بستن

دوپله‌ای‌شدن مالیات کارمندان خلاف عدالت است

دوپله‌ای‌شدن مالیات کارمندان خلاف عدالت است

آرمان ملي- امير داداشي: تاکيد دولت بر ايجاد عدالت مالياتي در کنار افزايش درآمدها از اين طريق، سرانجام بودجه‌نويسان را مجاب کرد تا در بند الف تبصره 6 لايحه بودجه سال آينده، اخذ ماليات پنج‌ پله‌اي از کارکنان دولت را جايگزين ماليات دوپله‌اي کنند و سقف آن را 35 درصد بگذارند؛ با اين حال کميسيون تلفيق بودجه مجلس در اقدامي عجيب به اين بند قانوني راي نداد تا پردرآمدها و نجومي‌بگيران از پرداخت ماليات بيشتر در بودجه ايستادگي و استقامت مصون بمانند. در صورت اجراي اين راي، تفاوتي بين ماليات کارکناني که حقوق بين سه ميليون تا 21 ميليون مي‌گيرند، به وجود نمي‌آيد و تمامي اين افراد مشمول ماليات 10 درصدي مي‌شوند. کارکناني هم که مازاد 21 ميليون دريافتي دارند در پله دوم قرار مي‌گيرند و بايد 20 درصد ماليات بر حقوق بپردازند. همچنين در اين جلسه پزشکان از پرداخت ماليات کارانه خود معاف شدند تا آنها هم صرفا مالياتي 10 درصدي بپردازند. در اين زمينه «آرمان ملي» گفت‌وگويي با وحيد شقاقي‌شهري، اقتصاددان، انجام داده است که در ادامه مي‌‌خوانيد.

کميسيون تلفيق مجلس اخيرا با ماليات پنج‌پله‌اي بر حقوق کارکنان دولت مخالفت کرد و به ماليات دوپله‌اي راي داد. آيا اين تصميم با ذات ماليات‌ستاني هماهنگي دارد؟

در ذات ماليات‌‌‌ستاني سه رويکرد و ماموريت نهفته است؛ افزايش درآمدهاي دولت اولين ماموريت آن به حساب مي‌آيد؛ ايجاد عدالت اقتصادي و کاهش شکاف طبقاتي، دومين رويکرد آن به شمار مي‌رود و سومين کارکرد آن به موضوع حمايت از توليد بازمي‌گردد. نگاهي به تاريخچه اقتصاد ايران نشان مي‌دهد حداقل طي 100 سال گذشته، اخذ ماليات اهميت چنداني براي دولت‌ها نداشته است. زيرا دولت‌ها بيشتر به درآمدهاي نفتي وابسته بوده‌اند و از اين طريق نيازهاي خود را تامين مي‌کردند. در چنين اقتصادي ماليات صرفا ابزاري تزئيني و نمايشي در دست دولت‌هاست و سه رويکردي که به آن اشاره شد، کاربردي ندارد.

کشورهاي ديگر چگونه ماليات را از حالت نمايشي خارج مي‌کنند؟

در کشورهاي توسعه‌‌يافته دنيا از ماليات براي کنترل شکاف طبقاتي استفاده مي‌شود. براي مثال با تعريف پايه‌هايي نظير ماليات بر ثروت، ماليات تصاعدي بر مصرف و مجموع درآمد خانوار افرادي که دارايي بيشتر دارند متحمل تعرفه‌هاي بالاتر ماليات مي‌شوند. در اقتصاد ايران هر گاه بحث ماليات داغ شده، توجه آن به درآمدزايي دولت‌ها بوده است.

ماليات پلکاني زيرمجموعه کدام يک از ماموريت‌هاي مالياتي به حساب مي‌آيد؟

اين بحث بيشتر به رويکرد عدالت‌محوري بازمي‌گردد. اگر تصميم‌گيران بخواهند از ماليات به‌عنوان ابزاري براي ايجاد عدالت استفاده کنند، براي هر فردي که حقوق بالاتري از دولت دريافت مي‌کند تعرفه بالاتري در نظر مي‌گيرند. بر همين اساس دولت در لايحه بودجه 99 تصميم گرفته که تا سقف حقوق سه ميليون تومان را از پرداخت ماليات بر حقوق معاف کند. دولت با نگاهي عدالت‌محورانه براي اولين بار درآمدهاي کارکنان دولت را از دو پله به پنج پله ارتقا داد؛ ماليات پنج‌پله‌اي به اجراي عدالت بسيار نزديک‌تر است، اما کميسيون تلفيق بار ديگر به ماليات دوپله‌اي کارکنان دولت راي داده است. يعني افرادي که حقوقي بالاتر از 21 ميليون تومان دريافت مي‌کنند، به‌جاي قرارگرفتن در پله پنجم و پرداخت ماليات 35 درصدي، به پله دوم بازمي‌گردند و صرفا 20 درصد ماليات مي‌پردازند. علاوه بر مواردي که تا امروز رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند، بايد گفت که جامعه هدف اين نوع ماليات کمتر از يک درصد حقوق‌بگيران را تشکيل مي‌دهد. مگر چند درصد جامعه کارمندي بيش از 21 ميليون تومان درآمد دارند که بخواهند ماليات هم بپردازند. بنابراين تصميم کميسيون تلفيق بي‌معناست. چنين تصميمي تحقق عدالت مالياتي را زيرسوال مي‌برد. در صورتي که اگر تبصره پنج‌پله‌اي دولت راي مي‌آورد به موضوع عدالت نزديکي بيشتري داشت. به‌دنبال ماليات تصاعدي است که پردرآمدها به جامعه هدف تبديل مي‌شوند.

