آرمانملي-زينب مختاري: بورس در ماههاي گذشته، رکورددار جذب سرمايه بوده است. اين سرمايهها البته به داخل محدود نميشوند و اخيرا از سرمايهگذاري 5/13 ميليون دلاري يک لهستاني در بازار سرمايه ايران سخن به ميان آمده است که بنابر اظهارات کارشناسان، نشاندهنده پتانسيل اين بازار براي جذب سرمايهگذاري خارجيست. با اين حال برخي مسئولان بورس هم از افزايش تقاضا در بازار سرمايه ابراز نگراني ميکنند و آن را خطرناک توصيف کردهاند. «آرمانملي» در گفتوگو با همايون دارابي- کارشناس بازار سرمايه- به بررسي و تحليل شرايط کنوني بورس پرداخته که در ادامه ميخوانيد.
برخي مسئولان بازار سرمايه از افزايش تعداد کدهاي بورسي ابراز نگراني کرده و آن را براي اين بازار خطرناک خواندهاند. ارزيابي شما از اين مواضع چيست؟
ورود افراد جديد به بازار سرمايه همواره يک اقدام مثبت است و ما بايد هميشه از اينکه مردم سرمايه خود را به بازار بورس بياورند، استقبال کنيم. من اصلا معتقد نيستم که اين افزايش خطرناک باشد بلکه يک اتفاق بسيار خوب است. ما در هر اقتصادي دو بازار داريم؛ يکي بازار پول و ديگري بازار سرمايه. اگر شما به المانهاي بازار پول نگاه کنيد، براي مثال تعداد کارتها و حسابهاي بانکي چند برابر جمعيت کشور است و تمامي مردم ايران هم داراي حساب بانکي هستند. اين اصلا عجيب نيست که همه مردم داراي حساب سرمايهگذاري در بورس هم باشند و مانند بقيه کشورها و اقتصادهاي بزرگ، خانوادهها از بدو تولد براي کودکان خود پساندازهايي را در قالب سهام بازار سرمايه يا صندوقها داشته باشند تا آنها را در سالهاي نوجواني و جواني ياري کند. ما بايد با آغوش باز از توسعه بازار سرمايه هم در سطح مردم و هم در سطح ارکان يعني افزايش تعداد شرکتهاي سرمايهگذاري، کارگزاران، مشاوران، سبدگردانها و صندوقهاي سرمايهگذاري استقبال کنيم. امروز هم يک فرصت تاريخيست که پيش روي بازار قرار گرفته و ما شاهد آن هستيم که المانهاي اقتصاد مقاومتي که مقام معظم رهبري ترسيم کردند بهويژه در بحث مردميشدن اقتصاد، امروز از مسير بازار سرمايه ميگذرد و ميتوانيم به اهداف آن برسيم. در اين راستا بازار سرمايه ميتواند گامهاي بسيار خوبي را بردارد.
گفته ميشود در صورت افزايش کدهاي بورسي، ممکن است سمت عرضه نتواند همپاي سمت تقاضا حرکت کند. تحليل شما چيست؟
در اين زمانه که عملا دولت به لحاظ تحريم با مشکل فروش نفت و کاهش درآمدها مواجه است. فرصت مناسبيست که شرکتهاي خود را عرضه کند. فراموش نکنيم که آقاي روحاني، در ابتداي دولت خود وعده داده بودند که شرکتهاي دولتي بايد واگذار شوند و بنگاههاي عمومي نظير تامين اجتماعي و شرکتهاي بيمه، مديريت شرکتها را نداشته باشند. آقاي شريعتمداري هم بارها تاکيد کرده بود که قصد واگذاري بنگاهها را دارد و نبايد تامين اجتماعي، وزارت کار و صندوقهاي بازنشستگي، بنگاهداري کنند. الآن فرصت خوبيست که به اين وعدهها عمل شود. از طرفي هم ما در بخش نفت، گاز، پتروشيمي، حملونقل، معادن، خدمات عمومي نظير فرودگاهها، ريلسازي، بنادر، هواپيماييها و کليه بخشها اقتصادي، صدها شرکت داريم که دولت ميتواند آنها را واگذار کند و از اين فرصت، هم براي عبور از مساله تحريمها استفاده کند و هم اينکه دارايي گستردهاي را در اختيار مردم قرار دهد تا از اين طريق بتواند فشارهاي اقتصادي را کم کند. ما الآن در موقعيت بسيار خوبي هستيم و اميدواريم دولت در واقع از شرکتداري دست بردارد و آنها را راهي بازار سرمايه کند تا هم فشار بر خودش کم شود و هم مالکيت مردمي زمينهساز بهبود و افزايش فعاليتهاي اقتصادي شود. نبايد فراموش کنيم که بازار سرمايه، يک بازار مولد و مثبت در اقتصاد است که توسعه آن به توسعه اقتصادي، اشتغال و بهبود عملکرد بنگاهها ختم ميشود.
در خبرها آمده که يک فرد لهستاني از سال 2017 به اين سو، در بازار سرمايه ايران، معادل 5/13ميليون دلار سهام خريداري کرده است. آيا ورود سرمايه خارجي به بورس امري مثبت تلقي ميشود؟ بورس ايران پتانسيل جذب سرمايههاي خارجي افزونتري را دارد؟
قطعا مثبت است. اگر شما اکنون بهعنوان يک سپردهگذار ژاپني وارد بانکهاي ژاپن شويد و سپردهگذاري کنيد، عملا نرخ بهرهاي به شما داده نميشود و يک هزينه نگهداري پول هم از شما گرفته ميشود. نرخ بهره در آلمان و سوئيس، عموما بين صفر تا يک درصد و در ايالات متحده هم بين 5/1 تا دو درصد است. اين نشان ميدهد که پولهاي ارزان در دنيا بسيار زياد است. همچنين اقتصاد ما نيز در بخشهاي اساسي خود از جمله بخش انرژي، حملونقل و صنايع زيربنايي بسيار پرظرفيت است. قطعا اگر بازار سرمايه ما بتواند ارتباطها را تقويت کند و به روي جهان باز باشد، يکي از مستعدترين بازارها در سطح کشورهاي در حال توسعه است که ميتواند نقدينگي را به سمت خودش جذب کند. سهام در ايران بسيار ارزانتر از کشورهاي ديگر است؛ شرکتهايي که الآن ما داريم اگر در بازارهاي ديگر بودند ارزش به مراتب زيادتري پيدا ميکردند. همين ارزانبودن بازار و بکربودن آن باعث ميشود افراد ريسکپذير، از اقتصادهاي ديگر به اين طرف بيايند تا ما شاهد حضور آنها در بازار سرمايه باشيم. معمولا بعد از 22 بهمنماه وارد فاز پاياني سال در بازار سرمايه ميشويم که کمبود نقدينگي در بازار را به دنبال دارد. زيرا عموما شرکتها، نهادها و سازمانها براي تامين نيازهاي شب سال نوي خود اقدام به فروش ميکنند و معمولا نقدينگي در بازار و معمولا اسفندماه، بازار سرمايه بازار آرامي است. اما در مورد گروه خودرويي بايد گفت که وضعيت اين گروه در گروي سياستهاي نامناسب دولت قرار گرفته است. آمارهاي منتشرشده توسط شرکتهاي خودروسازي نشان ميدهد اين شرکتها در حال فروش محصولات خود با زيان هستند. متاسفانه سود حاصل از اين شرايط در اختيار دلالها قرار ميگيرد. يعني دلالها صدها برابر خودروساز منفعت مي برند و متاسفانه شاهد آن هستيم که درآمد خودروسازها به جاي اينکه صرف توسعه و بهبود وضعيت کارگران آنها و بازدهي سهامداران شود، به جيب دلالها ميرود. اين وضعيت عاقبت خوبي براي صنعت خودروي ما ايجاد نميکند. متاسفانه صنعت خودروي ما از جمله صنايعيست که از مديريت دولتي به شدت آسيب ديده و عدم واگذاري سهام خودروسازيها باعث شده است که ضربات کاري به اين بخش وارد شود. انتظار همه در اقتصاد ايران اين است که دولت دست از تضعيف صنعت خودرو بردارد و مانع آن شود که سود واحدها راهي جيب دلالها شود تا شرکتها بتوانند سود معقولي ببرند