بستن

رقابت فراستی و ده‌‌نمکی

رقابت فراستی و ده‌‌نمکی
فریور خراباتی

کيومرث دقت کردي ما هيچ چيزمان شبيه هيچ چيزمان نيست؟! يک دوره‌اي هرکس را مي‌ديدي حرف از تحريم جشنواره فجر مي‌زد. اصلا من خودم شب رفتم خانه، پدرم خطاب به مادرم گفت: «ببين اين اگه جشنواره‌رو تحريم کرده بهش شام بده! اگه نه که کوفت بخوره!»

کيومرث نمي‌دانم تو چقدر با من موافقي اما ما اصولا و اساسا و کلا و کلي حرف تنوين‌دار ديگر، انسان‌هاي جوگيري هستيم. يعني انقدر که ما را جو مي‌گيرد، پليس خلافکاران، برق برق‌کاران و انسان کرونا نمي‌گيرد. البته من جزو آن دسته‌اي هستم که ترجيح مي‌دهم در مورد تحريم صحبت نکنم. هيچ‌وقت هم چيزي را تحريم نکرده‌ام و کسي را هم تشويق به انجامش نمي‌کنم. جالب است بداني که تا حالا حتي يک بار هم فيلمي را در جشنواره نديده‌ام، اما در جريان موج تحريم‌ها قرار داشته‌ام.

کيومرث من فکر مي‌کردم جشنواره که شروع شود، کلا مسعود فراستي، مسعود ده‌نمکي، مجيد مجيدي و ابراهيم حاتمي‌کيا تنها داخل سالن‌ها حاضر خواهند شد، در نهايت هم هرکس دور بازويش بيشتر باشد، سيمرغ را با پس‌گردني به خانه مي‌برد. فيلم‌هاي اکراني هم با وجود تحريم هنرمندان، کاني‌مانگا، افعي و افراطي‌ها خواهند بود. اما حيرت‌زده شدم وقتي ديدم هيچ بليتي براي جشنواره باقي نمانده است. تمام هنرمندان هم با قدرت و صلابت و رشادت، طوري در جشنواره حاضر شدند که الان جا واسه ده‌نمکي پيدا نمي‌شود و حاتمي‌کيا توي صف مي‌ايستد و مسعود‌ فراستي بليت‌ها را از بازار سياه تهيه مي‌کند.

کيومرث من هرچقدر تلاش کردم متوجه نشدم، تو نمي‌داني ما از کي اينطوري شديم؟! مگر قرار نبود هنر زبان صلح باشد و جشنواره‌هاي هنري محلي براي تعامل هنرمندان و هنردوستان؟ اصلا نامه‌ بابک حميديان را خواندي؟ باور کن مخاطب آن نامه دم دستش بود چَک‌کِشش مي‌کرد و شانس آورديم که نوشتن و نامه‌نويسي اختراع شد که آدم‌ها يکديگر را کتک نزنند و حرف‌هاي‌شان را براي هم بنويسند.

کيومرث جان الان يک‌عده راه افتاده و به هنرمنداني که توي جشنواره شرکت کرده‌اند، فحش مي‌دهند. ممکن است با خودت بگويي اينجا ايران است و اين اتفاق‌ها طبيعي! اما بايد بداني که يک عده ديگر هم راه افتاده و به هنرمنداني که در جشنواره شرکت نکرده‌اند، فحش مي‌دهند. يعني مي‌خواهم بگويم شرکت کردن يا نکردن ممکن است تغيير کند، اما فحش پايه‌ اصلي مکالمات ماست و ديالکتيک فحش‌محور سال‌هاست که بر ما حاکم شده است.

من هميشه برايم سوال بوده که اينهايي که تمام فيلم‌هاي جشنواره را تماشا مي‌کنند، در طول سال چه‌کار مي‌کنند؟ يعني کل سال به پارک ارم مي‌روند؟

کيومرث ممکن است حرف‌هاي من را جدي نگيري (که حق هم داري!) اما توي جشنواره امسال با ادامه اين روند مشخص نخواهد بود که مشت اول را چه کسي زده و چه کسي خورده است. هرچند ما کلا سينماي اکشن نداريم و بد نيست فيلم‌هاي آپارتماني ما، در سالن‌هايي با حال و هواي راکي و ترميناتور پخش شوند.

من مطمئن هستم که اين جشنواره هم تمام مي‌شود، جوايز را هم با پيک موتوري براي نويد محمدزاده و هوتن شکيبا مي‌فرستند. اين دو بزرگوار آنقدر جايزه مي‌برند که نگو. من توصيه مي‌کنم يک سيمرغ به اسم سيمرغ بهترين کريم در جشنواره منظور کنند، چون اگر اين‌ بزرگوار نباشد، سينماي ايران چرخش نمي‌چرخد. منتهي همين جايزه را هم به هوتن شکيبا و ديپلم افتخارش را به امين حيايي خواهند داد. حاتمي‌کيا هم همينطور که به خدا شکايت مي‌کند از کنار سيمرغ کريم رد مي‌شود و با بغض آن را نگاه مي‌کند، بگذريم...

خوشبختانه جشنواره فيلم فجر خيلي سالم است، برعکس کن و اسکار که واقعا ناسالم هستند. شما فکر کن شمقدري هم که سبزي‌فروش محل‌شان برايش تره خُرد نمي‌کرد، با لابي توانست اسکار را به اصغر فرهادي برساند، در يک جشنواره بي‌حس و حال که در آن از کتک‌کاري‌ و فحاشي هم حتي خبري نيست‌. اما جشنواره ما از جشنواره آنها بهتر است و کلي زبان‌درازي نثار برگزارکنندگان جشنواره‌هاي خارجي!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی