ادامه از صفحه اول/ ...نميتوانيم توقع داشته باشيم که نماينده منتخبمان صددرصد مثل خودمان باشد و بايد خط و مشي و سياستهاي کلي را در نظر بگيريم. در بين چند هزار نفري که کانديدا شدهاند حتما چند نفري مطابق سليقهمان پيدا ميشوند. قهر کردن با صندوق به معناي قهر کردن با اصل جمهوريت است که به معناي پذيرفتن نظام ديکتاتوري است. آيا کسي به خودش اين اجازه را ميدهد که ديکتاتوري داشته باشيم به قيمت اينکه دلخوري داريم؟ زماني که جوان بودم و شاهد احترام سرهنگ مملکتم به استوار آمريکايي بودم، چنانکه در اتومبيل را برايش باز ميکرد و احترام نظامي ميگذاشت. خفت يک سرهنگ ايراني در برابر استوار آمريکايي قابل تحمل نبود. يک کارشناس آمريکايي در ايران علاوه بر حقوق، حق توحش دريافت ميکرد. مادرم در اثر جسارت ساواک که به دنبال اعلاميه به منزل ما آمده بود، سکته کرد و تا الان قريب به 50 سال است که فلج و لال شده است. مرحوم پدرم سالها در زندان رژيم شاه بود و آخرين بار که از زندان آزاد شد، برادرانم را صدا کرد و شکنجههايي که ديده بود را بهعنوان ميراثش خواند. انقلاب شد و شکنجهگر پدرم را دستگير کردند اما پدرم حاضر نشد که او را مجازات کند و گفت که او بدبخت و فلکزده است. حالا همه اين بيحرمتيها را از ياد ببريم؟ عدهاي از آنچه بر سرمان رفت، خبر ندارند. اصل جناياتي که رژيم سابق کرد را از ياد نبريم و قدر نظام ارزشمند جمهوري اسلامي را بدانيم. انتخابات، فرصتي است که هر چهار سال يکبار برايمان فراهم ميشود که در ايدهها و آرمانهايمان دخالت کنيم، مبادا از دست بدهيم.