جلب اعتماد عمومي ضمن تحکيم روابط انساني، از بسياري آسيبهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و همچنين زوال اخلاقي يک جامعه جلوگيري ميکند. از منظر رفتارشناسي ميتوان در مورد کاهش و تضييع اعتماد اجتماعي دلايل متعددي برشمرد. بهعنوان مثال تعهد برخي والدين به فرزندان و فقدان عمل بدان و دروغ و انکار در مقابل چشم فرزندان بهطور حتم اعتماد در خانواده را کاهش مي دهد. عدم تحقق برخي وعدهها توسط دولتمردان و بيان برخي اخبار کذب نيز بر کاهش اعتماد اجتماعي بهعنوان يکي از مهمترين عوامل مشارکت مردمي اثرگذار است. امروز اين اعتماد در جامعه ايران بايد بهعنوان عامل اصلي جلب مشارکتهاي مردمي در مسائل متعدد از جمله حوادث و مخاطرات طبيعي مد نظر قرار گيرد. از سوي ديگر انتشار اخبار کذب و توسعه و گسترش آن در فضاي مجازي هم از علل اصلي کاهش اعتماد اجتماعي محسوب ميشود. همچنين بروز برخي حوادث ناگوار در کشور اعتماد جامعه به سازمانهاي امدادي را کاهش ميدهد و صدمه اساسي اين امر را آسيب ديدگان سيل و زلزله متحمل ميشوند.سال گذشته مرکز پژوهشهاي مجلس، درباره اعتماد افراد جامعه به يکديگر پژوهشي انجام داد که نتيجه آن بياعتمادي بيش از 85 درصد مردم به يکديگر بود. اعتماد بهعنوان يکي از محورهاي اصلي رفتار اجتماعي موجب تحکيم روابط خانوادگي، اجتماعي، انساني و اقتصادي در جامعه مي شود. بياعتمادي از داخل خانواده و محيط کار آغاز ميشود و در بالاترين سطوح خود به دولت ميرسد. وقتي دولت بهعنوان پدر خانواده، قولهاي بيسرانجام به فرزندانش ميدهد، باعث افزايش بياعتمادي در ميان آنها ميشود و در چنين جامعهاي رشد و پيشرفت از حرکت ميايستد و هر کسي سعي ميکند کار خودش را به سرانجام برساند. در حقيقت ما اين روزها فقط به خودمان اعتماد داريم و اين براي اجتماع مردم در جوامع ميليوني، بزرگترين آفت است. در سالهاي گذشته داد و ستد بدون مبادله برخي اوراق همچون چک و سفته انجام ميگرفت و تعهدات مستحکم بود اما اکنون اين اعتماد رنگ باخته است. برخي آسيبهاي اجتماعي امروز نيز ناشي از تضعيف اعتماد اجتماعي است، برگشت چک و ساقط شدن قدرت قانوني چک از مصداقهاي بارز اين تضعيف است. بايد به دوران طلايي اعتماد بازگشت، بياعتمادي سبب افت اساسي زوال اخلاق در جامعه است و بر اين اساس دولتمردان، صاحبنظران و متخصصان علوم انساني بايد اعتماد اجتماعي را بازيابند. دولتمردان بايد فضايي فراهم آورند که جامعه به گفتهها و نظرات آنها اعتماد کند؛ تا بتوان کشوري امن و آرام پديد آورد.