ارزيابي شما از انتخابات مجلس شوراي اسلامي چيست؟ آيا نتايج اين انتخابات در راستاي دغدغهها و مطالبات مردم بود؟
حضور مردم در انتخابات اخير مجلس تحت تاثير عملکرد دولت و مجلس بود. بدون شک هر زمان که دولت و مجلس داراي عملکرد قابل قبولي باشند حضور مردم در انتخابات تاثيرگذار تر خواهد بود و هر زمان مردم از عملکرد مجلس و دولت رضايت نداشته باشند وضعيت شکل ديگري به خود ميگيرد. واقعيت اين است که دولت دوازدهم و مجلسدهم عملکرد قابل قبولي در راستاي مطالبات مردم بهخصوص در زمينه اقتصادي نداشتند. دولت آقاي روحاني به جاي اينکه به دغدغههاي اقتصادي مردم توجه کند و براي آنها راهحل مناسب پيدا کند بيشتر انرژي و هزينه خود را صرف مسائل بينالمللي کرده است. با اين وجود يکي از مهمترين چالشهايي که امروز جامعه ما با آن مواجه است انتخاب مديران ناکارآمد در شهرستانهاي کوچک است.آيا مجلس و دولت بر عملکرد مديران براي شهرهاي کوچک نظارت دارند و متوجه هستند که در اين شهرها چه اتفاقاتي رخ ميدهد و مردم در چه وضعيتي زندگي ميکنند؟ در برخي از شهرهاي کوچک در طول سه سال گذشته چهار فرماندار يا شهردار انتخاب شدهاند و هرکدام به دلايل نامعلومي از کار برکنار شدهاند. نمايندگان مجلس در چنين شرايطي چه اقدامي انجام دادهاند و چه نقشي در چالشهاي حوزههاي انتخابيه خود ايفا ميکنند؟
آيا شايستهسالاري به معناي واقعي آن در انتخابات رعايت شد و افرادي اجازه حضور در انتخابات داشتند که از تعهد و تخصص لازم برخوردار بودند؟
اين مساله بايد بهخوبي مورد تحليل و بررسي قرار بگيرد که چه اتفاقي در کشور رخ داده که افراد ناتوان بهجاي افراد کارآمد در سمتهاي مديريتي بهخصوص در شهرهاي کوچک انتخاب ميشوند. بوذرجمهر در سخني معروف عنوان ميکند: اگر ميخواهيد جامعهاي را به هم بزنيد انسانهاي کوچک را به جاي انسانهاي بزرگ به کار بگماريد». سوال اينجاست که آيا جامعه دچار چنين وضعيتي شده است؟در شرايط کنوني برخي از نمايندگان از ناتواني يا کم تواني استانداران سوءاستفاده ميکنند. اين استانداران براي اينکه صندلي رياست خود را حفظ کنند با اين نمايندگان کنار ميآيند. برخي از نمايندگان داراي چندين ليدر هستند که پس از اينکه به نمايندگي انتخاب شدند به اين ليدرها پست و مقام ميدهند. در دوران انتخابات نيز به اين ليدرها ماموريت ميدهند که براي آنها رأي جمع کنند. برخي از نمايندگاني که وارد مجلس شدهاند براساس توانايي خود وارد مجلس نشدهاند و بلکه با هزينه کردنهايي وارد مجلس شدهاند. بهنظر ميرسد در اين زمينه قانون نيز داراي اشکالاتي است. بهعنوان مثال قانون عنوان ميکند اگر فردي سي سال داشت و داراي مدرک کارشناسي ارشد بود، ميتواند در انتخابات کانديدا شود. در چنين شرايطي اگر چنين فردي داراي يک ثروت بيکران بود در شرايطي که مردم با مشکلات جدي اقتصادي مواجه هستند ميتواند به راحتي وارد مجلس شود. در انتخابات مجلس پولهاي کثيف نقش تعيين کنندهاي داشت و برخي از رقابتهاي انتخاباتي را به سود افراد خاصي تحت تاثير قرار داد.
