زلزله را نميشود پيشبيني کرد. ميآيد، ميلرزاند، ميرود و شهر و کشوري را داغدار ميکند. البته بماند که کشورهايي هستند که با ساختن خانههاي ضد زلزله، جلوي غيرقابل پيشبيني بودن زمين لرزه را هم گرفتهاند و خود را براي زلزله هم آماده کرده اند. وقتي زلزله ميآيد آنها فقط ميلرزند و تمام. برف و باران را اما ميشود پيشبيني کرد. علم هواشناسي آنقدر پيشرفت کرده است که ميتوان فهميد طي روزهاي آينده، آسمان برفي ميشود و زمين سفيدپوش. قابل پيشبيني بودن برف يعني اينکه ميشود آن را مديريت کرد و جلوي فاجعه را گرفت دقيقا کاري که در استان گيلان انجام نشده است. اينکه برق و آب و گاز قطع ميشود و زندگي مردم فقط به خاطر بارش يک برف مختل ميشود يعني مديريت استاني تعطيل است. برف گيلان در تابستان يا بهار نبوده است که بگوييم حضرات مسؤول غافلگير شدهاند. به خدا که از قديم الايام در زمستان برف ميآمده است. چرا بايد همانگونه که مردم در 50 يا 60 سال پيش در مسيرهاي منتهي به گيلان به خاطر بارش برف غافلگير ميشدند در سال 98 خورشيدي بازهم در راه بمانند. تازه در آن زمانها، پيرمردها به جوانترها با توجه به تجربهشان ميگفتند اين وقت سال به دل جاده نزنيد، آسمان بيرحم است. صرف هشدار به مردم درباره اينکه چند روز آينده برف ميآيد و به شمال سفر نکنيد همه مديريت بحران نيست بلکه مسئولان هم مخاطب اين هشدار هستند و آنها نيز بايد خود را براي قطع آب و برق و گاز مردم آماده کنند نه اينکه اداي کساني را درآورند که براي اولين بار برف سنگين ميبينند. مسؤولان استاني گيلان الان پاسخ اين سوالها را بدهند. مردمي که برقشان در اين سرما قطع شده است، چگونه زندگي کنند؟ آنهايي که سيستم گرمايششان پکيج است و با نبود برق بلااستفاده ميشوند، چگونه خود را گرم ميکنند؟ مردم گرفتار برف و محبوس شده در خانه، چگونه غذا تهيه ميکنند؟ واقعا مديريت اينقدر سخت است؟ وظيفه استاندار، فرماندار و مسؤولان شهري چيست؟ آيا واقعا غافلگير شدن در برف و باران نوبر است. متاسفانه ما دچار مسؤولاني هستيم که خوب غافلگير ميشوند. عيد يادتان هست. آنها در باران هم غافلگير شدند و فاجعه شيراز رقم خورد. هنوز تصاوير آخرالزماني دروازه قرآن شيراز در ذهنها مانده است. گويا شمال و جنوب، غرب و شرق هم ندارد کلا مسئولان استاني غافلگير ميشوند مگر اينکه خلافش ثابت شود. نميتوانيد، برويد. خدمت شما براي مردم زحمت است. لطفا اجازه بدهيد کساني که توانايي مديريت دارند بر مسند کار بنشينند تا شاهد اينگونه فجايع نباشيم. استاندار گيلان، اهل استان بوشهر است. او بسياري از دوران خدمت خود را در جنوب کشور گذرانده است. معمولا مردم در جنوب ايران با پديدهاي به نام برف و مشکلات آن آشنا نيستند. حالا بايد پرسيد چرا فردي از جنوب ايران براي پست استانداري راهي گيلان ميشود که در زمستانها معمولا درگير برف و بحرانهاي آن است. چرا سعي نميشود براي پست مهم استانداري از اهالي همان استان استفاده شود تا حداقل فردي که در اين مقام قرار ميگيرد با مشکلات استان و شهرها و روستاهاي آن آشنا باشد. تازه رئيس سازمان بازرسي گيلان ميگويد: «وضعيت موجود شرايط خاص بحراني نبوده و فقط بارش برف داشتيم.» كلا عادت نداريم قبلا از يك حادثه قابل پيش بيني كاري كنيم ما هميشه مردم بعد از حادثه هستيم. داستان برف هم امروز يا فردا تمام ميشود. بايد منتظر بود تا ببينم سري بعد قرار است با چه اتفاقي غافلگير شويم.