ادامه از صفحه اول/ ...اين رويداد هم روي پايه پولي اثر دارد و هم روي کسر بودجهاي که داريم. از آن طرف هزينههاي جاري دولت قابل کم کردن نيست. تورم 25 تا 40 درصدي بيشتر از 15 درصد افزايش حقوقي است که دولت در نظر گرفته و درواقع فشاري که روي کسر بودجه در قالب حقوق ميگذارد به دولت اجازه کم کردن هزينههاي جارياش را نميدهد. از طرفي بخش مواد اوليه و تامينهايي که براي توليد لازم است با اينکه توليد داخلي رشد قابل تاملي کرده و به دليل عدم ورود و کم شدن واردات، رونق پيدا کرده ولي در بحث مواد اوليه و تامين قطعات با مشکلاتي مواجه است. از طرف ديگر به نظر ميرسد آهنگ رشدي که براي توليد ناخالص داخلي حساب ميکرديم عملي نشده و مجموعا دورنماي ديگري متصور است. شايد آقاي همتي تقاضا را کنترل ميکند که کم شود و با کنترل کردن ريال و تقاضاهاي کاذب روي بازارهاي مالي و پولي و با فشار آوردن به تقاضاي پول در گردش و با ابزارهاي اقتصادي ميخواهد به نحوي گردش ريال را کنترل و از اين طريق تورم را مهار کند. فراموش نکنيم يکسري از مسائل دست آقاي همتي نيست. در حوزه مسائل عرضه و تقاضا و رشد و حجم نقدينگي مجموعهاي است که نهادهاي ديگر در آن نقش زيادي دارند. مثلا وزارت صمت نقش جديتري دارد يا توليد محصولات داخلي هم همينطور. درواقع عوامل متعددي که در اقتصاد در رابطه با مساله تورم وجود دارد، يک حوزه نيست که بگوييم دست رئيس کل بانک مرکزي است که بتواند به آن نظام دهد. مجموعه برآيند عوامل تاثيرگذار است که روي تورم نقشآفريني ميکند. ولي مجموعا اظهارنظرهاي آقاي همتي حساب شده است ضمن اينکه در حوزه تورم ذهنم اين نيست که خيلي پايين بيايد.