ادامه از صفحه 1 / اما اينکه خواسته شود اساتيد به هر وسيلهاي سياستهاي آنها را توجيه علمي کنند، اين شايسته مقام علم، پژوهش و استاد نيست. مسئولان خود را براي دريافت نظرات جديد دانشمندان علوم انساني و چه بسا مخالف منظومه فکري خود، آماده و مهيا نکردهاند. به اين خاطر است که حتي برخي مطالعات انجام شده از سوي پژوهشگران علوم انساني نتوانسته پاسخ مناسب و کاربردي براي مشکلات جامعه ايراني بوده باشد. بهعبارت روشنتر، علوم انساني در کشور ما به نوعي دچار تحريم داخلي شده است. خود تحريمي از سوي منابع قدرت سياسي و حاکميتي که با در دست داشتن منابع مالي و ارزي کشور، متاسفانه عمده مراکز مهم تصميمگيري و سياستگذاري کشور را به دست محاسبهگران فرمول حساب و هندسه و جبر دادهاند. علوم انساني، بهزعم برخي جاسوس و عامل بيگانه و پياده نظام غرب هستند. خوف و هراس کورکورانه از علوم انساني، بزرگترين ضربهها را به کيان منافع ملي و نيروي انساني فرهيخته کشور وارد کرده است. در اثر تحريم و تنگناهاي داخلي و خارجي بر علوم انساني، امروز در مراکز قدرت و سياستگذاري ما مهندسان و پزشکاني بر جاي متخصصان علم سياست، علم اقتصاد، علم حقوق، علم روابط بينالملل، و در يک کلام بر کرسي علمالاجتماع نشستهاند، که نه توانايي شناخت منافع ملي را دارند و نه آگاهي کافي و وافي از کنشها و واکنشهاي پيچيده روابط انساني در جهان امروز، غافل از آنکه حل همه معضلات کشور بهشدت با دستاوردها و راهکارهاي علمي علوم انساني در هم آميخته است. با نگاهي ساختاري و کارگزاري به نهادهايي چون مجمع تشخيص مصلحت و ساير شوراهاي حاکميتي که نقش ويژهاي در تصميمگيري و سياستگذاري در امور استراتژيک کشور را دارند، مشاهده ميشود عمده اعضاي آنها، پيشينهاي غير علوم انساني دارند. اينکه مجمع در مورد مسائل مهم و حياتي چون FATF هنوز نتوانسته راي و نظر مصلحتي خود را به روشني، در زمان معين و با معياري علمي و تخصصي و بر محور منافع ملي و صلاح و سداد مردم بيان کند، عمدتا به علت عدم برخورداري از نيروي انساني متخصص در رشتههايي چون علم حقوق، روابط بينالملل، حقوق بينالملل، تجارت بينالملل، امنيت بينالملل، بانکداري بينالملل و... است. شايد گفته شود کميسيونهاي تخصصي در اين نهادها و شوراهاي مشابه، کار علمي و تخصصي را انجام ميدهند. اما معلوم نيست چرا آن کميسيونها و کارگروهها هم نميتوانند راهحلي براي معضلات کشور ارائه دهند. با يک نگاه خوشبينانه، چه بسا توصيههاي خود را ارائه ميدهند اما مسئولان توجهاي به آنها ندارند.
عرصه توليدات
به يمن معرفي شدن ايران به عنوان يک کشور انقلابي و آرمانخواه و در سايه سياست خارجي تهاجمي در مخالفت با سياستهاي جهاني قدرتها، امروز دانشمندان و اساتيد و پژوهشگران علوم انساني ايران با تحريمهاي علمي روبهرو هستند و براي نشر آثار خود در ژورنالهاي معتبر علمي با مشکلات عديدهاي دست و پنجه نرم ميکنند، تا چه رسد به نشر کتابهاي خود از سوي انتشارات شاخص و معتبر بينالمللي. بنابراين علوم انساني از دو سو با تحريم داخلي و خارجي روبهروست. اين درحالي است که دانشمندان و دانش آموختگان رشتههاي فني و پزشکي با چالشهاي داخلي و بينالمللي براي عرضه توليدات و نشر آنها همچون علوم انساني مواجه نيستند و حتي از سوي حاکميت، بهويژه مقام معظم رهبري و دولتها پشتيباني مالي و معنوي گستردهاي ميشوند. در چنين شرايطي شايسته است، مسئولان از مقام و جايگاه نخبگان، اساتيد و پژوهشگران علوم انساني و نيز توصيهها و دستاوردهاي علمي آنها حمايت مادي و معنوي نمايند و مضاف بر تحريم خارجي، با خود تحريمي علوم انساني در داخل کشور، برموج نا اميدي و نيز روند رو به افزايش مهاجرت نخبگان علمي و دانشگاهي دامن نزنند.