بستن

تفاوت نگاه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان به اقشار محروم

تفاوت نگاه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان به اقشار محروم

«آرمان ملي» - مطهره شفيعي: «اصلاح‌طلبان از اقشار مرفه جامعه هستند که توجهي به مشکلات و نيازهاي اقشار محروم و کم درآمد ندارند» اين ادعاي اصولگراياني است که براي غلبه بر رقيب در برهه‌هاي مختلف به‌ويژه در روزهاي منتهي به انتخابات‌ها مطرح مي‌شود تا بتوانند با جلب راي اقشار ضعيف جامعه مانع راي دادن آنها به اصلاح‌طلبان شوند. اما اين ادعاي اصولگرايان واقعيت دارد و اصلاح‌طلبان تا چه اندازه در برنامه‌ريزي‌هاي خود کمک به اين اقشار را مدنظر قرار مي‌دهند. در ابتدا بايد به اين موضوع اشاره داشت که توجه به اقشار ضعيف جامعه در دهه اخير به دو صورت انجام شده است و هر يک از جناح‌هاي سياسي اهدافي را در پشت اين حمايت‌ها در نظر داشته‌اند.

کمک به محرومان براي راي جمع کردن!

اصولگرايان که مدعي کمک به اقشار آسيب‌پذير و نيازمند جامعه هستند کمک‌هاي خود را علني مي‌کنند که اين شيوه در زمان دولت احمدي‌نژاد عيان‌تر از هر زمان ديگري بود. اصولگرايان در سال 84 براي نيل به هدفشان دو قطبي اشرافيت و ساده زيستي را ايجاد کردند به نحوي که آيت‌ا... هاشمي را مظهر اشرافيت و سرمايه‌داري و احمدي‌نژاد را مظهر ساده‌زيستي و همراه با محرومان معرفي کردند که البته محلي از اعراب نداشت چرا که گذشت زمان عکس اين ادعا را به اثبات رساند. حضور در مناطق محروم و در آغوش گرفتن کودکان محروم يکي از روش‌هاي تبليغات انتخاباتي اصولگرايان است. آنها در سخنراني‌هايشان با حمله به نظام سرمايه‌داري چنين ادعا مي‌کنند که کشور نياز به مراودات خارجي براي تامين نيازهاي مردم ندارد و بدون توجه به امکانات کشور چنين القا مي‌کنند که بايد به خودکفايي درتمام عرصه‌ها رسيد. با چنين تفکري ارتباط کشور را با کشورهايي که داراي توانايي بالاتري در اقتصاد و توليدات مورد نياز براي زندگي جوامع خودشان هستند قطع کرده و زماني که با انتقاد مواجه مي‌شوند با دشمن خطاب کردن کشورهاي ديگر، نه تنها مسير اشتباه را تصحيح نمي‌کنند بلکه محروميت را افتخار و نشانه بارز ايستادگي در مقابل همکاري با کشورهاي ديگر مي‌نامند. اما واقعيت چنين نيست و در سال‌هاي اخير همگان شاهد بازداشت اصولگراياني با اتهامات اقتصادي بوديم که دم از تقويت توليدات داخلي و عدم نياز به کمک‌هاي خارجي بودند! دست بر سر اقشار کم درآمد و ضعيف کشيدن براي اين دسته از اصولگرايان تنها يک ژست انتخاباتي و فضاسازي بود و کمتر مشاهده شده که نفعي در حد انتظار از اين بخش از اصولگرايان به افراد کم درآمد رسيده باشد. البته بي‌ترديد بخشي از اصولگرايان که از طبقه سنتي يا اعتدالي اين جريان هستند بارها به اقشار نيازمند کمک کرده و به اشتغالزايي براي آنها پرداختند اما مشي آنها چنين نبوده که اين خدمات را رسانه‌اي و در بوق و کرنا کنند چون هدف سياسي و رسيدن به قدرت برايشان در درجه اول نيست.

