آرمان - منيره چگيني: سالانه 50 هزار نفر در ايران بر اثر مصرف دخانيات جان خود را از دست ميدهند، اين در حالي است که استعمال سيگار در ميان نوجوانان رشد زيادي داشته و آمار مصرف سيگار در دختران نوجوان از کمتر از يک درصد به 1/2 درصد رسيده است. در سالهاي اخير زنانه شدن و همچنين کاهش سن ابتلا به آسيبها از مواردي عنوان شده که ميتواند بسيار تهديد کننده باشد.
مصرف دخانيات يکي از عوامل خطر مهم و افزايشدهنده بيماريها در دنياست. مصرف سيگار در بين زنان تابع الگويي پنهاني است و آمار نمي تواند بيانگر جمعيت واقعي مصرف کنندگان سيگار بين زنان باشد. با وجود اين، مصرف سيگار در زنان رشد ملموستري نسبت به مردان دارد. به طور کلي مصرف سيگار در جهان در حال زنانه شدن است؛ به عنوان مثال اکنون در کشور هاي آلمان و اسکاتلند درصد زنان سيگاري بيش از مردان است.سين باهر جامعهشناس، در خصوص عوامل ايجاد انگيزه و رواج سيگار کشيدن دختران در جامعه به تبيان گفته است: يکي از دلايلي که جوانان بهطورکلي و دختران بهطور اخص به سيگار روي ميآورند، بيکاري، تنهايي، تظاهر به خودبرتربيني و فرافکني است. اکثر دختران ما تحصيلات دانشگاهي دارند ولي کاري درخور ندارند و بالطبع به دنبال پر کردن اوقات فراغت خود به گونه اي هستند؛ متأسفانه جوانان امروزي اوقات فراغت خود را با کافه نشيني و سيگار کشيدن فراهم ميکنند.دومين مسألهاي که باعث روي آوردن دختران به سيگار کشيدن ميشود هويت است. وقتي زن در جامعه خيلي مورد اعتناي خانواده و جامعه نيست بهنوعي احساس کمبود و کاستي هويت ميکند و بهجاي آنکه کمبودهاي خود را با چيزهايي همچون يادگيري هنر، تحصيل و... جبران کند، در تلاش است خود را با تابوشکنيهايي همچون سيگار اغنا کند. همچنين يکي ديگر از دلايل رواج سيگار کشيدن در دختران، کمرنگ شدن ارزشها و باورهاي اعتقادي و سنتي است که در جامعه دچار ازهمپاشيدگي شده است.
لزوم تغيير الگوهاي تربيتي در خانه و مدرسه
رئيس انجمن آسيبشناسي اجتماعي ايران در گفتوگو با «آرمان ملي» با اشاره به گرايش به مصرفدخانيات در ميان دختران نوجوان ميگويد: تغييراتي در الگوپذيريهاي نسل نوجوان در سنين استقلاليابي آنها اتفاق افتاده است و الگوها به سمت الگوهايي خارج از فضايخانواده منحرف شده است. کورش محمدي ميافزايد: دانشآموزان براي کسب استقلال خود گاهي از الگوهايي خارج از فضاي خانواده تبعيت ميکنند. آنها فضاي لازم را براي تامين شرايط روحي، رواني و اجتماعي استقلال خود پيدا نميکنند، بنابراين دست به رفتارها و ناهنجاريهايي ميزنند تا به خود و همسالان خود ثابت کنند انسانهاي مقتدري هستند. او تاکيد ميکند: استعمال دخانيات ممکن است در آينده استقلال آنها را زير سوال ببرد. در برههاي نوجوانان تصميم به اثبات خود ميگيرند و از الگويي تبعيت کنند که اتفاقا مخالف الگوهاي محدودکننده خانواده آنهاست. از آن زمان ممکن است که به سمت ناهنجاريهايي نيز کشانده شوند. يکي از اين ناهنجاريها مصرف سيگار است. البته شکل غالب اين ناهنجاريها در جامعه نيز مهم است. براي مثال الگوهايي که هيجان به دنبال دارند و با خود تعقيب و گريز، ترس، اکراه و اضطراب دارند يا الگوهايي که به نوعي شيوع آنها در جامعه زياد است و دسترسي به آنها به آساني در جامعه انجام ميشود در گرايش هاي نوجوانان موثر هستند. بايد گفت مجموعهاي از تغييرات الگوهاي موجود در جامعه در استعمال دخانيات تاثير دارند. او خاطرنشان ميکند: تمام ويژگيهاي عنوان شده در سيگار وجود دارند. سيگار الگويي است که اضطراب را به همراه دارد. نوجوانان از رفتارهاي هيجاني که هيجان بيشتري دارند به ميزان بيشتري تبعيت ميکنند. اين تبعيت به ويژه در دوران استقلاليابي نوجوانان بيشتر است. سيگار اضطراب و هيجان توليد ميکند و نياز به تعقيب و گريز و پنهانکاري دارد. سيگار کشيدن براي نوجوانان جذابيتهاي خاص خود را به همراه دارد. محمدي در پاسخ به اين سوال که براي پيشگيري از استعمال دخانيات توسط دختران نوجوان چه بايد کرد، ميگويد: اگر قصد ورود به بحث پيشگيري را داشته باشيم حتما بايد از سن پايه به پيشگيري اقدام کنيم و سن پايه براي افراد دوران پيشدبستاني آنهاست. الگوهاي زندگي سالم و به دور از دخانيات بايد در آن سنين تعريف شوند. دوران پيشدبستاني دورهاي مهم براي پيشگيري است، بنابراين در خانواده نيز نبايد غفلت ورزيد. در فضاي محيط مدرسه و در خانواده بايد برنامههاي پيشگيرانه از مصرف دخانيات داشته باشيم. يکي از راههاي پيشگيرانه ديده شدن شخصيت کودکان و نوجوانان است. همچنين الگوهاي منفي پيرامون آنها را بايد دور کرد و الگوهاي مخربي مانند مصرف سيگار مقابل چشمان آنها نبايد اتفاق بيفتد. مهارتهاي لازم براي مقابله با بحرانها به ويژه مهارتهاي حل مساله و تصميمگيري را بايد به دانشآموزان آموخت. اين آموزشها نبايد اجباري باشند و بايد به آنها آموزشها و الگوهاي عملي داد. در خانواده بايد الگوي مهارتآموزي پياده شود تا فرزندان خانواده نيز از آن الگوها تبعيت کنند. او ميافزايد: الگوي اضطراب، فشار، استرس و تهديد و ارعاب که امروز در خانواده و نظام تربيتي در مدارس وجود دارد بر دانشآموزان و فرزندان اثر مثبت و کارآمدي ندارد.