اگر از لحاظ درآمدي هم بسنجيم، تصميم کميسيون تلفيق باعث کاهش درآمدها مي‌شود.

طبيعتا؛ اما رقم ماليات بر حقوق کارمندان چندان بالا نيست و در محدوده 15 هزار ميليارد تومان قرار مي‌گيرد. موضوع مهم‌تر بحث عدالت‌محوري اين ماليات‌هاست که بايد به آن تاکيد کرد. شايد دولت از طريق ماليات تصاعدي بتواند شکاف دستمزدي را تا حدودي کاهش دهد. امروز نابرابري‌هاي درآمدي بيشترين آسيب را به پيکره نظام اداري کشور وارد کرده است. وقتي دولت نمي‌تواند اين شکاف را کاهش دهد و حساسيت‌ها را از بين ببرد، انتظار مي‌رود حداقل در موضوع ماليات‌ها رويکردي عدالت‌محور داشته باشد. ماليات دوپله‌اي يعني اعضاي کميسيون تلفيق تفاوتي بين حقوق سه ميليون توماني و 21 ميليون توماني قائل نيستند. بحث درآمدي که به آن اشاره کرديد در وهله دوم بايد مورد بررسي قرار بگيرد که آن هم موضوع مهمي است. چراکه ماليات پنج‌پله‌اي قطعا درآمدهاي دولت را افزايش مي‌دهد. با اين مصوبه کميسيون تلفيق جامعه هدف مالياتي بسيار کوچک شده است.

با اين تصميم کميسيون تلفيق سقف ماليات بر حقوق هم از 35 درصد به 20 درصد کاهش داشته است.

بله با کاهش پله‌ها، 15 درصد از تعرفه ماليات پردرآمدها کاسته شده است. اين امر نشان مي‌دهد که همچنان عزمي براي بهبود کاهش شکاف طبقاتي و دستمزدي وجود ندارد. هر چه تعداد پله‌ها بيشتر باشد، به شعار عدالت‌محوري نزديک‌تر مي‌شويم؛ ولي وقتي سقف ماليات پردرآمدها بين 15 تا 25 درصد کاهش مي‌يابد، درعمل نجومي‌بگيران هستند که از اين تصميم سود مي‌برند.

رئيس کميسيون تلفيق مجلس با استناد به ماده 2 طرح اصلاح موادي از قانون آيين‌نامه داخلي مجلس بند الف تبصره 6 لايحه بودجه سال آينده را به راي اعضاي اعضا گذاشته که هنوز اين ماده به تاييد شوراي نگهبان نرسيده و در واقع «قانون» نيست. در اين شرايط تکليف چيست؟

اگر بر اساس قانون هم اين اتفاق رخ داده باشد، اولا ساير نمايندگان هم بايد به آن راي دهند و درثاني دولت هم مي‌‌تواند از ماليات پنج‌پله‌اي دفاع کند. اين حق کميسيون تلفيق است راي موافق يا مخالف دهد، اما دولت هم مي‌تواند با مذاکره، نظر موافق نمايندگان را جلب کند.

در کنار اين موضوع پزشکان هم از پرداخت ماليات کارانه خود معاف شده‌اند. شنيده مي‌شود که برخي از اعضاي کميسيون که خود پزشک هستند با اين تبصره مخالفت کرده‌اند. آيا مي‌توان اين اتفاق را نشانه‌اي از رانت و لابي دانست؟

من نمي‌دانم پشت‌پرده چه اتفاقي رخ داده، اما رد ماليات پنج‌پله‌اي و معافيت گروهي خاص از ماليات، ذي‌‌نفعان زيادي دارد. در اينجا بحث تعارض منافع به وجود مي‌آيد و بهتر است رسانه‌ها به موضوع ورود کنند و به جزئيات اين موضوع پي ببرند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی