مدتي است واقعا به اين نتيجه رسيدهام که گويي آقاي حسن روحاني توجهي به افت محبوبيتش ندارد. محال ممکن است که رئيسجمهور تا امروز متوجه نشده باشد که محبوبيتش چقدر ريزش داشته است. بسيار دور از ذهن است آقاي روحاني نداند که اگر امروز انتخاباتي برگزار شود و وي به عنوان نامزد رياست جمهوري در آن شرکت کند، راي 24 ميليون را به دست نخواهد آورد. محال است اطرافيان، معاونين و مشاوران و... به رئيسجمهور نگفته باشند که محبوبيت او ظرف اين دو سال و نه ماه تا چه ميزان سقوط کرده است. منتها سوالي که مطرح ميشود اين است که چرا مساله کاهش و ريزش محبوبيت مهم انگاشته نميشود و چرا وقتي که در مورد سقوط هواپيماي اوکرايني و مسائلي که به هر حال براي مردم ايران مطرح است، پاسخ قانعکننده داده نميشود؟ به ياد دارم وقتي آقاي روحاني پس از انتخابات به عنوان گزارش 100 روزه در تلويزيون صحبت کردند، فرداي آن روز نامه سرگشادهاي به ايشان نوشتم که چرا با مردم به درستي رفتار نميشود؟ چرا سخنان جدي به زبان نميآيد و چرا واقعيتها گفته نميشود؟ از آن زمان تاکنون تغيير روشني در رفتار و رويکرد ايشان ديده نميشود. يعني رئيسجمهور به گونهاي با مردم صحبت ميکند که گويي مشکلي وجود ندارد و اگر هم مشکلي باشد به آساني و به سرعت قابل رفع است. قدر مسلم آن است که نميتوان و نبايد روي زخمهاي مردم نمک پاشيد و بايد جانب مردم را در همهحال نگه داشت. محال ممکن است که آقاي روحاني متوجه اين امر به طور دقيق نشده باشد. حال 2 پاسخ براي اين پرسش متصور است. نخستين پاسخ به کاراکتر شخصيتي باز ميگردد که براي شخص مهم نيست که مردم در مورد او چه فکري ميکنند و حاضر نيست به خيلي از مسائل توجه لازم صورت گيرد. پاسخ دوم نيز از اين قرار است که شايد جايگاهي براي آينده در نظر گرفته شده که اگر اينطور باشد، براي رسيدن به آن جايگاه نيازي به آرا و محبوبيت مردمي، روشنفکران، فرهيختگان و دانشگاهيان نيست. البته آقاي روحاني تشخيص درستي دارد چرا که براي رسيدن به آن جايگاه به حمايتهاي ديگري نياز دارد، نه اينکه مردم چگونه فکر ميکنند. بنابراين اگر هم به ايشان گفتهاند که اين طرز رفتار موجب ريزش محبوبيت خواهد شد احتمالا خواهد گفت آنجايي که ميخواهم بروم چندان نيازي به محبوبيت نيست. به اين دو دليل براي آقاي روحاني خيلي مهم نيست که آيا چيزي از آن 24 ميليون راي برايش باقي مانده است يا نه؟