رخدادهاي چند روز اخير در آلمان و در ايالت تورينگن که از آن به عنوان زلزله سياسي نيز نام برده ميشود بار ديگر توجه رسانهها و افکار عمومي جهان را به پديده رشد جريان راست افراطي جلب نمود. بر همين اساس براي نخستين بار در تاريخ جمهوري فدرال آلمان تابوي منع همکاري احزاب ديگر با راست افراطي شکسته شد بهطوري که بسياري آن را به شرايط روي کار آمدن نازيها در دهه 1930 تشبيه نمودند، اگرچه اين رخداد سياسي تنها با فاصله يک روز با کنارهگيري نخست وزير تورينگن مجددا از اعتبار افتاد اما نشان از تحولات عمدهاي در عرصه سياسي آلمان و اروپا دارد که در ادامه به آن پرداخته ميشود.
نقش مهم
بايد توجه داشت که نظام سياسي آلمان از نوع پارلماني و داراي ساخت سياسي فدرال است و انتخابات ايالتي مهم نقش مهمي در ساختار سياسي اين کشور دارد. در جريان انتخابات ايالت تورينگن در شرق آلمان که در پاييز امسال برگزار شده بود، حزب چپ آلمان Die Linke با حدود 29 درصد مقام نخست را به خود اختصاص داد و در عين حال حزب راست افراطي آلترناتيو براي آلمان AFD به مقام دوم رسيد با اين وجود به دليل عدم کسب ميزان کافي هيچ يک از جناحهاي سياسي براي تشکيل دولت ايالتي موفق نشدند. حال در تحولي بيسابقه در صحنه سياسي آلمان حزب دموکراتهاي آزاد ( ليبرالها) که در اين ايالت کمترين ميزان آرا را نسبت به رقباي خود بهدست آورده بوده و به سختي از حد نصاب 5 درصدي ورود به پارلمان ايالتي گذر کرده بود موفق شد نامزد خود را با حمايت کامل راست افراطي AFD و همچنين حزب دموکرات مسيحي (که حزب خانم مرکل نيز محسوب ميشود) به پيروزي برساند و جناح مقابل شامل ائتلاف چپها، سوسيال دموکراتها و سبزها را ناکام کند. اين درحالي است که در صحنه سياسي جمهوري فدرال آلمان همواره قانون نانوشتهاي براي جريانهاي سياسي وجود دارد که از هرگونه همکاري و يا ائتلاف با احزابي که به جريان راست افراطي تعلق دارند خود داري ميشود، پس از اين تحول با واکنشهاي منفي افکار عمومي و سياستمداران آلمان از جمله مرکل صدراعظم اين کشور سرانجام نخست وزير جديد اين ايالت ضمن عقب نشيني از مواضع خود و انحلال پارلمان ايالتي تورينگن اعلام کرد از مقام خود کنارهگيري ميکند و لذا بار ديگر در اين ايالت انتخابات برگزار خواهد شد. بسياري از مخالفان ضمن فاشيست ناميدن حزب AFD همکاري ليبرالها با راست افراطي براي رسيدن به قدرت را شديدا محکوم نمودند. در اين ميان نکتهاي که در بسياري از شبکههاي اجتماعي نيز مورد توجه کاربران قرار گرفته بود اين است که حزب نازي نيز در سال1930 و در نخستين گام در همين ايالت تورينگن به پارلمان محلي در جمهوري وايمار راه يافت و سه سال بعد موفق شد کل قدرت سياسي را در اختيار بگيرد. اين امر تصويري مشهور از هيتلر در حال دست دادن با مارشال هيندنبورگ رئيسجمهور وقت آلمان را در ذهنها تداعي ميکند.
نژادپرستي و ديگرستيزي
حزب AFD که در سال 2013 تاسيس شد توانسته است در مدت زماني کوتاه رشد قابل توجهي از خود به نمايش بگذارد. هم اکنون اين حزب در سطح فدرال 89 کرسي بوندستاگ(پارلمان آلمان) را در اختيار دارد و از اين نظر بزرگترين حزب در جناح اپوزسيون محسوب ميشود. ايالتهاي شرقي آلمان که روزي جزو خاک کشور آلمان شرقي محسوب ميشدند امروزه به پايگاه محکمي براي جريان راست افراطي مبدل شدهاند. احزاب راست افراطي با ويژگيهايي نظير بيگانههراسي، مخالفت با ورود مهاجران خارجي، انتقاد به عملکرد اتحاديه اروپا و نيز تاکيد بر مليگرايي شناخته ميشوند. با اين حال اينکه حزب AFD را به شکل سنتي فاشيست و نازي بدانيم امر دقيقي نيست، اگر چه ممکن است تعدادي نئونازي با گرايشات علني نژادپرستانه هم در بين هواداران حزب AFD وجود داشته باشند اما پايگاه اجتماعي حاميان اين حزب را افرادي تشکيل ميدهند که خود را بازندگان گلوباليسم ميدانند، آنها احزاب چپ و راست ميانه را به ناديدهگيري منافع ملي متهم ميکنند. از سوي ديگر جريان راست افراطي امروزي با يک رويکرد هوشمندانه و حداقل در ظاهر نژادپرستي سنتي و بيولوژيکي و آنچه که در دوران نازيها مرسوم بود را نفي ميکنند و در عوض بر روي موضوعات فرهنگي و هويتي تاکيد ميکنند. يکي ديگر از مهمترين تفاوتهاي راست افراطي امروز آلمان با نازيها تغيير مفهوم ديگرستيزي در آنهاست، بهطوري که يهودستيزي در اين تحول جاي خود را به اسلامستيزي داده است.
نيروي چهارم در آلمان
از طرفي هم شرايط کنوني نشان از قطبي شدن سياست در آلمان دارد شايد بتوان گفت تنها ظهور نيروي چهارم سياسي خارج از ساختار موجود و يا اصلاح رويکرد خود احزاب اصلي بتواند در برخي موارد جلوي رشد اين پديده را بگيرد، امري که در آلمان به نظر نگارنده نه از سوي سوسيال دموکراتها و نه از از دموکرات مسيحيها متصور نخوهد بود اگرچه احزابي ديگر مانند سبزها در اين ميان اميد بيشتري براي مقابله با راست افراطي خواهند داشت. اکنون نيز اگرچه اين بحران با کنارهگيري نخست وزير جديد ايالت تورينگن موقتا پايان يافت اما اين امر به اعتبار حزب ليبرالها لطمه مهي زد و از آن مهمتر خطر به قدرت رسيدن جرياني که تا چندي قبل حاشيهاي و جزئي تلقي ميشد را بار ديگر گوشزد نمود.