آرمان ملي- مطهره شفيعي: آن قدر سرمست از پيروزي در انتخابات با راي حداقلي هستند که به هر بهانه به اصلاحطلبان ميتازند و هر روز کينههايشان نسبت به تاثيرگذاري جريانها و افراد فعال اصلاحطلب را نمايان ميکنند که ديروز نوبت هجمه به سياسيون و استراتژيستهاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بود که حزب سياسي اصلاحطلب منحل شده بود. محسن آرمين، فيضا... عرب سرخي. مصطفي تاجزاده، عبدا... ناصري از سرشناسان اين حزب بودند که اگر دقت شود به اين افراد بيش از ساير سياسيون اصلاحطلب هجمه وارد ميشود.
متهم کردن رقيب به چه قيمتي؟
چند روز قبل عبدا... ناصري در گفتوگو با «آرمان ملي» چنين بيان کرد: «معتقدم اين انتخابات علاوه بر اصولگرايان به آن دسته از اصلاحطلباني که قدرت محور بودند نشان داد که جامعه بعد از ديماه 96 وارد دوره جديدي شده است. چون متاسفانه برخي از احزاب اصلاحطلب و چهرههاي اصلاحطلب اين واقعيت را قبول نداشتند. اين لااقل براي ما اصلاحطلبان درسي بود تا براي آن دستهاي که هنوز بر اين گمانهاند که با حفظ شرايط گذشته ميتوانند به تعامل گذشته ادامه دهند مشخص شود که چنين نيست و اصلاحطلبان بايد راهبردها و گفتمان خود را تغيير دهند.» وي اظهارداشته بود: «اشتباه در اين خواهد بود که دو جريان سياسي از حالا به بعد اصرار داشته باشند که همان رويکردها و راهبردهاي گذشته را دنبال کنند و ناکاميهاي احتمالي را به کردن اين نهاد يا آن نهاد بيندازند. در نهايت دو قطبي جديدي که يکسوي آن جامعه مدني است، تعيينکننده خواهد بود». ناصري در بخش ديگري ميگويد: «راهبردهاي آينده بدون توجه به دوقطبي جديد تاثيري نخواهد داشت. خيلي صريح ميگويم اصلاحطلبان ديگر نميتوانند مدعي باشند که راهبردهاي ما همواره ملاحظات دو سوي ماجرا را در نظر ميگيرد. يعني بايد به مطالبات مردم و جامعه مدني توجه کرد اصلاحات مد نظر جامعه را دنبال کرد». دلواپسان به اظهارات ناصري بسنده نکردند و نوشتند: «حميدرضا جلاييپور، از ديگر فعالان اصلاحطلب نيز طي يادداشتي با کنايه تأکيد کرده بود که ستاد اصلاحات همچون انتخابات مجلس يازدهم؛ رويکرد عدم مشارکت در انتخابات را دنبال خواهد کرد! او در اين رابطه به عبارتي تحت عنوان ايستادگي مدني نيز اشاره کرده بود». پس از انتشار اظهارات دو سياستمدار، ماشين اتهام زني و تخريب دلواپسان شروع به کار کرد و چنين نوشتند: «اظهارات اين افراد همچنين در حالي است که آنها قبل از اين نيز علاقهاي به تعامل با نظام نداشتند و مشغول ايستادگي بر انحرافات خود بودند!».
پاسخ به اتهامات عليه اصلاحات
اعلان جنگ اصلاحطلبان اتهامي نيست که بتوان به سادگي از آن عبور کرد البته اصولگرايان از نوع دلواپس پيش از اين از چنين اتهامزني و انگزدن به رقيب هراسي نداشتند چنانکه در سال 94 داريوش سجادي مقيم آمريکا ميگويد در عين حالي که خود را اصلاحطلب ميداند اما به چنين اصلاحات و اصلاحطلبان موجود در صحنهاي تا بُن دندان کافر است! يا در سال 98 حسن عباسي تئوريسين جريان اصولگرايي خطاب به شوراي نگهبان براي عدم تاييد صلاحيت اصلاحطلبان گفت: آقايان شوراي نگهبان آگاه باشيد که اگر اصلاحطلبان براي انتخابات مجلس کانديدا شدند، ابتدا بايد ديانت و مسلمان بودن خود را ثابت کنند و بعد به آنها اجازه حضور در انتخابات را بدهيد. چطور ميشود که آنها هر روز عليه اسلام سخن ميگويند. وي ادامه داد: «اصلاحطلبان بدانند که انتخابات مجلس آينده مانند دفعات سابق نيست و شما بايد اول ثابت کنيد که مسلمان هستيد زيرا 22 سال است که اسلام را زير سوال بردهايد و اگر ثابت نشود شوراي نگهبان مسئول خواهد بود». البته اظهارات اتهامات آنها بيپاسخ نميماند چنانکه سال 94 علي مطهري گفت: «برخي از اصولگرايان، اصلاحطلبان را دشمن خود ميدانند، اما من سندي از نفوذ چندصدنفري جاسوسان در مطبوعات کشور نديدهام و در اين باره احساس نگراني ندارم. به طورکلي در نگاه اين افراد، اصلاحطلبان ضدانقلاب و کافر هستند، وقتي اين افراد چنين ديدي دارند، حتما اين گونه هم قضاوت ميکنند و بايد نگاهشان به اصلاحطلبان عوض شود». وي همچنين تصريح کرده بود: «نگاه افرادي که اصلاحطلبان را دشمن ميپندارند غلط است. ما اصلاحطلباني داريم که بسيار بيشتر از اصولگرايان، اصولگراتر و متدينتر هستند».
سردرگمي جريان رقيب
سردرگمي جريان رقيب اصلاحات چنان نمود دارد که آنها پس از هجمه به اعضاي سابق سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و ايجاد ترديد در مسلماني آنها به موضوعات بيسر و ته ديگري پرداختند و نوشتند: «جريان اصلاحات با عدم توبه از فتنه 88 نشان داد که مسير خود را به سمت خروج از دموکراسي کج کرده است و رخداد تحريم خاموش انتخابات مجلس يازدهم که مورد حمايت ستاد اصلاحات و تئوريسينهاي اين جريان بود و عبدا... ناصري هم بر آن صحّه گذاشته؛ اين مقوله را تأييد ميکند. پيش از اين بارها تحليل کرده بوديم که اين رفتار اپوزيسيوني بروز کرده در اردوگاه چپ و حتي صدور فرمان تسخير مراکز حساس نظام پس از آغاز اغتشاش خياباني! در کنار اعلام عدم مشارکت؛ از باب استشمام بوي فتنه اقتصادي در ستاد چپ است. استشمامي که فرماندهان کنترل از راه دور اين فتنه بزرگ را خاصّه پس از اغتشاشات ديماه 96 و آبان 98 مست کرده و در سوداي فرداي براندازي قرار داده است. اينکه فرجام اصلاحات و رجال آن پس از پا گذاشتن در اين کجراهه به کجا خواهد انجاميد؛ رخداديست که اضلاع و زواياي آن را ورود يا عدم ورود خواص کشور به مسائل پيش گفته خواهد ساخت»، گويايي تابلو است که اصولگرايان به ناکارآمدي نمايندگان منتخب خود در مجلس يازدهم آگاه هستند و بر همين اساس از اکنون درصدد متهم کردن اصلاحطلبان به نقش داشتن در مشکلات کشور ميپردازند.