زماني يک انتخابات بهصورت دموکراتيک برگزار ميشود که انتخابات در فضاي آزاد و در فضاي سياسي و اجتماعي مناسب برگزار شود و مردم نتيجه آرايشان را در عمل ببينند. در يک انتخابات دموکراتيک 4 عامل دخالت دارند: 1-مردم: در انتخابات هميشه مردم نقش اساسي را ايفا ميکنند. در مورد انتخابات ميتوان مردم را به دو گروه تقسيم کرد. گروه اول مردمي که در کمال آزادي و در فضاي مناسب و با آگاهي از مسائل سياسي، اجتماعي، فرهنگي و غيره رأي ميدهند. مانند کشورهاي غربي و برخي کشورهاي آمريکايي و آسيايي و گروه دوم مردمي هستند که در يک کشور ديگر در فضاي نامناسب رأي ميدهند. مانند برخي از کشورهاي آمريکايي، حوزه خليج فارس و آفريقايي. جيمز کالاهان نخست وزير اسبق انگليس ميگويد حکومت بر مردمي که به حقوق سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود آشنا نيستند بسيار آسان ميباشد. مانند حکومت محمدرضا شاه و سوموزا در نيکاراگوئه و حکومت بر مردمي که به حقوق سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود آشنا هستند، بسيار مشکل است. مانند ژاپن که کابينهها پي در پي سقوط ميکنند و يا در فرانسه دولتها يکي بعد از ديگري عوض ميشوند. 2-رسانهها: رسانهها، جرايد و رسانه ملي نقشي اساسي در آگاهي مردم از کيفيت انتخابات ايفا ميکنند و همچنان که رسانهها رکن چهارم دموکراسي ناميده ميشوند و اين رسانهها هستند که فسادها را افشا ميکنند. هم چنين در ترغيب مردم براي شرکت در يک انتخابات نقشي اساسي و در کشور عزيز ما، ايران، تا اندازهاي اين نقش را ايفا مينمايند. 3-مجريان انتخابات: معمولا وزارت کشور مجري انتخابات ميباشد و در کشورهاي دموکراتيک انتخابات در آن کشورها زير نظر نهادي خاص نظارت ميشود وليکن مجريان انتخابات از داخل حاکميت ميباشند و در کشورهاي غيردموکراتيک معمولا نيروهاي نظامي نظارت بر انتخابات دارند، استالين ميگفت: «رأي رأيدهندگان در يک انتخابات مهم نيست بلکه اين مهم است که مجريان امر به دلخواه خود چه آرايي را از صندوقها بيرون ميآورند». 4- احزاب و گروهها: در کشور عزيز ما، ايران، با اينکه بيش از 250 حزب، جبهه و انجمن سياسي به ثبت رسيده است وليکن برخي از اين گروهها هيچفعاليت سياسي و اجتماعي مستمري ندارند و فقط در زمان انتخابات مانند قارچ سبز ميشوند و مردم را ترغيب به شرکت در انتخابات ميکنند تا بتوانند آرايي به دست آورند و وارد مجلس شوند. اصولگرايان، اصلاحطلبان، اعتداليون، مؤتلفه، اعتدال و توسعه و... و اين احزاب بعد از انتخابات به دست فراموشي سپرده ميشوند در حالي که در بسياري از کشورها مانند انگليس؛ احزاب محافظهکار و کارگر، در آمريکا؛ احزاب دموکرات و جمهوري خواه، در آلمان؛ احزاب دموکرات مسيحي و سوسيال مسيحي و در ژاپن، کره جنوبي، مالزي، برزيل و امثالهم فعاليتشان مستمر ميباشد و در تمام زمانها از حقوق سياسي-اجتماعي و شهروندي مردم دفاع ميکنند. .