آرمان ملي- منيره چگيني: جوانان در آستانه اختلالات و آسيبهاي رواني هستند؛ اين واقعيت زنگ خطر را براي افزايش آسيبهاي اجتماعي نيز به صدا در ميآورد. هر چند عنوان ميشود نرخ اختلالات رواني در ايران حتي از ميانگين جهاني کمتر است، اما نبايد از اين واقعيت چشم پوشيد که نداشتن اختلال حاد رواني به معناي داشتن سلامت رواني نيست. به گفته کارشناسان 50درصد عوامل برهم زننده سلامت روان از سن 15سالگي شروع و 75درصد تا سن 25 سالگي به اوج ميرسد. جست و جو براي يافتن شغل، وضعيت ازدواج و ... همه گوياي يک حقيقت است. به بيان ديگر بهتر است که بگوييم جوانان درگير آينده اي نامعلومند که هر لحظه حالشان را خراب تر ميکند. آنها نابرابريها را مي بينند، اما نمي توانند دم بزنند. از مهارتهاي زندگي هم که خبري نيست تا با استعانت از آن بتوان در شرايط بحراني بر مشکلات فائق آمد. اين چنين است که هر لحظه شاهد عصبانيت، خشم فروخورده، استرس و ... در جوانان هستيم، چراکه آنها بايد در بهترين حالت ممکن از هرم سني شان باشند، خوش بگذرانند و نهايت لذت را از زندگي ببرند، اما در هجمهاي از مشکلات خود فرو رفتهاند.
يک جامعه شناس با بيان اينکه 50درصد عوامل برهم زننده سلامت روان از سن 15سالگي شروع و 75درصد تا سن 25 سالگي به اوج ميرسد، گفت که بايد پيشگيري را به جد مورد توجه قرار دهيم و اجازه ندهيم اين مشکلات و بيماريها عود کند. سعيد برازجاني افزود: سازمان جهاني بهداشت عدم رشد و تکامل يکپارچه در دوران کودکي، نابرابري و پايمال شدن حقوق شهروندي، عدم مهارتهاي زندگي، والدين دچار مخاطرات و مشکلات بسيار را از جمله عوامل برهم زننده سلامت روان برميشمرد. وي با بيان اينکه در اين ميان تغييرات محيطي، اجتماعي و اقليمي تا 75درصد تاثيرگذاري منفي بيشتري نسبت به عوامل وراثتي دارند، عنوان کرد: در همه تحقيقات نشان داده شده آنها که درآمد پايينتر دارند و بيکارند بيشتر در معرض آسيبهاي روحي و روانياند. زنان بيشتر از مردان و همچنين آنها که تنهاترند بيشتر در معرض اختلالات روحي و رواني قرار دارند.
احساس رهاشدگي در جوانان
يک روانشناس در اين رابطه به «آرمان ملي» ميگويد: امروزه با تحولات بسياري از جمله دنياي مجازي روبهرو هستيم. خانوادههاي امروزي با خانواده هاي سنتي در گذشته تفاوت بسياري دارند. يکي از اين تفاوتها تعداد فرزندان در خانواده است که اکنون زوج هاي جوان به داشتن يک فرزند يا فرزند نداشتن تمايل پيدا کردهاند. اين مساله روي تنهايي افراد بسيار تاثيرگذار است. بهروز بيرشک ادامه ميدهد: از سوي ديگر، مسائل محيطي همچون مشکلات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ... موجب شده که والدين مجبور باشند بيشتر کار کنند تا درآمد بهتري داشته باشند. از اين رو وقت کمتري براي فرزندان خود ميگذارند. بيرشک اظهار ميکند: علاوه بر فشارها و محدوديتهايي که در اجتماع وجود دارد، نبود امکانات نيز موجب شده که جوانان نتوانند اوقات فراغت مناسبي داشته و شاد باشند. بنابراين وقتي آنها به فضاي مجازي رو مي آورند و در مقام مقايسه قرار ميگيرند، از نظر رواني آسيب ميبينند. اين در حالي است که فقدان شادي در سلامت روان نقش قابل ملاحظه اي دارد. اين روانشناس بيان مي کند: حتي برخي از جوانان فکر مي کنند که با رفتن از ايران مي توانند تجربه بهتري داشته باشند. از اين رو وقتي آنها تحت تاثير همديگر و دنياي مجازي قرار ميگيرند، پيامهايي به هم ميدهند و در ذهن خود دنيايي را متصور ميشوند که با وضعيت فعلي شان فاصله بسياري دارد. او خاطرنشان ميکند: تمامي اين مسائل باعث شده که ديگر صميميت، رفاقت، محبت، دلبستگي و ... که در گذشته ميان خانوادهها وجود داشته کمتر شود، چراکه اذهان به حدي درگير است که ديگر اعضاي خانواده براي هم وقتي نمي گذارند. از اين رو آستانه تحمل افراد پايين و فشارهاي رواني نيز در جامعه بالا ميروند. بيرشک ادامه مي دهد: آن چنان که با کوچکترين تلنگري افراد درگير شده و آرامش خود را از دست مي دهند. اين روانشناس ميافزايد: از سوي ديگر، محيط هم خيلي براي افراد جذابيت ندارد و جوانان احساس رهاشدگي ميکنند، حتي در برخوردهاي مان هم وقتي با جوانان حرف مي زنيم، حرفشان را تاييد نکرده و فکر مي کنيم که آنها بيتوجه و به علاقه شدهاند، براي خودشان زندگي مي کنند و انگيزهاي ندارند. اين جو و شرايطي است که ما براي جوانان مان به وجود آورده ايم. او عنوان مي کند: رقابت هايي که اکنون در سطح جامعه به مدد فضاي مجازي حاکم است موجب شده که آنها شور و شوقي را در رشد خود تجربه نکنند. اکنون دوره جواني سراسر استرس و فشار است. بيرشک مي افزايد: وقتي آستانه تحمل کاهش مي يابد، جوانان واکنش هايي را از خود نشان ميدهند که مطلوب نيست. از اين رو مسئولان بايد به اين مساله توجه داشته باشد. بايد برنامهريزي هايي در اين راستا صورت گيرد که از ايجاد اختلالات رواني در جوانان جلوگيري به عمل آورد. او ادامه مي دهد: ماهيت جواني هيجان و زيادهخواهي است. بايد امکانات به جوانان داده شود که بفهمند درک ميشوند.