بستن

خشونت درعین لطافت

خشونت درعین لطافت
نیلوفر اجری منتقد و داستان‌نویس

علي‌اصغر شيرزادي از داستان‌نويس‌هاي خوب معاصر است که به‌تازگي دو کتابش تجديد چاپ شده: «هلال پنهان» و «يک سکه در دو جيب». درباره اين دو کتاب آنچه پرواضح است، اينکه نه براي مخاطب عام بلکه صرفا براي مخاطب خاص نگاشته شده است. گويا که نويسنده در کتابت داستان‌هاي خود به‌جاي دغدغه‌ همه‌فهمي به دغدغه‌هاي خود چه در ساختار و چه در محتوا بيشتر پايبند بوده و همين ويژگي است که به آثار او تشخص داده است.

در هردو کتاب مي‌توان عناصر داستان مدرن و پست‌مدرن را ديد. منتها اين سبک آنچنان با زبان خاص و جغرافياي بومي نويسنده تلفيق و هماهنگ شده که به انحصار او درآمده. اين منحصربودن را در زبان روايت هم مي‌توان بررسي کرد. آنچه بعضي به‌ اشتباه از آن به‌عنوان «زبان شاعرانه» ياد مي‌کنند، درواقع واژگان خاص شيرزادي است که با هنرمندي تمام در ساخت توصيف و صحنه‌ها از آن بهره مي‌گيرد و با همين ترکيب واژگان است که جهان داستاني خود را با وجود خشونت بيروني عوامل آن، در عين لطافت مي‌سازد.

«هلال پنهان» و اکثر داستان‌هاي مجموعه‌ «يک سکه در دو جيب» ساختار انتها به ابتداي مدرن دارند و نويسنده بدون مقدمه به قلب ماجرا مي‌زند. بااين‌حال در پس هر کنش و گفت‌و‌گو به‌صورت قطره‌چکاني اطلاعات داستاني لازم به‌ مخاطب داده مي‌شود و در انتها که بار ديگر تکراري از ابتداي داستان مي‌آيد، خواننده برداشت جديدي از همان مطلب دارد که از مکاشفه در جهان داستان نشأت مي‌گيرد.

«هلال پنهان» و سه اثر از مجموعه‌ شش داستاني «يک سکه در دو جيب» يا مستقيم به جنگ مربوط مي‌شوند يا پس‌زمينه‌ جنگي دارند. داستان کوتاه «يک سکه در دو جيب» يکي از بهترين نمونه‌هاي اين مضمون جنگي‌ است که فرم منحصربه‌فردي نيز دارد. تغيير زاويه ديد راوي از اول‌شخص (من) به سوم‌شخص (او) تکنيکي ساختاري است که در ابتدا شايد نتوان منطق آن را درک کرد اما در ادامه که از خلال آشفته‌گويي‌هاي راوي به ماجراهايي که از سر گذرانده پي مي‌بريم، متوجه لزوم اين دوگانگي زاويه ديد مي‌شويم. شخصيتي که از لحاظ دروني، دچار نوعي از خودبيگانگي شده و خودش را از وراي خويشتن مي‌بيند و از نظر بيروني هم ضعف دوبيني دارد با تکنيک (دو زاويه ديد در روايت) در وحدت کامل معنايي و ساختاري قرار مي‌گيرد. گرچه معنا چه در اين داستان و چه در اکثر داستان‌ها به تلويح بيان شده آن‌هم براي مخاطب خاص خود. شايد تنها داستان‌ «خروس» باشد که با وجود تکنيک «راوي جمع» در فرم، و ناهمگوني احساسي در مواجهه با مناسبات انساني(گروتسک) در محتوايش، داستاني تصريحي به‌شمار مي‌آيد. همچنين داستان «اندوه» نسبتا مفهوم و ساختاري ساده دارد که نوعي انتقاد اجتماعي به عوض‌شدن نقش‌هاي اجتماعي مرد و زن در جامعه و البته از ديدگاه نويسنده دارد که با همان رگه‌هاي طنز تلخ و قرارگرفتن در وضعيت بغرنج اما مضحک بيان مي‌شود.

بايد توجه کرد که آنچه اثر را پيچيده جلوه مي‌دهد، گاه ريشه در عدم آگاهي مخاطب از ساخت‌هاي مختلف داستاني دارد. به‌عنوان مثال در کتاب «هلال پنهان» ما با يک ساختار داستان در داستان مواجهيم. در اولين ساخت «راوي شگفت» از نوع «مخاطب شنوي خاموش» را داريم که کل داستان‌هاي تودرتو را از زبان همين راوي است که مي‌شنويم. در زيرساخت بعدي يک «فراداستان» داريم. يعني داستاني از طريق قاب يادداشت‌هاي شخصيت (يونس بشيران) خوانده مي‌شود و در يک جلسه‌ داستان‌نويسي مورد تجزيه‌و‌تحليل قرار مي‌گيرد. در خلال اين جلسه استاد مسيح بروشکي نيز داستاني درباره‌ خلباني شهيد روايت مي‌کند. اين داستان سوم نيز با قاب يادداشت‌ها و نيز بيان خاطرات استاد پيش مي‌رود. بنابراين جدا از محتوا، فرم داستان درعين پيچيدگي اوليه براي مخاطب خاص، قابل درک است. از طرفي تغيير زاويه ديدها و راوي‌هاي متعدد در اين نگاه کلي به ساختار داستان قابل فهم مي‌شوند. در محتوا نيز اگر سرنخ‌ها و مفاهيم نمادين را دنبال کنيم به کنه آنچه نويسنده قصد بيانش را داشته پي مي‌بريم. براي شروع حتي پيشاني‌نوشت کتاب که اشاره به حضرت يونس و اسارتش زير آب و سپس بخشش او دارد در يک هم‌پوشاني موقعيت با شخصيت يونس بشيران قرار مي‌گيرد که به‌اين‌ترتيب متوجه هوشمندي نويسنده در انتقال تلويحي اطلاعات به مخاطب از همان ابتدا مي‌شويم.

گناه يونسِ داستانِ شيرزادي نااميدي است که به فرار او از هنگامه‌ جنگ منجر مي‌شود و با نماد يقه‌ پاره‌شده‌ لباس نظامي‌اش و عوض‌کردن آن لباس با يک ني‌لبک گره مي‌خورد. و حالا او قصد دارد داستان جنگي را بنويسد که از آن گريخته و از شخصيت‌هايي بگويد که نقطه‌ مقابل رفتار او را انجام داده‌اند يعني مانده‌اند، جنگيده‌اند و به شهادت رسيده‌اند! در اين مسير او نوعي آشفتگي را طي مي‌کند تا به‌نوعي ثبات و بخشش خود مي‌رسد. مانند لباسي که ولو در خيالش پس گرفته و يقه‌اش دوخته شده و ني‌لبکي که از او پس گرفته نمي‌شود که مي‌تواند نماد ترنم و شادي در زندگي باشد که تا پيش از پس‌گرفتن لباس توان استفاده از آن را نداشته است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی