اکثريت اقداماتي که در فرديس نصفه و نيمه شروع کرديم در سراسر کشور عملي شد، اما کماکان در فرديس کامل اجرايي نشده است و اين را بيتعارف بگويم به مردم بستگي دارد. متاسفانه مردم کنار ما نيستند و حمايتي از ما نميکنند. گمانم اين بود که با مردم در اين 4 سال صادق بودهام پس مردم هم به من اعتماد خواهند داشت، اما اعتماد عمومي از بين رفته است و من هم قرباني اين فاجعه هستم، صبحها حضوري به مردم تذکر ميدهم جانتان با اين شلوغي دادسرا در خطر است، اما به من زل ميزنند و واکنشي نشان نميدهند. قليانسراها را خواهش کرديم تعطيل کنيد، اما با گماردن نگهبان و بيسيمچي به کار خود ادامه ميدهند، مراکز تجمع را گفتيم جمع کنيد خود براي جمع نشدن اين مراکز تجمع ميکنند. ژل بهداشتي را در داروخانه توزيع کرديم سر از ابزارفروشي سر کوچه درآورد. واقعا ماندهام چه کنم جز اينکه باز هم به مردم التماس کنم که مردم مواظب سلامتي خودتان باشيد. اين مقوله را نگذاريد سرلجبازي با فلان دولتمرد يا فلان کس. ميدانم آخر سال است و اوضاع اقتصادي و کسب مردم تعطيل شده است، اما باز حفظ جانمان از همه چيز واجبتر است. مردم فرديس بياييد غمخوار هم باشيم؛ همديگر را درک کنيم، به هم ديگر رحم کنيم. گذر از اين بحران با کمک دولت يا با کمک کشوري ثالث ممکن نيست. فقط بايد متحد بود تا بر کرونا غلبه کرد وگرنه آسيبهاي جدي خواهيم ديد. خانه را جاي امني بدانيد.