استفاده ابزاري ممنوع

قاطبه اصلاح‌طلبان برخلاف اصولگرايان علاقه‌اي به استفاده ابزاري از محرومان جامعه ندارند و اگر کمکي هم براي بهبود زندگي اين قشر جامعه دارند در خفا و پنهان است چون در بوق و کرنا کردن اين کمک‌ها را با شخصيت افراد در تضاد مي‌دانند. البته اين انتقاد به اصلاح‌طلبان وارد است که نتوانستند ارتباط نزديکي با مردم برقرار کرده و شنواي گلايه‌ها و انتقادات و حتي پيشنهادات آنها باشند. عبدا... نوري در سال 95 چنين به اين ضعف اصلاح‌طلبان اشاره کرده است: «تکيه‌کلام هميشگي من اين بوده که ارتباط اصلاح‌طلبان با اقشار مردم ضعيف است. اگر معني اصلاح‌طلبي اين باشد که فقط دنبال چند مقوله خاص، مانند آزادي بيان و مطبوعات و تجمعات و احزاب باشيم که البته در جاي خود بسيار بااهميت هستند و به مسائل حاد زندگي روزمره آنها دقت لازم و کافي را نداشته باشيم، اين خود ظلم به جريان اصلاح‌طلبي است. اصلاح‌طلبي بايد جامع باشد... .» اما اين اظهارات به آن معنا نيست که اصلاح‌طلبان طبقات محروم را عضوي از جامعه‌اي ندانند که بايد مورد توجه باشند. پيروزي اصلاح‌طلبان در انتخابات‌هاي رياست جمهوري، مجلس دهم و شوراي شهر پنجم سند بارزي براي توجه اصلاح‌طلبان به اقشار محروم است؛ همان مردمي که با وجود کاستي‌هاي فراوان و مشکلات اقتصادي به پاي صندوق‌هاي راي آمدند و به اصلاح‌طلبان راي دادند. نشانه ديگر توجه اصلاح‌طلبان به مردم طبقه محروم ترس اصولگرايان از اين توجه است. آذرماه سال جاري دبيرکل حزب اتحاد تصريح کرد: «اصلاح‌طلبان اساسا پيشينه و پايگاه‌شان حمايت از طبقات محروم و مستضعف بوده و همچنان هم اين بدنه را با خود به همراه دارند.» علي‌شکوري‌راد افزوده است: ‌«مي‌خواهيم بطن و ماهيت سياست‌هايمان عدالت خواهانه باشد و به همين دليل بوده که شايد بعضي‌ها وقتي ما را کنار احمد‌ي‌نژاد قرار مي‌دهند، بگويند ما از او شعار عدالت خواهانه کمتري داده‌ايم. اين درحالي است که ما کاملا طرفدار سياست‌هايي هستيم که هدف آنها برطرف کردن رنج فقر و تبعيض و نگراني از طبقات محروم و ضعيف جامعه است اما عوامفريبي نمي‌کنيم.» اين اظهارات سبب وحشت جريان اصولگرا از فاش شدن ادعاهايشان بود بنابراين در کمتر از يکماه به شکوري‌راد هجمه بردند چنانکه کيهان در 4 دي نوشت: «علي‌شکوري‌‌راد، دبيرکل حزب اتحاد ملت پس از نام‌‌نويسي در ستاد انتخابات کشور در پاسخ به پرسش يک خبرنگار مبني بر احتمال ريزش آراي اصلاح‌‌طلبان بعد از اعتراضات اخير، گفت: «پايگاه رأي اصلاح‌‌طلبان اقشار مرفه جامعه هستند و نه طبقات حاشيه‌‌نشين (محروم) که در اعتراضات اخير شرکت داشته‌‌اند!» سخنان وي با نگاه دلالانه و «چرتکه به دست» به مردم و طبقاتي و لايه لايه کردن آنان، چنان توهين‌‌آميز بود که انتقاد برخي از نمايندگان اصلاح‌‌طلب مجلس را نيز برانگيخت.» محسن آرمين از اصلاح‌طلبان شناخته شده هم چند روز قبل چنين عنوان کرد: «محدوديت‌هايي که بر اصلاح‌طلبان تحميل مي‌شد، قطع ارتباط جريان اصلاحات با بدنه اجتماعي در دستور کار جريان ضد اصلاحات قرار داشت. در عموم موارد وقتي ما مي‌خواستيم در شهرهاي مختلف سخنراني کنيم، مانع سخنراني ما مي‌شدند زيرا نمي‌خواستند گفتمان اصلاحات براي همه طبقات در همه شهرها فراگير شود!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی