بستن

تهاجم و توافق دو روی سکه دیپلماسی است

تهاجم و توافق دو روی سکه دیپلماسی است
سیدرضا صالحی‌امیری رئیس کمیته ملی المپیک

بررسي مسائل روز کشور نشان‌دهنده تحرکات جديد يک پروژه در سطح بين‌المللي است که از ساليان قبل آغاز شده و در سال‌هاي اخير به بالاترين حد خود رسيده است. اوضاع فعلي نشان مي‌دهد که اين تحرکات و برنامه‌ريزي همه‌جانبه بوده و تمام مقوله‌ها را در برمي‌گيرد؛ در پازل اقتصادي شاهد تحريم حداکثري هستيم، در پازل سياسي تلاش براي انزواي حداکثري صورت مي‌گيرد، در پازل اجتماعي ايجاد ياس و نااميدي در ملت در دستور کار قرار گرفته و سرانجام در پازل ورزشي شاهد تلاش براي ايجاد مشکلات مختلف و حتي تعليق براي ورزش کشور در عرصه بين‌المللي هستيم که مي‌بايست در چنين شرايطي ضمن هوشمندي، حفظ وحدت و همگرايي، از هرگونه رفتار حساسيت برانگيز در اين زمينه خودداري شود. نکته اول اينکه اتفاقات اخير در حوزه ورزش پازلي از يک پروژه کلان از سوي استکبار جهاني است که در همين راستا استراتژي نظام و دولت ضمن توجه دقيق و پيگيري از طريق ديپلماسي، مقاومت در برابر چنين زياده‌خواهي و بهانه‌تراشي‌هاي استکبار جهاني است. نکته دوم کاهش عصبيت و شکاف موجود است. لذا در راستاي مصالح و منافع ملي کشور مي‌بايست با يک ديپلماسي فعال در تمامي عرصه‌ها و رايزني مطلوب براي کاهش شکاف و عصبيت و سوءتفاهمات منطقه‌اي، بين‌المللي و به‌خصوص کشورهاي همجوار؛ برنامه‌ريزي و پيگيري‌هايي اصولي جهت کاهش و سپس برطرف نمودن جدي اين شکاف‌ها حرکت نمود. من باور دارم که ما نمي‌توانيم به‌صورت دائمي با همسايگان در مناقشه و منازعه باشيم آن‌هم در موقعيتي که بخشي از اين مناقشات ناشي از سوءتفاهمات و دوري از يکديگر و نبود زبان مشترک است. لذا بايد از طريق گفت‌وگو، انعطاف و درک متقابل به توافق مشترک برسيم و از تمامي ظرفيت‌هاي موجود در راستاي کاهش تنش گام برداريم. در واقع ديپلماسي‌اي که ما از آن صحبت مي‌کنيم، ديپلماسي گفت‌وگو براي برون‌رفت از چالش‌ها و شکاف‌هاست. ديپلماسي يعني درک مشترک، فهم مشترک، انعطاف‌پذيري، مشارکت جويي، همگرايي و نهايتا تفاهم مشترک که با تحريم، تعليق و محروميت ورزش قهرماني به‌خصوص فوتبال يا هر رشته ورزشي با نياز امروز جامعه و جوانان در تعارض است. نسل جوان امروز به‌دنبال نشاط اجتماعي و افزايش غرورملي و همگرايي در لواي ورزش است و از ما مسابقه و رقابت(ورزشي) را طلب مي‌کند؛ به همين منظور تلاش حداکثري براي خروج از تعليق و محروميت در اين زمينه يک عمل انقلابي است. پس نتيجه ديپلماسي بايد در راستاي مصالح و منافع ملي کشور باشد. اما چگونه بايد منافع و مصالح ملي خود را تامين کنيم، بايد به اين موضوع نيز توجه داشته باشيم که ديپلماسي شيوه و استراتژي‌هاي مختلفي دارد که يک: شيوه تقابل است که محصولي جز جنگ نمي‌تواند داشته باشد، دومي: شيوه تهاجم و عمليات رواني است که ما هفته گذشته براي عقب‌نشيني از تصميم اتخاذ شده براي فوتبال داشتيم. سوم: شيوه بعدي تعامل و گفت‌وگو در فضايي محترمانه است که هفته دوم اتفاقات پيش‌آمده براي فوتبال اين شيوه را به کار بستيم. چهارم: لابي‌گري در سطوح مختلف و پذيرش ميانجي است. پنجم: توافق جامع و حصول نتيجه با رضايت طرفين است. باور دارم سياست نظام يعني وزارت‌خارجه، مجلس، وزارت ورزش، کميته ملي المپيک و فدراسيون فوتبال در اتفاقات پيش آمده، مبتني بر استراتژي تهاجمي، گفت‌وگو و توافق بود، اگر اين پيش فرض را بپذيريم که استراتژي فوق در راستاي مصالح و منافع ملي است اولين دستاورد کيفي و ارزشمند اين توافق، ابطال فرضيه فقدان امنيت در ايران است، اما نکته دومي که بايد به آن توجه داشته باشيم تحقق مطالبه نسل جوان و مردم عزيز براي بازي در کشورهاي طرفين است. نسل جوان از ما فضاي پرنشاط توام با آرامش و شادي مي‌خواهد و اين حق قانوني آنهاست و نکته حائز اهميت سوم اثبات امنيت ايران براي برگزاري رقابت‌هاي مقدماتي جام‌جهاني فوتبال در تهران است. نکته آخر و مهمي ديگري که به باور من بايد به آن توجه لازم و نگاه منطقي داشت اين است که «توافق و تهاجم دو روي سکه ديپلماسي» است. آنچه که ما در هفته نخست براي فوتبال به‌کار برديم اجماعي بود براي تهاجم و آنچه که هفته دوم اتفاق افتاد اجماعي بود براي توافق در راستاي منافع و مصالح ملي کشور، پس نکته مهمي که براي ما بسيار اهميت داشت و دارد اين بود که مبادا خواسته يا ناخواسته با تخريب خودي‌ها فضا را به نحوي مديريت کنيم که هم مردم احساس نااميدي کنند و هم نشاط اجتماعي را از جوانان بگيريم و هم بيگانگان احساس پيروزي کنند. لذا خارج از همه معادلات و جلسات مختلفي که انجام شد آن چيزي که اتفاق افتاد در راستاي منافع و مصالح ملي بود، چرا که در حقيقت تهاجم و توافق دو روي سکه ديپلماسي است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی