تجربه تلخ ناکام ماندن و يا شکست انقلابها و نهضتها در ايران، امام خميني(ره) را نگران سرنوشت انقلاب اسلامي و مولود مبارک آن يعني نظام جمهوري اسلامي نموده بود! لذا مرتب مراقب هر سخن و حرکت گروه هاي داخل و خارج کشور و حرکتهاي آمريکا و اذناب آن و بهويژه عملکرد مديران نظام که احتمالا براي نظام تهديد محسوب ميشدند، بودند. در اين رابطه جمله معروف «حفظ نظام جمهوري اسلامي از اهم واجبات عقلي و شرعي است» (صحيفه امام ج 9 ص 153)را بيان فرمودند. البته در مواقع ديگر حفظ نظام را هدف غايي ندانسته، بلکه نظام را وسيلهاي براي حفظ و ترويج اسلام و يا هدف نظام را اقامه عدل و اجراي عدالت دانستهاند. واقعا چرا کار به جايي رسيده که بعد از 34 سال اولا مردم براي انجام وظيفه مهم مشارکت در حق تعيين سرنوشت، اين همه نياز به تشويق داشته باشند. ثانيا براي ترغيب آنان به حضور در پاي صندوق راي نياز به استفاده از انگيزههاي ملي آن باشد. نسل اوليها يادشان هست که در دهه اول پيروزي انقلاب اسلامي جوّ مذهبي و رونق ارزشهاي نظام اسلامي در حدي بود که کمتر از نام تنهاي ايران و از شعارهاي مليگرايي استفاده ميشد. حال چرا بعد از گذشت اين مدت فکر ميکنيم جاذبهها براي ترغيب مردم کافي نيست؟! آيا نبايد وضع اين شرايط را مطلوب کرد. آيا همه مسئولان کشور در 41 سال گذشته به سهم خود مقصر نيستند؟ پس چرا اقدام جبراني نميکنيم؟ يکي از برگهاي برنده که در دست مقامات بود همين برگزاري انتخابات با مشارکت خوب بود و حضور گسترده مردم که متاسفانه به دلايلي رقم قابل توجهاي قيد حضور را زدند. آراي واقعي همان آراي اثباتي است که راي دهنده به کانديداي مورد علاقه خود به صندوق مياندازد. سيستم ناکامل انتخابات با ورود بخش نظارت مشکل کامل حل نشده است. حال چه بايد کرد؟ در کوتاه مدت: الف-با عنايت به اينکه عامل اصلي ردصلاحيت کانديداهاي اصلاحطلبان بوده، لذا مجلس وارد عمل شود. ب -بازگشت به قانون انتخابات. قطعا تصويب کنندگان قوانين در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي داراي روحيه دموکراتيک، عدالتخواهانه، منصفانه و مردم محوري بيشتري بودهاند و قوانين مصوب با ضريب بالايي در راستاي منافع عموم مردم بوده است. اما در ميان مدت: کار آمدتر کردن از طريق اصلاح قانون اساسي که ضرورت آن بر صاحب نظران اثبات شده است. البته اين موضوع نياز به بحث مفصل و جداگانه دارد، که اميدوارم مورد توجه قرار گيرد.