در روزهاي گذشته هجمه زيادي به پرسپوليس وارد شده است. تيمي مدعي بازياش را مقابل تيمي ديگر واگذار ميکند. من نميدانم اين موضوع چه ربطي به پرسپوليس دارد. چطور همين بازيکنان و مربيان زماني که پرسپوليس چند باخت بد در نيم فصل اول آورد حرف از مهندسي و جام و بقيه مسائل نميزدند، اما حالا که ديدند فاصله امتيازيشان با پرسپوليس دو رقمي شده و پرسپوليس باختهاي دور رفت مقابل آنها را جبران کرده و تيمي دستنيافتني نشان ميدهد دوباره ميآيند و چارهاي جز بهانهگيري و حرفهاي قديمي و تکراري که هيچ سندي هم براي ارائه و ثابت کردنش ندارند، مطرح ميکنند. کار زياد و شخصيت قهرماني و روحيه شکستناپذيري شاخصه اصلي پرسپوليس است که موجب موفقيتهاي چند سال اخير شده است. نشان به اين نشان که پرسپوليس مربياش در مدت چند ماه 3 بار تغيير کرد اما قهرماني و صدرنشيني بين آنها دست به دست چرخيد و سرخپوشان جايگاهشان را در صدر از دست ندادند، نکتهاي که نشان ميدهد تيمها و بازيکنان معترض بايد قدرت برتر ليگ را بپذيرند و بهدنبال حرف و حديث نباشند و پرسپوليس را با دلايلي واهي محکوم نکنند. بعضي از بازيکنان و تيمها بهتر است ايرادات خودشان را برطرف کنند و در زمين مانند پرسپوليس حرفشان را ثابت کنند وگرنه حرفزدن و صحبتکردن و اتهامزدن براي هرکسي آسان است و ميتواند کس ديگري را متهم کند. پرسپوليس مقابل شهرخودرو به برتري رسيد. من فکر ميکنم شناخت يحيي از تيم سابقش خيلي به ايشان کمک کرد تا پرسپوليس از طريق راههايي که خيلي دقيق بودند تيم حريف را شکست دهد و با دو گل زودهنگام يکجورهايي زود نسخه حريف را بپيچد. در اين بازي عناصر هجومي پرسپوليس و در رأس آنها اميري و ترابي بهتر از بقيه بودند. وحيد يک گل زد و يک پاس گل زيبا داد، اما بهنظرم ترابي ستاره پرسپوليس بود و در زماني که بعد از زدن يک گل از سوي تيم شهرخودرو تيم حريف سعي داشت تا با مالکيت بيشتر تيم ميزبان را تحت فشار قرار دهد و نتيجه را به تساوي بکشاند با حرکتي پا به توپ و گرفتن پنالتي و مهمتر از همه به ثمر رساندنش مقابل يک دروازهبان پنالتيگير به نوعي کار را براي پرسپوليس در آورد و تيم خودشان را به پيروزي بسيار پر ارزش رساند.