بازار سرمايه بدونتوجه به موضوعاتي نظير شيوع بيماري کرونا و قرارگرفتن در ليست سياه FATF به رشد شتابان خود ادامه ميدهد و تا پايان هفته گذشته از قله 523 هزار واحد هم عبور کرد. در برخي از روزهاي هفته گذشته شاهد رشد 14 هزار و 17 هزار واحدي بورس طي يک روز بوديم که اين امر استثنائي به حساب ميآيد. اين روند باعث شده است عدهاي بورس را داراي حباب بدانند و بر اين باور باشند که بهزودي شاخص بورس ريزش ميکند؛ اما در اين زمينه بايد به يک مساله پرداخت و آن هم اين است که اصولا در دانش مالي حباب معنايي ندارد. به اين معناي که هيچ کميت و فرمولي وجود ندارد که بتوان بر اساس آن مشخص کرد که آيا در بازار حباب وجود دارد يا خير؟ هر چند ميتوان در رابطه با ارزش ذاتي و متعارف بازارها به بحث و تبادلنظر نشست، اما نميتوان تعبير دقيقي از حباب بازار داشت. انحراف از قيمتهاي واقعي لزوما به معناي حباب يک بازار مالي نيست. نکته دوم به رشد بازار سرمايه بازميگردد که از دو سال پيش آغاز شده است. اين اتفاق به مسائل متعددي مربوط ميشود که افزايش نقدينگي و رشد شاخص تورم به حساب ميآيد. اگر نگاهي به آمارها بيندازيم متوجه ميشويم که تا پايان پاييز امسال نقدينگي حدود 28 درصد رشد داشته است. طبيعتا اين شرايط تاثير مستقيم بر سرمايههاي موجود در بورس ميگذارد. از سوي ديگر ضريب فزاينده تورم فروش شرکتها را به شکل محسوسي بالا ميبرد. با بالا رفتن نرخ دلار نيز ارزش سهام شرکتهاي صادراتي افزايش مييابد و تاثير خود را روي بورس ميگذارد. همچنين از زمان روي کار آمدن عبدالناصر همتي در راس بانک مرکزي تلاش شده نرخهاي غيرعادي سود سپرده در بازار پول کشور پايان يابد. تا دو سال پيش حتي موسسات مالي تا نرخ سود 40 درصد را براي سپردهگذاران خود در نظر ميگرفتند. مشخص بود که سرمايهگذاران به سمت بانکها هجوم ببرند؛ اما اکنون نرخ سود سپرده در بهترين حالت 20 درصد است که با وجود تورم 40 درصدي عاملي براي خروج سرمايهها از بانکها و سرريز آن به بازارهاي موازي، از جمله بورس ميشود. حال عمليات بازار باز ميتواند نرخ اوراق مشارکت را هم تحتکنترل درآورد. در اوايل دهه 90 حتي توليدکنندگان دست از فعاليت مولد ميکشيدند و به سپردهگذاري روي ميآوردند. درواقع صرفه اقتصادي در اين بود که پولها در نظام بانکي به جريان درآيد. اما اکنون شرايط فرق کرده و ديگر بانکها همچون گذشته سودده نيستند. ديگر صرفه اقتصادي به سمت سرمايهگذاري نيل کرده و اکنون چرخدندههاي شاخص رشد اقتصادي از زنگزدگي خارج شده و رو به پيشرفت است. سومين مساله که به رشد بازار سرمايه کمک کرد به حمايتهاي دولت و وزارت اقتصاد مربوط ميشود. آنها اين اطمينان را به سرمايهگذاران دادند که مجموعه دولت بر حمايت از بورس و سهامداران تاکيد دارد؛ اما قطعا به هر بازاري به شکل بسته نگاه شود و پول زيادي وارد آن شود امکان افزايش غيرعادي ارزش شرکتها بالا ميرود. در اين زمينه توصيه ميشود که دولت از بنگاهداري خارج شود. اين وعدهاي است که خود رئيسجمهوري هم در مبارزات انتخاباتي خود داد و اکنون فرصت مناسبي است تا اين شعار محقق شود. دولت حتي ميتواند در صنايع بالادستي اين فرصت را براي بخش خصوصي فراهم آورد تا سرمايه خود در صنايعي مانند نفت و پتروشيمي به گردش درآورند. به هر حال بايد در اقتصاد يک تعادل سرمايه وجود داشته باشد و بازارها و صنايع مختلف در راستاي يکديگر رشد را تجربه کنند. گاهي بيتوجهي به اين موضوع باعث ميشود در هر مقطعي خاص يک بازار يا صنعت پيشرو اقتصاد شود و سرمايهها را به سمت خود بکشاند، در حالي که با واگذاري شرکتها اميد ميرود اين بالانس در اقتصاد به وجود آيد.