پولهاي کثيف به چه صورت در انتخابات نقش داشت؟
بنده از اينکه مشاهده ميکنم دولت و مجلس به اين مسائل توجه نميکنند تعجب ميکنم. واقعيت اين است که مسئولان جامعه اطلاع ندارند که در شهرهاي کوچک و روستاها چه اتفاقي رخ ميدهد و مردم در چه وضعيت ضعيف مالي و اقتصادي زندگي ميکنند. در چنين شرايطي فرصتطلبان و ثروتمندان ميتوانند رأي مردم را به سود خود مصادره کنند. اين اتفاق در انتخابات نيز رخ داد. در شرايط کنوني اگر فردي قصد داشته باشد رئيس يک فدراسيون ورزشي شود و يا اينکه در هيات مديره يک بانک حضور داشته باشد بايد چندين سال سابقه مديريتي داشته باشد. اين در حالي است که براي نمايندگي مجلس هيچگونه سابقه مديريت نياز ندارد و قانون در اين زمينه داراي اشکال است. اتفاق جالبي که در انتخابات اخير رخ داد اين بود که هنگامي که از يک فرد ثروتمند سوال شد که چرا از فرزند خود در انتخابات حمايت مالي ميکنيد و هزينههاي هنگفتي را متحمل ميشويد وي در پاسخ عنوان کرد:«دوست دارم پسرم طعم سياست را بچشد». اين چه استدلالي است؟ آيا هر کسي ثروتمند بود بايد وارد مجلس شود؟ آيا مجلس جاي افرادي است که از هيچ تجربه مديريتي و تخصصي برخوردار نيستند و تنها به پشتوانه ثروت خود وارد مجلس ميشوند؟
آيا اين مسائل ريشه در نوع تاييد صلاحيتها و کنار گذاشتن افراد توانمند ندارد؟
به صورت طبيعي کسي که کار اجرائي نکرده هيچ پرونده خاصي نيز ندارد. اين در حالي است که اطرافيان چنين افرادي داراي پروندههاي اقتصادي و غيره هستند. اگر يک فرد هيچکارنامه اجرائي نداد و بهدليل نداشتن پرونده وارد رقابتهاي انتخاباتي شود داراي هيچمنطق و توجيه عقلاني نيست. چنين افرادي با ثروتهاي بادآوردهاي که در اختيار دارند در رقابتهاي انتخاباتي به مردم وعدههاي بزرگي ميدهند و مردم نيز بهدليل مشکلات اقتصادي که دارند اين وعدهها را باور ميکنند. در انتخابات اخير نماينده مجلسي وجود دارد که براي پيروزي در انتخابات حداقل دهميليارد تومان هزينه کرده است. در اين زمينه نيز راهکارهاي متفاوتي را انجام ميدهند تا به نتيجه دلخواه برسند. بهعنوان مثال برخي از چند روز قبل از انتخابات در بين مردم ارزاق توزيع ميکنند. از سوي ديگر برخي نيز به وسيله باندهاي درشت جمعآوري رأي تلاش ميکنند آراي مردم را به سمت خود هدايت کنند. در برخي از حوزههاي انتخابيه يک فرد با دههزار رأي وارد مجلس ميشود. در نتيجه اگر چنين فردي ثروت زيادي داشته باشد به راحتي وارد مجلس خواهد شد. دلالهايي در انتخابات حضور دارند که آراي مردم را براي برخي افراد خاص مصادره به مطلوب ميکنند. متاسفانه اين وضعيت در دورههاي اخير مجلس مشاهده ميشود. بدون شک مسئولان نيز به اين مسائل واقف هستند و به همين دليل نيز آراي برخي مناطق در گذشته ابطال شده است. اگر اين اتفاقات در رقابتهاي انتخاباتي رخ ميدهد بهدليل عملکرد ضعيف مسئولان بوده که به وضعيت مردم رسيدگي نکردهاند. در چنين شرايطي مردم با موضوع انتخابات و رأي به شکل ديگري برخورد ميکنند و بيش از آنکه به سرنوشت خود بينديشند به منافع مادي فکر ميکنند. در اغلب کشورهاي جهان روستاها موتور محرک توليد يک جامعه هستند و رشد و توسعه از روستاها آغاز ميشود. اين در حالي است که امروز اغلب روستاهاي کشور با چالش جدي اقتصادي و موانع جدي در زمينه توليد مواجه هستند. در برخي زمينهها قوانين ما داراي اشکال است. به همين دليل نيز بايد در جاهايي که قانون اشکال دارد اين اشکالات را مرتفع کرد.
تاکنون هشدارهاي مکرري درباره اشکال در قوانين انتخاباتي به مسئولان داده شده است. آيا ارادهاي براي تغيير در قوانين مشاهده ميکنيد؟
قانون کشور که وحي نيست که نتوان آن را تغيير داد. قانون را به شکلي طراحي کردهاند که در هر زمينه به مشکل برخورد کرد بتوان آن را تغيير داد. مقام معظم رهبري هنگامي که موضوع اقتصاد مقاومتي را مطرح کردند خطابشان به مجلس نيز بود که در زمينههايي که لازم است قوانين را اصلاح کنند. اصلاح قوانين نيز بايد از روستاها آغاز شود. روستاها خاستگاه اصلي توسعه کشور هستند. با اين وجود هيچ ارادهاي براي تغيير قوانين در کشور مشاهده نميشود.
