مسابقه دربي را نبرد همشهريها ميخوانند، اما اين پديده فراتر از مسابقه ورزشي است و يک موضوع مهم اجتماعي به حساب ميآيد که صحبت در مورد اتفاقهاي آن، ماهها در ميان مردم کوچه و بازار ادامه دارد. در وصف اين پديده اجتماعي- ورزشي همين بس که تيمي که اين بازي را واگذار ميکند طرفداران، بازيکنان و کادر فني آن از لحاظ روحي افت محسوسي ميکنند و بايد چند برد پشت سر هم بياورند که بحران روحي اين باخت فراموش شود. ريشههاي اين بازي به دوران باستان و مسابقات کهن بازميگردد؛ آنجا که دويدن و کشتي گرفتن براي خود، خدايگاني داشتند. اما دربي در دوران معاصر زير سايههاي زندگي جديد قرار گرفته و ابعاد اجتماعي آن فراتر از مسابقه ورزشي است که در زمين جريان دارد. براي همين در هر گوشه از دنيا دربيهاي مختلف دلايل گوناگوني براي جذابيت دارند. آنقدر که گاهي همشهري بودن کماهميتترين مساله ميشود و کريخواني و بزنبزنهاي درون زمين بيش از هر چيز ديگري اين مسابقه را تحتالشعاع قرار ميدهد. به عنوان مثال الکلاسيکو معروفترين دربي-يا به قول فرهنگستان ادب فارسي، «شهرآورد»- جهان بر اثر مسائل سياست داخلي و بحرانهاي منطقهاي در اسپانيا ارزشمند شد. دو تيم که يکي نماينده نظام سلطنتي و مورد حمايت ارباب قدرت بود در برابر تودههاي ناراضي از شرايط موجود در منطقه کاتالونيا صفآرايي ميکرد که ميتوان تصور کرد چه غوغايي در مادريد و بارسلون برپا ميشد. شايد اين پرشور و حرارت بودن ذاتي اسپانيوليزبانان عالم است که ديگر دربي محبوب جهان در آمريکايلاتين برگزار ميشود. سوپرکلاسيکو بازي ميان بوکاجونيورز و ريورپلات در آرژانتين است. حتي اگر کسي طرفدار فوتبال هم نباشيد احتمالا تصوير تماشاچيان پشت فنسهاي ورزشگاههاي بزرگ بوئنوسآيرس را ديدهايد که سر از پا نميشناسند. هر مفهوم حساسيتزايي که براي بشر ميشناسيم بر رقابتهاي ورزشي خصوصا دربيها هم موثر واقع ميشود. سياست، مذهب و نژاد از مهمترين عواملي است که تاکنون شناسايي شدهاند. مثلا در دربي اسکاتلند آنجا که گلاسکورنجرز مقابل سلتيک به ميدان ميرود مذهب و تفاوتهاي موجود در آن است که بر اين مستطيل ملتهب مسلط ميشود. يا وقتي حرف از ترسناکترين دربي جهان ميشود؛ هر چند ديگر اين بازي برگزار نميشود، چون تقسيمات کشوري در اروپاي مرکزي دستخوش تغييرات فراوان شده است. پارتيزان بلگراد و ستاره سرخ صربستان دربي خونين سالهاي اخير، بر مبناي نژاد و مسائل سياسي، ارزشمند ميشدند؛ بازياي که بيشتر شبيه همان کشتزارهاي سرسبز اما خونبار يوگسلاوي و صربستان بود. اگر اين بازي بدون تلفات جاني ميان تماشاگران برگزار ميشد اتفاقي فرخنده به حساب ميآمد. البته اين حساسيتها به عنوان ريشهها و شناسنامه بازيها شناخته ميشود؛ وگرنه در دنياي سرمايهداري، آنجا که تلويزيونها با ارقام نجومي حق پخش ميخرند و با آگهيهاي پرزرق و برق تامين هزينه ميکنند ديگر کمتر کسي به سياست و تقسيمات کشوري فکر ميکند.