بيشک يکي از مهمترين ابزارهاي پيشبرد اصلاحات (اصلاحات بهمثابه تغييرخواهي دموکراتيک مسالمتآميز منطقي، عاقلانه و اخلاقي) انتخابات و صندوق رأي است. به عبارت ديگر، حضور فعالانه بخشهاي تغييرخواه جامعه (اعم از اصلاحطلبان، تحولخواهان و...) داراي يکي از شرايط زير است: 1. معناداري: به معني آنكه مفهوم انتخاب يک ديدگاه از حداقلي از تنوع ديدگاهها و حداقلي از تكثر مواضع و يا انتخاب افراد از طريق انتخابات شكل گرفته باشد و نه آنكه نحوه چينش و تاييد كانديداها بهگونهاي باشد كه بتوان به انتخاب خوب از بد يا حداقل بد از بدتر رسيد. 2. اثربخشي: به معني آنکه انتخابات يکي از تاثيرات زير را براي بخش تغييرخواه جامعه (اصلاحطلبان) داشته باشد: الف) اثربخشي به معني تغيير، اصلاح يا حداقل بهبود شرايط، قوانين، مقررات، رويهها، عملكردها، ساختارها و اهداف يا اولويتها و... در جهت منافعملي و مصالح كشور و پيشبرد دموکراسي، توسعه، کارآمدي، عدالت، اخلاق و... ب) اثربخشي به معني حداقل جلوگيري از بدتر شدن شرايط، رويهها و عملكردها و... و ممانعت از تصويب قوانين و مقررات و... كه به ضرر منافعملي و مصالح كشور است. ج) اثربخشي به معني حداقل امكان آگاهيبخشي به جامعه از طريق وجود حداقلي از صداهاي مخالف در نهاد موضوع انتخابات. هرچند كه شرايط گاه با فضاي مطلوب و ايدهآل فاصله داشته، اما انتخابات واجد معناداري و اثربخشي بوده و همين مساله، حضور فعال اصلاحطلبان در بسياري از انتخابات برگزارشده تاحدي توجيهپذير ميکرد. اما بهنظر ميرسد انتخابات (مجلس يازدهم) وضعيت کمي فرق ميکرد. بهنظر ميرسد، مسئولان مهمترين مساله خود در حداقل يک دهه آتي را عبور از بحرانها و عبور از بحران تحريمها ميدانند، اما به جاي حل اين مسائل از طريق اتكا به خرد جمعي از طريق بهرهبردن از تمامي گرايشها و ديدگاهها و كاهش تنشهاي بينالمللي، راهحل ديگري دارد تا در مباداي بحران، ديدگاهها همجهت باشند و براي عبور از بحران تحريمها هم سياستهاي در پيش گرفته شده، انتقادها سازنده مطرح شود. با چنين رويکردي بايستي در بررسيها و نظارتها اعتناي لازم صورت ميگرفت و سعي در جبران بحرانها داشت. از سوي ديگر، با اصرار برخي بر كاهش تاثيرگذاري مجلس كه آن را تنها يک نهاد مشورتي و دولت را تنها تدارکاتچي تصور ميکنند، توجيه افكارعمومي براي اثربخشبودن مشكل شده بود. بنابراين، در چنين شرايطي كه ازيکسو، مجلس از اعتبار لازم برخوردار نيست و ازسويديگر، مفهوم رقابت براي كسب اكثريت كرسيهاي مجلس صد در صدي نبود بخشهايي با ترديد مواجه گرديد. علاوه بر اين، حداقلي از کانديداهاي اصلاحطلب اصيل و قابلاعتماد شناختهشده، براي تشكيل اقليتي قدرتمند يا حداقل بيان حقيقت و بلند كردن صداي منتقدانه در مجلس نيز، چندان تاييد صلاحيت نشدند، ارائه ليست از سوي اصلاحطلبان از نيروهاي غيراصلاحطلب مستقل احيانا تاييدصلاحيت شده و تشويق به حضور در عرصه انتخابات بر اساس اين ليست تنها به منظور تقابل با اصولگرايان، حاصل چنداني براي اصلاحطلبان نداشت. تأسي به رفتار اميرمؤمنان علي(ع) ميتواند الگوي مناسبي از سياستورزي اصلاحطلبانه براي امروز اصلاحطلبان باشد تا با كسب دوباره سرمايه اجتماعي و افزايش اعتبار عمومي از طريق همراهي و پيگيري مطالبات مسالمتآميز و عقلاني و اخلاقي جامعه و افزايش كارآمدي راهبردها و شيوههاي اصلاحطلبانه، شايد زمان، فرصتي دوباره براي اثرگذاري در نهادهاي قدرت و معناداري و اثربخشي در روند امور فراهم آورد.