در سلسله فجايع زميني و آسماني سال 98 براي هموطنان، شايد سيل سيستان و بلوچستان مظلومترين و نسبت به حجم خسارات و عظمت ويرانيها گمنامترين بليه طبيعي باشد. دليل اين مظلوميت چندگانه و چندلايه ميباشد: يکي از عمده دلايل اين مهجوريت، مسلسل رويدادهاي مهم و جهانشمولي چون شهادت سردار سليماني و هدف گرفتن سهوي هواپيماي مسافربري اوکرايني و پرپر شدن 176 هموطن تحصيل کرده و عمدتاً نخبه است. اين دو حادثه چون اقيانوسي موّاج و گردابي سهمگين هر حادثه و خبر ديگر را در دل خود محو ميکند و اما شق دوم اين مظلوميت قطعاً به نگاه بخشينگر و تاريخي مرکز پيرامون دولتها و ترجمان آشفته از ايران و ايراني در حصار تنگ تهران و چند کلانشهر از سوي طرفداران ايدهي مسموم ايرانشهري است. محاصره بيش از چهارصد روستا توسط سيلاب، ارتفاع آب بيش از چهار متر در مناطق جنوبي سيستان بلوچستان، تلف شدن حيوانات اهلي، حمله حيوانات وحشي چون گاندوها به مردم، قطع حاملهاي انرژي به روي دويست و پنجاه هزار تن از هموطنان، فقدان امکانات روزآمد لازم براي کمکرساني در کنار عدم توجه لازم به اين مصيبت عظما، گوشههايي از مظلوميت اين فاجعه چند بعدي است. برآورد خسارت اوليه بيش از هزار ميلياردي مسئولان حکايت از عمق و عظمت ويرانيهاي حاصل از افزايش چهل و پنج برابري نزولات آسماني دارد. هموطناني که تا ديروز در عطش يک جرعه آب شيرين در حسرت بسر ميبردند، امروز تمام دار و ندارشان در ميلياردها ليتر آب شيرين از نوع سيلاب و سيل غوطهور بوده و چشم انتظار مساعدتهاي بيشتر داخلي و البته بينالمللي هستند. بارشهاي سال جاري و جاري شدن سيلهاي بنيانکن نشانه ابطال نظريه خشکسالي و شروع ترسالي در ايران ميباشد. از اين منظر بايستي ضمن خرسندي، در پي تمهيد مقدمات براي عبور کمهزينه از دوره گذار خشکسالي به ترسالي باشيم. اميد که اين آخرين رويداد تلخ و ملي سال جاري براي مردم عزيزمان باشد.