از آنجایی که منابع و سرمایههای ما محدود هستند، معلوم است که نرخ رشد اقتصادی ما چه رقمی است، حتی اگر تحریم هم نباشیم و با دنیا هم دعوای سیاسی نداشته باشیم، نرخ رشد اقتصادی همان دو تا 5/2 درصد خواهد بود. اگر فکر میکنیم عقب ماندهایم و باید رشد اقتصادی ما در یک بازه زمانی به شش درصد برسد، باید بپذیریم سرمایه بیرون از داشتههای خودمان به اقتصادمان تزریق شود. بخش دیگر قضیه این است که جذب سرمایهگذار خارجی الزاماتی دارد. من فکر میکنم در شرایط فعلی، بهترین کار این است که ما روی خارجنشدن سرمایه از کشور متمرکز شویم تا جذب سرمایه. به این دلیل که ما الان میبینیم در کشور ترکیه در هر فصل ایرانیها اولین یا دومین خریدار آپارتمان هستند، یعنی سالی یکی- دو میلیارد دلار سرمایه از کشور ما به ترکیه تزریق و به ملک تبدیل میشود. پس، در شرایط کنونی ما باید روی حفظ سرمایه داخلی متمرکز شویم. باید به این نکته توجه کنیم که وقتی یک سرمایهگذار خارجی بخواهد وارد یک کشور شود و سرمایهاش را به آنجا منتقل کند به ملیت، دین، آرزوها و باورها یا رنگ پرچم کاری ندارد، هرچند شاید برای یک سرمایهگذار داخلی این آیتمها مهم باشد، ولی برای یک سرمایهگذار خارجی اصلا مهم نیست. کما اینکه برای سرمایهگذار ایرانی هم اگر قرار باشد در کشور دیگری سرمایهگذاری کند اینها مهم نیست. برای سرمایهگذار خارجی مهم این است که در کدام نقطه از دنیا میتواند پولش را در شرایط امن و باثبات ببرد و بیشترین بهره را از پولش بگیرد و بعد به کشورش بازگردد. حال اگر طبق گزارشهای منتشر شده در دنیا مثل گزارشی که درباره بهبود فضای کسب و کار منتشر میشود، رتبه ایران هر سال افت میکند یا وقتی سازمانهای بینالمللی اعلام میکنند که شاخص ادراک فساد در کشور ما یعنی همان عدمشفافیت و فساد مالی-اداری الان در پایینترین رتبه دو دهه اخیر قرار دارد و شاخص رقابتپذیری سهرقمی است و در پلههای پایین ردهبندیهای جهانی جای گرفته، این موارد برای سرمایهگذار خارجی حامل این پیام است که پول خودش را به کشور ما منتقل نکند. پس اگر ما روزی به این باور برسیم که باید سرمایهگذاری خارجی در کشورمان انجام شود و مفید است، یعنی اول دعوای بین کسانی که موافق جذب سرمایهگذاری خارجی هستند و آنهایی که مخالفند، حل شد، آن موقع باید سعی کنیم وضعیت تمام شاخصهایی راکه اشاره کردهام، بهبود ببخشیم و به نقطهای برسیم که برای سرمایهگذار خارجی جذاب باشیم. وگرنه بهعنوان یک محیط سرمایهگذاری که دارای ریسک بالاست، افرادی وارد این محیط میشوند که خودشان هم افراد پرخطری هستند. پس بهتر است اول به یک اجماع در این زمینه برسیم، آنوقت باید فضای کسب و کار کشور را بهبود ببخشیم، فساد اداری- مالی را به حداقل برسانیم، رشوهخواری را جمع کنیم، ثبات قوانین و رقابتپذیری را ایجاد کرده و محیط اقتصادی را آزاد کنیم. اینها الزاماتی برای جذب سرمایهگذار خارجی محسوب میشوند.