بعد از حسين کلاني حالا نوبت امير عابديني است که به حرفهاي مالک باشگاه تراکتور واکنشي تند نشان بدهد. امير عابديني معتقد است افرادي که سوادي در اين زمينه ندارند، بهتر است تمرکز خود را روي موفقيت تيمشان بگذارند، نه اينکه مدام درباره پرسپوليس صحبت کنند. وي پاسخگوي سوالات بود.
زنوزي چند روز قبل مصاحبهاي انجام داد و مدعي شد نام پرسپوليس بايد تغيير کند. حتما صحبتهاي او را شنيدهايد.
کامل نه، اما به من گفتند که او چنين حرفهايي زده. حالا چرا نام پرسپوليس بايد تغيير کند؟ در اين زمينه چند بحث دارم. خوب است ما هم بگوييم تراکتور متعلق به ژاپن است؟ يادمان نرفته بهدليل مصاحبههاي مکرر ايشان، هواداران تراکتور و ساير تيمها با پرچم ژاپن به ورزشگاه ميآمدند و حتي صورتشان را هم به رنگ پرچم اين کشور در ميآوردند. همه اينها برميگشت به موضعگيريهاي زنوزي. در شرايط بحراني بهتر است يک مدير يا مالک مطالبي به زبان نياورد که ايجاد حاشيه کند. اينکه زنوزي يکنفره به اين نتيجه رسيده که نام پرسپوليس بايد تغيير کند، خندهدار است.
زنوزي البته اين را هم گفته که نام پرسپوليس بايد به پيروزي تغيير کند.
پرسپوليس با فرهنگ ما آميختگي دارد. آنوقت زنوزي يکباره و بدون مقدمه آمده و گفته بايد نامش به پيروزي تغيير کند؟ پيروزي يعني تيم ما هميشه پيروز است و واقعا هم چنين شرايطي را دارد. باشد، ما مشکلي نداريم، چون هميشه برنده هستيم، اما اين صحبتها مشکل تراکتور را حل نميکند. مشکل اين باشگاه جاي ديگري است، بهعنوان نمونه در بخش مديريت که زنوزي نميتواند کار خوب يک مدير را تحمل کند و خيلي زود او را کنار ميگذارد. آقاي زنوزي، شما منابع مالي داري و اميدوارم که سالم هم باشد، اما قرار نيست براي تيمي که آوازهاش جهاني است نسخه بپيچي.
مالک تراکتور اين نکته را هم گفته که پرسپوليس تيم حکومتي است و به همين دليل نتايج اين تيم مهندسي ميشود. پاسخ شما چيست؟
پرسپوليس بزرگ است، يک برند معنوي دارد که مردم صاحب آن هستند. زماني که به تيم فشار ميآيد و مشکلات مالي وجود دارد و البته وزارت کمک نميکند، آيا اين آقايان ميگويند شما دولتي هستيد؟ زماني ميتوانيم بگوييم پرسپوليس دولتي است که در رديف بودجه اسمش بيايد که نميآيد. پرسپوليس و استقلال هر سال گرفتاريهاي مالي خود را دارند و دولت نه در بحث مالي که فقط در بخش مديريتي دخالت ميکند. يک موضوع ديگر را هم تا يادم نرفته بگويم. زنوزي يار غار احمدينژاد است و در ستاد تبليغاتي ايشان نقش ويژهاي ايفا کرد. يادتان ميآيد در ستاد تبليغاتي ماشين 5 ميليوني احمدينژاد را يک فرد به مبلغ دو ميليارد و خردهاي خريد؟ آن خريدار آقاي زنوزي بود. البته او دوست داشت براي احمدينژاد تبليغ کند و ايرادي هم نداشت، اما چرا آن زمان نميگفت دولتي، اما حالا ميگويد؟ من براي زنوزي چند نصيحت دارم. اول اينکه مردم و دستگاههاي نظارتي را روي خودت حساس نکن. نگذار بروند تحقيق و بررسي کنند که کي هستي، چه قدرتي داري و از کجا آمدهاي. آنوقت شما را به چالش ميکشند، مثل خيليهاي ديگر. پس خدا خيرت بدهد و ديگر مثل کسي که چيزي از فوتبال نميداني، صحبت نکن.