ديدگاه شما درباره ميزان مشارکت در انتخابات اخير مجلس چيست؟
براساس آماري که وزارت کشور ارائه کرده ميزان مشارکت بالغ بر چهلدرصد بوده که آمار زياد بدي نيست. اگر در اين دوره ميزان مشارکت مردم نسبت به انتخابات گذشته کاهش داشته بهدليل عملکرد ضعيف مجلس و دولت بوده است. هنگامي که مردم مشاهده ميکنند مطالبات آنها محقق نميشود و از سوي ديگر مشکلات آنها نيز افزايش پيدا ميکند انگيزه خود را از دست ميدهند و مانند گذشته در پاي صندوقهاي رأي حاضر نميشوند. برخي ادعا ميکنند سيستم بيمار شده است. اين در حالي است که سيستم بيمار نيست و بلکه برخي مسئولان بيمار شدهاند. شايسته سالاري در انتخاب مديران از بين رفته است و افراد ناکارآمد و نالايق به کار گرفته ميشوند. اغلب مشکلاتي که در شرايط کنوني جامعه ما با درگير است بهدليل اين است که افراد سرجاي خود قرار نگرفتهاند. هر دولتي که روي کار ميآيد به جاي اينکه به فکر مشکلات مردم باشد دستاوردهاي دولت قبلي را زير سوال ميبرد. بنده معتقدم ما براي يک بار هم شده بايد از دشمنان خود ياد بگيريم. دشمنان ما در اصول ما هم اشتراک نظر دارند و تنها در تاکتيکها و فرعيات با هم اختلاف نظر دارند. اين در حالي است که در کشور چنين وضعيتي وجود ندارد و همه تلاش ميکنند دستاوردها و نقاط مثبت ديگران را تخريب کنند. دولتهاي ما بايد ياد بگيرند که دستاوردهاي مثبت دولتهاي گذشته را پيگيري کنند. بهعنوان مثال دولت سيزدهم که پس از دولت آقاي روحاني روي کار خواهد آمد بايد نقاط قوت دولت را ادامه بدهد و تنها بهدنبال پوشش نقاط ضعف دولت باشد.
آيا ترکيب مجلس آينده ميتواند مشکلات کشور را حل کند؟
مجلس آينده در اختيار اصولگرايان است. بنده معتقدم اصولگرايان بايد اين فرصت را قدر بدانند و آن را مغتنم بشمارند. مهمترين رسالت مجلس آينده اين است که اعتماد از دست رفته مردم را دوباره برگرداند و با عملکرد خود زمينه را براي بازگشت سرمايه اجتماعي فراهم کند. هنگامي که مردم در انتخابات مجلس دهم شرکت کردند انتظار نداشتند مجلس چنين سرنوشتي پيدا کند که نتواند به مطالبات آنها پاسخ جدي بدهد. البته اين مساله بهصورت مطلق نيست و بلکه نسبي است. با اين وجود عموم مردم مجلس دهم را مجلس موفق قلمداد نميکنند. نکته ديگر اينکه طيفهاي مختلف اصولگرايي در انتخابات اخير به يک اجماع نسبي معقول دست پيدا کردند و ما شاهد بوديم طيفهايي مانند جبهه پايداري نيز در نهايت در جمع اصولگرايان حاضر بودند و ليست مشترک ارائه کردند. اين اتفاق خوبي بود که در جريان اصولگرايي رخ داد. مجلس آينده هم با دولت آقاي روحاني کار خواهد کرد و هم با دولت آينده. به همين دليل نبايد وکيل الدوله باشد و بلکه بايد در راستاي مطالبات مردم حرکت کند. هر نمايندهاي حق دارد يک رئيس جمهور يا وزير را دوست داشته باشد. با اين وجود حق ندارد مطالبات مردم را وجه المصالحه علايق شخصي خود کند. حق مردم حقالناس است و به همين دليل هر نمايندهاي بايد در مقابل حق الناس پاسخگو باشد. مجلس آينده بايد به شکلي عمل کند که اعتماد مردم دوباره نسبت به عملکرد مسئولان تقويت شود. از سوي ديگر بايد فضاي کسب و کار به سمتي هدايت شود که مشکلات اقتصادي مردم حل شود. امروز کشور در معرض تحريمهاي بينالمللي قرار گرفته است. تجربه نشان داده که ميتوان تهديد را به فرصت تبديل کرد. اينکه نگران باشيم تهديدها در نهايت سبب تسليم شود ديدگاه اشتباهي است.ما بايد از درون خود را بسازيم و اگر اين اتفاق رخ بدهد بسياري از مشکلات کشور کاهش پيدا ميکند. حضرت امام ميفرمايند:«مجلس خوب همه چيز را خوب ميکند و مجلس بد همه چيز را بد». به همين دليل ما بايد بهدنبال شکل گيري مجلس خوبي باشيم که همه چيز را خوب کند و حال کشور را خوب کند. همين که مجلس کارآمد باشد و بتواند مشکلات مردم را حل کند، نشاندهنده خوببودن مجلس خواهد بود. در شرايط کنوني مردم ديدگاه خوبي نسبت به وضعيت اقتصادي کشور ندارند و به همين دليل اميد دارند مجلس آينده بتواند در اين زمينه گامهاي موثري بردارد. اميدواريم اين اتفاق نيز رخ بدهد و مجلس آينده بتواند دغدغههاي مردم را مرتفع و مشکلات معيشتي مردم را حل کند.