ليست بنديهاي جريانات سياسي در انتخابات موجب شده تا رويهاي که در انتخاباتها در دورههاي گذشته مرسوم بود تغيير کند و هر گروه يا حزبي بنا به صلاحديد خود به انتشار ليست بپردازد. اين در حالي است که در گذشته دو ليست انتخاباتي يکي ليست مجمع روحانيون و ديگري ليست جامعه روحانيت ارائه ميشد و تکليف مردم براي انتخابات کاندياهاي مورد نظرشان مشخص بود. پس از چند سال اين رويه به ليست جريانات اصلاحطلب و اصولگرا تبديل شد که هر جريان يک ليست اجماعي و مشترک ارائه ميداد اما امسال و در انتخابات پيش رو تعداد ليستها فراوان شده که موجب بروز نوعي سردرگمي در مردم خواهد بود. معلوم نيست با اين رويه ارائه ليستهاي متکثر مردم چگونه ميخواهند از بين اين همه ليست نمايندگان خود را انتخاب کنند. از طرفي اين سر درگمي موجب خواهد شد که تعداد زيادي از کانديداهاي نمايندگي تهران به دور دوم انتخابات کشيده شوند. تجربه هم ثابت کرده زماني که انتخابات به دور دوم ميرود مشارکت مردم همچون دور اول نخواهد بود، تعداد کمي شرکت ميکنند و نمايندههاي پايين ليست با راي بسيار کمي به مجلس راه مييابند. اين مساله به نفع نمايندگان و مجلس نبوده و اقتدار مجلس و نمايندگان را نيز حفظ نخواهد کرد؛ بلکه جايگاه مجلس زير سوال ميرود. به همين جهت است که گفته ميشود تعدد ليستها آثار منفي دارد. در دنيا و کشورهاي پيشرفته دو حزب اصلي با يکديگر به رقابت ميپردازند و چند حزب کوچکتر نيز در کنار اين دو حزب فعاليت ميکنند. اما وقتي که تعداد ليستها به 10 تا 15 ليست ميرسد اين نشان دهنده تشتتي بسيار سنگين در ميان جريانهاي سياسي است. اين تشتت و تکثر فهرستها نشان ميدهد که اين جريانات نتوانستند به اجماع لازم دست يابند، چرا که اگر اجماع ميکردند قطعا ليست مشترکي بيرون ميدادند. لذا همه جريان اصلاح طلب بر مبناي عِده و عُدهاي که دارند سهمي در ليست ميگرفتند و افراد خود را مشخص ميکردند و مردم نيز از سرگرداني در ميآمدند. فردي که ميخواهد راي دهد به اندازهاي وقت ندارد که بيش از يک ساعت پاي تابلو بايستد و افراد مد نظر خود را در برگ راي بنويسد. لذا تعداد ليستهاي خارج از حد معمول دليل بر عدم انسجام جريانات سياسي است. بهويژه گروههاي اصولگرا بسيار چند دسته و پراکندهاند. چون اصلاحطلبان صرفا 3 ليست ارائه دادند که بازهم نسبت به اصولگرايان قابل تحمل و تأمل است. از اين جهت اميد ميرود در دورههاي بعدي جريانهاي سياسي مردم را از سرگرداني نجات دهند و با ارائه ليستهاي واحد افراد نخبهتري را انتخاب کنند. تعدد ليستهاي اصولگرايان قطعا نشانه سهمخواهي اين گروههاست اما فردي که سهمخواهي ميکند بايد نيروي توانمندي نيز براي معرفي داشته باشد. اگر سهمي به نيروي ضعيفي داده شود و نتواند عملکرد مثبت و مناسبي از خود بروز دهد خاصيتي ندارد. کسي که ميخواهد نماينده مجلس باشد حتما بايد از يک توانمندي خاص برخوردار باشد که بتواند در مجلس نقشآفريني کند. در مجلس سياهي لشگر و سرباز نميخواهيم بلکه ژنرال و نيروهاي قوي، توانمند، باتجربه و پخته لازم است.