بستن

وعده‌های تو قشنگه؛ بیشتر بگو!

وعده‌های تو قشنگه؛ بیشتر بگو!
فریور خراباتی

نزدیک انتخابات مجلس که می‌شود، بازار وعده‌های پوچ و خیالی رونق می‌گیرد کیومرث جان! برخی از همین وعده‌ها را اگر برایت بنویسم شاخ در‌می‌آوری! (این وعده‌ها واقعی هستند!)
- تبدیل شهر به مرکز استان یا تبدیل مرکز استان به استان مستقل؛ لابد بعدش هم وعده تبدیل استان مستقل به سیاره مستقل و آغاز عملیات کلنگ‌زنی کهکشان جدید!
- تاسیس کارخانه‌های مشهور خودروسازی در استان مانند بی‌ام‌و و بنز؛ مثلا فکر کن به هیات مدیره بی‌ام‌و اگر این خبر را بدهند، می‌گویند: «آخ جون! خدا می‌دونه تو چقده که ماهی!». فارغ از اینکه در شرایط اقتصادی فعلی و افزایش ساعتی قیمت‌های خودرو، مردم توان خرید اگزوز و دسته‌موتور پیکان را هم ندارند.
- استخدام جوانان در دستگاه‌های دولتی؛ که با توجه به وضعیت استخدامی شانس اینکه در دستگاه چای‌ساز و آب‌سردکن اداره‌های دولتی استخدام شویم، بیشتر است.
- تعطیلی سه روز در هفته؛ هرکس این وعده را داده بدون‌شک شناخت کافی از وضعیت داشته، حالا که امیدی نیست به عنوان یک نماینده کاری برای مردم انجام دهیم، تعطیلش کنیم برود پی کارش!
کیومرث اینها فقط یک تعدادی از این وعده‌هاست. یکی که اصلا کار را یک‌سره کرده و گفته اگر رای بیاورد ایران را قدرت اول اقتصادی جهان می‌کند. فکر کردی چرا کرونا در چین شیوع پیدا کرده؟! از صحبت‌های این کاندیدا کفش‌های‌شان جفت شده و خودشان را به مریضی زده‌اند تا ایشان دلش به رحم بیاید و حداقل ما را قدرت دوم اقتصادی جهان بکند.
در رابطه با این وعده‌های کشکی و بی‌اساس با یک کاندیدا تماس گرفتیم تا از برنامه‌های ایشان آگاه شویم:
من: با عرض سلام خدمت شما کاندیدای محترم!
کاندیدا: بنده هم سلام دارم خدمت تو. اول صحبت‌هام از مردم تقاضا می‌کنم که به من رای بدن، حتی اگه در شهرهای دیگه هم هستن به من رای بدن. چون الان حتی مردم اتریش و بولیوی هم عاشق وعده‌های من شدن و می‌خوان به من رای بدن!
من: چرا باید به شما رای بدن؟! شاید یکی نخواد به شما رای بده.
کاندیدا: ببین ممکنه تو عقل و شعورت نرسه که باید به من رای بدی و نفهمی که من چقدر خوبم، اما من که می‌دونم خودم چقدر خوبم! با این صحبت‌هایی که کردم ردخور نداره که توی جهان اول بشم.
من: مگه چه صحبت‌هایی کردین؟
کاندیدا: صحبت؟! گل کاشتم خراباتی! یه‌وعده‌هایی دادم که انگشتاتم باهاشون می‌خوری؛ چرب و چیلی!
من: مثلا؟
کاندیدا: اتصال راه‌آهن شهرمون به ایستگاه فضایی بین‌المللی!
من: خب؟
کاندیدا: احداث تور تفریحی و سیاحتی با زیردریایی در استان.
من: استان شما که آب نداره!
کاندیدا: اینو باش! با همون تکنولوژی که راه‌آهن رو به ایستگاه فضایی وصل می‌کنیم، اقیانوسم به وجود میاریم دیگه!
من: آهان! تموم شد؟
کاندیدا: تموم شد؟ اینو باش! من رای بیاریم یکی از اولین کارهایی که می‌کنم اینه که واحد پول جهان مثل یوآن و دلار و یورو‌رو به اسم پسرم میلاد عوض می‌کنم. هرکسم بخواد پول میلاد بخره باید ارز کشورش رو به ما بده، این‌جوری ارزآوری هم می‌کنیم.
من: اجازه خداحافظی می‌دید؟
کاندیدا: به جون خراباتی اگه بذارم... برنج گذاشتیم تازه! ببین در صورتی که من رای بیارم که میارم، یکی از اقدامات اصلی‌ام حذف کتب درسی از مدارس کشوره. چه‌کاریه بچه‌های مردم رو با درس و مشق خسته می‌کنن؟! همچنین شما برای رفتن به دانشگاه دیگه نیاز نیست کنکور بدی و استرس تحمل کنی، هرکی فالووِر اینِستاگرامش بیش، رتبه‌اش بیشتر! مملکت باید با تکنولوژی درگیر بشه.
من: خداحافظ!
کاندیدا: آهان! یه‌شبکه فجازی و ارتباطی می‌خوام تاسیس کنم که با تمام نمونه‌های خارجی متفاوته. چیزیه که به ذهن اونا نرسیده‌. توی این شبکه مجازی و پیام‌رسان فقط من حرف می‌زنم و برای کاربرهای دیگه فقط گزینه لایک وجود داره. دیگه شما با کامنت گذاشتن و نظر دادن، انگشت‌های دست‌تون‌رو خسته نمی‌کنید. من می‌گم، شما می‌خونید و لایک می‌دید. وجدانا خفن نیست؟! فقط این بخش صحبت‌هامو چاپ نکن که اون زاکربرگِ روباه ایده منو ندزده! الو؟ الو؟ ای بابا این آنتن تلفن همراه‌رو هم باید وعده بدم که حذف می‌کنم تا تلفن دیگه قطع نشه!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی