ايرلند زندگي ميکند. زماني که يک کشيش ايرلندي ساکن بروکلينِ نيويورک به او پيشنهاد ميکند به نيويورک مهاجرت کند، ايليش تصميم ميگيرد خانه و خانوادهاش را ترک کند به آمريکا برود.
کتابهاي ديگر
بهدليل تعداد زياد انتشار کتابهاي رمان غيرفارسي (خارجي)، گروه ادبيات و کتاب «آرمان ملي»، ده رمان ديگر را هم به فهرست بالا اضافه ميکند:
11- مجوس/ جان فاولز/ پيمان خاکسار/ نشر چشمه
12-درد نهفته/ اندرو ميلر/ منوچهر بيگلدليخمسه/ نشر نو
13-نگوييد چيزي نداريم/ مادلين تين/ نازنين معمار/ کتاب پاگرد
14-ماهيگيران/ چيگوزي اوبيوما/ ميثاق خلج/ نشر چترنگ
15-خروجي غرب/ محسن حميد/ راهله ميلاني، نشر مرواريد/ حسين حسني، نشر سده
16- نفس عميق/ آن تايلر/ امين حسينيون/ نشر ثالث
17- دريا؛ دريا/ آيرس مرداک/ زهره مهرنيا/ نشر نيماژ
18- تريلوژي زمين شکسته/ ان.کي. جميسن/ مطهره اسلامي/ نشر کتابسراي تنديس
19-سه زن توانمند/ ماري اندياي/ مرضيه کردبچه/ نشر نيماژ
20-دختران مهتاب/ جوخه الحارثي/ نرگس بيگدلي/ نشر افراز