متاسفانه روز گذشته در بحبوحه اخبار کرونا و سکوت، مردي از ميان ما رفت که به اعتقاد بسياري از کساني که با او در سازمان محيطزيست در اوايل دهه 50 کار کرده بودند، عاشقانه به خاک، آب و همه موجودات زنده و ايران به توان دو، خدمت کرد و همواره در ذهن دوستداران طبيعت ايران جاري است. آري، از اسکندر فيروز، بنيانگذار سازمان حفاظت محيطزيست ايران سخن ميگوييم که روز گذشته غريبانه در 93 سالگي از دنيا رفت و فقط پرندگان مهاجر، ماهيهاي رودخانهها، آهوان و يوزپلنگهاي دشتها برايش اشک ريختند و درختان به احترامش ايستادند، اما مرگ او يک روز بعد از روز جهاني حياتوحش (12 اسفند)، به شوخي طبيعت بيشتر شبيه است. نالههاي دردمند توله خرسي که بهار امسال، بيتوجه به التماس بانوي شمالي، سنگسار شد، اين درد را بيشتر ميکند. اسکندر فيروز در خانوادهاي عاشق طبيعت در شيراز متولد شد و توانست خيلي زود و بينياز از القاب و شجره خانوادگي، طبقه اجتماعي و پستهاي حکومتي، فيروزگون به نگين گوهربار محيطزيست ايران تبديل شود و در اين راه گامهاي ارزشمندي بردارد. عشق زندگي در وجودش موج ميزد. او نيم قرن پيش تفنگ شکارياش را براي هميشه با دوربين عکاسي مبادله کرد و پنج سال پس از آن تاريخ، در مقام قائممقام دبيرکل اجلاس استکهلم، بسيار کوشيد تا پنجم ژوئن، به عنوان روز جهاني محيطزيست نامگذاري شود. به گفته محمد درويش (کارشناس محيطزيست): «انسان شريفي که يکان يکان از روزهاي زندگياش به عشق زندگي، ايران و طبيعت گذشت و البته ايرانش به توان دو بود! زيرا او نه فقط عاشق خاک پاک ايران بود که مادر فرزندانش هم ايران بود؛ زني خردمند، صبور و عاشق که آرزوي هر مردي است تا به واسطه برخورداري از چنين همسري در کنارش، بتواند ردپاي ژرفتري از خود در دنياي آدمزمينيها باقي گذارد...». با کوشش او مناطق چهارگانه تحت حفاظت ايران با نامهاي پارک ملي، اثر طبيعي ملي، پناهگاه حياتوحش و منطقه حفاظتشده، تعيين شد. فيروز در سال 1350 بنيانگذار مهمترين کنوانسيون جهاني محيطزيستي در ايران (کنوانسيون 1349 در رامسر) و الهامبخش انديشه توسعه پايدار در کنفرانس 1972 سران جهان در استکهلم سوئد، نويسنده 9 کتاب وزين در حوزه محيطزيست ايران و جهان و مردي که دو دانشمند بهنام دنيا، يعني پروفسور فرد هرينگتون و دکتر درک اسکات با افتخار از او خواستند تا مقدمهاي بر کتابهايشان بنويسد. تلاشهاي فيروز، باعث شد کانون شکار به سازمان شکارباني و نظارت بر صيد بدل شود، که نقشي مهم در حفاظت از طبيعت ايران داشت؛ سازماني که برگزاري کنوانسيون رامسر از دستاوردهاي فعاليتهايش است. در سال 1350 نام سازمان شکارباني و نظارت بر صيد به سازمان حفاظت محيطزيست و نام شورايعالي شکارباني و نظارت بر صيد به شورايعالي حفاظت محيطزيست تبديل شد و امور زيستمحيطي از جمله پيشگيري از اقدامهاي زيانبار براي تعادل و تناسب محيطزيست نيز به اختيارات قبلي آن افزوده شد.. به قول فرودسي، شاعر بزرگ ايراني «ز يزدان و از ما بر آن کس درود، که تارش خرد باشد و داد پود».