وابستگی بودجههای ایران به نفت باعث شده تا رفاه جامعه با افزایش و کاهش قیمت نفت، دچار نوسان شود. تشدید تحریمها علیه ایران، بهرغم تمام فشارهایی که به ملت و شهروندان تحمیل کرد، اما یک نکته مثبت داشت و آن هم جداکردن نفت از بودجه جاری کشور بود که برای سال آینده در نظر گرفته شده است. رهایی بودجه از نفت میتواند اصلاح نظام مالیاتی و شفافترشدن فعالیتهای اقتصادی را که گامی برای توسعه به حساب میآید، به همراه داشته باشد؛ مشروط بر آنکه دولت بهجای بالابردن تعرفههای مالیات، تعرفه پایههای جدید، جلوگیری از فرارهای مالیاتی و لغو معافیتها را در دستور کار قرار دهد. با این حال در لایحه بودجه سال 99 هم معافیتهای ناعادلانهای مشاهده میشود که از جمله آنها میتوان به معافیت مالیاتی سود سپردههای بانکی، صادرات بعضی از مواد خام، فعالیتهای انتشاراتی و مطبوعاتی، مدارس غیرانتفاعی و فعالیتهای فرهنگی و هنری اشاره کرد. در شرایطی که در کشورهای توسعهیافته معافیتهای مالیاتی موقتی، مشروط و هدفمند هستند، در ایران بیشتر این معافیتها دائمی، غیرمشروط و بیهدف به شمار میروند. همچنین در اقتصادهای توسعهیافته از ظرفیت فعالیتهای
هنری نهتنها برای افزایش درآمدهای مالیاتی استفاده میشود، بلکه دولتها از سلبریتیها یاری میجویند تا بنا به شهرت و محبوبیت خود، سایر شهروندان را به پرداخت مالیات تشویق کنند؛ اما گویا معافیت مالیاتی در ایران باجی است که گاه از سوی دولتها به عدهای تعلق میگیرد تا از قدرت، محبوبیت و شهرت خود علیه دولتها استفاده نکنند. چنانکه در چند وقت اخیر فعالان شبکههای مجازی با فشار به دولت و مجلس خواستار وضع مالیات برای سلبریتیهایی شدند که اکثرا درآمدها چندصدمیلیونی و میلیاردی دارند. در همین مدت بود که عدهای از بازیگران و کارگردانان که تنها با حضور در یک پروژهای که شاید ساخت آن یک ماه هم طول نکشد، چند برابر حقوق یک سال کارگران و کارمندان دریافتی داشتهاند، دولت و مجلس را تهدید به قیام کردند. گویا آنها طی سالهای متمادی که با پولهای نفتی فیلم و سریال ساختهاند و حتی برای خود سازمان و موسسه هنری و فرهنگی راه انداختهاند، به این پولها عادت کردهاند و اکنون هیچ علاقهای به پرداخت مالیات همچون شهروندان عادی ندارند. عدهای از سلبریتیها که پس از وقایع اخیر خود را «خودِ مردم» معرفی کردهاند، بهتر است در پرداخت
مالیات و دسترسی به بیتالمال هم خود را جدا از مردم ندانند. هر گاه دریافتی آنها مطابق با میانگین حقوق کارگران و کارمندان باشد و همانند این قشر، خود را موظف به پرداخت مالیات بدانند، آنگاه است که میتوانند ادعاهایی مبنی بر اینکه خود مردم هستند مطرح کنند. زمانی که عدهای برای خود هیچ مسئولیت اجتماعی قائل نیستند و حتی خانه و زندگی خود را به کشورهایی نظیر کانادا و آمریکا منتقل کردهاند و سینما و تلویزیون ایران را به منبع درآمدی خود تبدیل کردهاند، بیش از هر شخص دیگری موظف به پرداخت مالیات هستند. دیگر آن زمان گذشته است که سلبریتیها با انتقاد به شرایط نامساعد سیاسی و اقتصادی و جملهبندیهای عوامفریب درباره مسائل روز مقبولیت و مشروعیت سیاسی پیدا میکردند. این صحبتها در شرایطی که افراد از پرداخت هرگونه مالیاتی گریزانند معنایی جز شعار و زدن نان بر روغن مشکلات اقتصادی و اجتماعی که مردم هر روز با آن دست و پنجه نرم میکنند، ندارد. امروز اگر هنرمندان دنبال مشروعیت و مقبولیت هستند باید معیشتی همچون سایر اقشار جامعه داشته باشند.
معافیت مالیاتی گروههای شغلی برابر باشد
پرداخت مالیات بخشی از هزینههای فعالیت اقتصادی در هر کشوری به حساب میآید و طبیعی است که گروههای مختلف شغلی در برابر پرداخت این هزینه از خود مقاومت نشان دهند و یا با انجام چانهزنی درصدد کاهش هزینههای خود برآیند. با این حال، در ایران ماجرا به گونهای دیگر است و گویا افراد هر چه نقش بیشتری در تولید داشته و درآمد کمتری داشته باشند باید مالیات بیشتری بپردازند. در مقابل، افرادی که پول و درآمد بیشتری دارند گویا در تصمیمگیریها هم نقش دارند و میتوانند در سیاستهای اجرایی دخالت کنند. بهعنوان مثال امروز تولیدکنندگان در همان ابتدای کسب پروانه تولید باید به سازمان امور مالیاتی هم رجوع کنند و با پرکردن فرمهای مربوطه بلافاصله جزو مودیان مالیاتی قرار گیرند. کارمندان و کارگران نیز اگر دریافتی بیش از سقف معافیت داشته باشند، قبل از دریافت حقوق، مالیاتشان از فیش حقوقیشان کسر میشود. همین افراد اگر از هر گونه خدمات شهری و دولتی استفاده کنند باید مالیات بر ارزش افزوده آن را هم بپردازند. اما در مقابل کمیسیون تلفیق مجلس تصمیم میگیرد که مالیات پنجپلهای کارمندان را به دو پله کاهش دهد و در واقع تخفیف مالیاتی چشمگیری
به نجومیبگیرانی بدهد که ماهانه حقوقی بیش از 21 میلیون تومان دریافت میکنند. همچنین از نظر اعضای این کمیسیون پزشکان موظف به پرداخت مالیات کارانه خود نیستند. شاید چنین مالیاتی با منافع برخی از اعضای این کمیسیون تعارض دارد. همچنین اگر مالیاتی هم در نظر گرفته شود، تعداد زیادی از پزشکان اعتقادی به استفاده از کارتخوان ندارند و در نبود نظارتها بهراحتی سازمان امور مالیاتی را دور میزنند. اکنون نیز با اعتراضاتی که در شبکههای مجازی علیه معافیت مالیاتی سلبریتیها و هنرمندان شکل گرفته سازمان امور مالیاتی یک گام به عقب رفته که البته بیشتر شبیه به فرار به جلو میماند. مسئولان این سازمان در حالی قصد دارند خود را حامی شفافیت و عدالت نشان دهند که حتی معافیت مالیاتی هنرمندان تا سقف 100 میلیون تومان هیچ شباهتی به عدالتی که از آن دم میزنند، ندارد. چراکه در سال آینده سقف معافیت مالیاتی کارمندان در سال 36 میلیون تومان است. بنابراین اگر قرار به ایجاد معافیتی است باید برای همه گروههای شغلی یک رقم باشد. نه اینکه سلبریتیها به دلیل قدرت و محبوبیتی که دارند مصونیت بیشتری داشته باشند و سقف معافیت مالیاتی را برای آنها 7/2
برابر بیشتر از کارمندان در نظر بگیرند. البته همین معافیت تا سقف 100 میلیون تومان هنوز قطعی نیست و نیاز به مصوبه مجلس و تایید شورای نگهبان دارد. همچنین در صورتی این قانون احتمالی قابل اجراست که درآمد سلبریتیها قابل شناسایی باشند و مجریان قانون با یک تهدید به قیام از اجرای قانون عقب ننشینند.