آرمان ملي- نسترن فراهاني: شکاف بين مردم و حاکميت از عواملي است که در سالهاي اخير خود را نشان داده و برخي موارد وسيلهاي شده تا نقدها به مسئولان به بالاترين ميزان خود برسد. مردم و اعتماد آنها از بزرگترين سرمايههاي اجتماعي دولتها هستند و ايجاد شکاف بين اين دو مهم ميتواند پيامدهايي به همراه داشته باشد. پيامدهاي شکاف بين مردم و مسئولان سبب شده همواره به اين موضوع اشاره شود و نخبگان سياسي در جهت رفع آن به دولت هشدار بدهند. علاوه براين به نظر ميرسد ترميم شکاف بين مردم و دولت تنها راهکار ايجاد آرامش در جامعه باشد. چراکه تمام بياعتماديها و شنيده نشدن مطالبات مردم از همين شکاف نشات ميگيرند. در اين باره «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي با اشرف بروجردي فعال سياسي اصلاحطلب داشته که در ادامه ميخوانيد:
از ديدگاه شما ازعواملي که به شکاف بين مردم و مسئولان دامن زده بيش از همه کدام پررنگتر است؟
ميخواهم سه بار با تاکيد تکرار کنم که رسانه، رسانه و رسانه. يکي از علل مهم تقويت شکاف بين دولتمردان و مردم رسانهها هستند. اعم از رسانه ملي و فضاهاي مجازي. درواقع بهرهبرداري رسانهها از موقعيت خودشان به جهت مطرح شدن بيشتر و دميدن در آتش ايجاد شده هم به اين شکاف دامن زده است. به عنوان مثال بين دولت و ملت اختلاف نظري وجود دارد شکافي مطرح ميشود و بلافاصله آنقدر توسط رسانهها به آن شاخ و برگ ميدهند که مساله اصلي در آن گم ميشود. اين نکته اول است.
چه عملکردي از سوي دولت ميتواند اين شکاف را کاهش دهد؟
آنچه که ميتواند شکاف را کاهش بدهد گفتوگوي دولت با مردم است و اين ضعفي است که در سازمانها و نهادهاي دولتي وجود دارد و آنقدر غرق در کار اجرا ميشويم يادمان ميرود، براي چه کساني مشغول به خدمت هستيم؟ اگر براي مردم خدمت ميکنيم چرا جزئيات آن را با مردم در ميان نميگذاريم؟ يا از آن مهمتر چرا نظر مردم را به مشارکت نميطلبيم تا در خدمت به آنها با سلايق خود مردم موفقتر عمل کنيم؟ راه اين اقدامات هم آسان است. نظرسنجي، رسانه و گفتوگوهاي پراکنده با مردم از راههاي مهم هستند.
با اين تفاسير چه بسترهايي نياز است فراهم شود؟
بايد بين مردم برويم و از درد آنها با خبر شويم و پژوهشهاي ميداني راهي است که مارا از درد مردم مطلع ميکند بايد به طرق مختلف بين مردم برويم بايد کارهاي مطالعاتي انجام شود و از نظرات مردم مطلع شويم تا بتوانيم سياست تعيين کنيم. گفتوگو بين دولت و مردم با رويکردهاي کسب نظر مردم و مشارکت از مردم و گرفتن رويکردها و ديدگاههاي مردم از ضروريات است. مردم بايد احساس کنند که نقشآفرين هستند. يکي از موارد ديگري که از عوامل شکاف بين دولت و مردم است اين است که اقدامات دولت بدون در نظر گرفتن شرايط زيستي مردم است. بدان معنا که دولت بدون توجه به شرايط جامعه گاه سياستگذاري ميکند. راه حلها براي تصميمگيري درخصوص مشکلات مردم بايد چکشکاري شود و بين نخبگان در مورد آن تصميمگيري شود، همچنين از مردم هم نظر خواهي شود.
اما به نظر ميرسد امروز اين شکاف به بالاترين حد خود رسيده باشد، در حال حاضر چاره چيست؟
امروز به شرايطي رسيدهايم که شکاف بين مردم و مسئولان زياد است اعتماد به شکل لازم وجود ندارد، عدم اعتماد هم وجود دارد. دولت يک چيز ميگويد، بخشهاي ديگر يک چيز و اين يکصدا نبودن قدرت عدم اعتماد را افزايش ميدهد. مردم با مجموعه مطالباتي که از دولت دارند احساس سرخوردگي ميکنند چرا که به اين مطالبات پاسخي داده نشده و توجه لازم صورت نگرفته براي مرتفع کردن اين مشکلات راه سختي داريم، براي ساختن اعتماد مردم بايد تلاش زيادي صورت بگيرد.
با توجه به اينکه اعتماد مردم سرمايههاي اجتماعي حکومت است، بازگرداندن اين اعتماد نيازمند برخي تغيير رويههاست، اولويت را با چه مسائلي ميدانيد؟
بخشي از بازگرداندن سرمايههاي اجتماعي از طريق گفتوگو با مردم صورت ميگيرد. بايد با مردم با صداقت صحبت کنيم و به مطالبات آنها پاسخ بدهيم. آن چيزي که از آن غافل شدهايم اين است که دولت مشکلات خود را به مردم نميگويد. مردم بايد بدانند وزرا با چه چالشهايي روبهرو هستند؟ مردم چالشها را ميفهمند و درک ميکنند اما اين صداقت اعتماد مردم را باز ميگرداند. نقش رسانهها در بازسازي اعتماد اجتماعي بيش از نقش آنها در تخريب است و به مراتب ميتوانند تاثيرگذارتر باشند. رسانهها براي تخريب دولت مسابقه نگذارند. اين روش در رسانهها بايد اصلاح شود. دولت بايد صداي مردم را بشنود. مسئولان بايد براي مطالبات مردم گوش شنوا داشته باشند. مسئولان بايد شرايطي را فراهم کنند تا واقعيتهاي موجود بدون فيلتر به گوش مردم برسد. مراکز تصميمگيري در کشور ما بايد يکصدا باشند که اگر غير از اين باشد به اعتماد مردم آسيب خواهد زد.