درارتباط با اهمیت موضوع جمهوریت برداشتها و نگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی در این موضوع تضادی با اسلامیت میبینند که البته این تعبیر نادرست به برداشت این افراد باز میگردد، اما برخی دیگرجمهوریت و اسلامیت را در یک راستا میبینند و تعریف میکنند. از این رو، در نظام جمهوری اسلامی، بحث انتخاب مردم و تعیین سرنوشت افراد توسط خودشان به وسیله انتخابات، موضوعی نیست که مربوط به این دوره باشد. پیش از انقلاب هم این مباحث مطرح بود و همواره بسیاری از عناصر سیاسی، روشنفکران و افراد هوشمند جامعه نسبت به واقعی نبودن انتخابات در آن برهه از تاریخ و پیش از شکلگیری جمهوری اسلامی، معترض بودند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سیاستی در پیش گرفته شد که همه مسئولیتها، موضوعات و تصمیمگیریها به نوعی با رای مردم درارتباط باشد و به همین علت میبینیم که قبل از هر بحث دیگری، موضوع انتخابات در کشور خیلی جدی گرفته میشود. این درحالی است که در مقاطع مختلف انتخابات برگزار میشود و حتی برای یک انتخابات میاندورهای که گاهی یک یا دو نماینده برای مجلس میخواهند، نظام هزینههای سنگینی را قبول میکند و میلیونها انسان پای صندوق رای میآیند تا بین مردم با حاکمیت و مراجع تصمیمگیری فاصله ایجاد نشود و ارتباطشان قطع نگردد. بعضی افراد و شخصیتها هستند که نگاه دیگری دارند ولی درحقیقت، در هر حال نباید و نمیتوان آرا و خواست مردم را نادیده گرفت. فرض برخی افراد این است که در نظام اسلامی خیلی نیازی نیست که به رای مردم مراجعه و اتکای صددرصدی شود. این دیدگاه مبتنی و منطبق بر قانون اساسی نیست زیرا همانطور که در این قانون آمده و رهبر فقید انقلاب هم بر آن تاکید داشتند و نظام جمهوری اسلامی برآن اساس سازمان یافته، به صراحت بر جمهوری اسلامی و آرای مردم تاکید شده است. بنابراین کسانی که نگاه متفاوتی دارند و فکر میکنند به آرای مردم نیازی ندارند، میتوانند نظر خود را به یک سنجش عمومی بگذارند. دین و مذهب و اسلام برای هدایت جامعه بشری است؛ اگر انسانها، نظرات آنها و رشد و توسعه آنها اهمیتی نداشته باشد، کاربرد دیگر ارکان چیست؟ در حاکمیت و به خصوص در نظام اسلامی ما نقش و ارزش حضور مردم و رأی و پذیرش آنها قابل انکار نیست.