اين روزها نه تنها جامعه دانشگاهي کشور ما، بلکه جامعه دانشگاه سراسر جهان از خبر جان باختن 53 نخبه ايراني که در پرواز تهران- کييف جان خود را از دست دادند عزادار است و اخباري که هر از چند گاهي از سوي مسئولان منتشر ميشود، اين داغ را در دل مردم تازه ميکند. هر يک از اين عزيزان اگر به اين مرحله از علم رسيدهاند، فارغ از دوتابعتي بودنشان، سختيهاي پرشماري را متحمل شدهاند تا بتوانند اقدام موثري را براي جامعه جهاني و کشور ما انجام دهند و سرمايههاي ايراني بودند. به غيراز حادثه دلخراشي که براي آنها اتفاق افتاد، بايد بررسيهاي لازم صورت بگيرد که چه عواملي باعث شد که اين نخبههاي ايراني، تحصيل و اشتغال در کشورشان را به رنج و دشواري سفر ترجيح دادند و در کشورهاي ديگر نظير کانادا مشغول تحصيل و تدريس بودند. تک تک اين عزيزان و 146 ايراني که در اين پرواز جان خود را از دست دادند، فرزندان برومند ايران بودند و همه ملت ايران شريک غم بازماندگان اين عزيزان هستند. متاسفانه اتفاقي که در اين رابطه باعث شد که داغ اين عزيزان بيشتر بر دل مردم ايران بنشيند، طفره رفتن از پذيرش واقعيتها بود، در حالي که از ابتداي حادثه شواهد نشان ميداد بايد اشتباهي در اين رابطه رخ داده باشد. ضمن اينکه يک سو تدبير در لغو پروازهاي فرودگاههاي ما در آن شب خاص وجود داشت و باعث گرديد اين مصيبت بزرگ به ملت و جامعه دانشگاهي ايران تحميل شود. انتظار ما از 13 دانشگاه برتر کشور اين است که براي تسلي خاطر بازماندگان و جامعه دانشگاهيان، مراسمي سوگواري را در اين رابطه داشته باشند، يا حداقل يک روز را عزاي عمومي اعلام کنند. از سوي ديگر ما بايد بپذيريم که در اين حادثه صادقت کلامي را نداشتيم و هنوز هم دست از توجيهات بياساس برنداشتيم. مسئولان ما بايد به سوالات افکار عمومي و دانشجويان پاسخ دهند. از سوي ديگر رسيدگي همه جانبه و برخورد با خاطيان اين اتفاق ميتواند در اين امر راهگشا باشد، در حالي که بعد از گذشت يک هفته، هنوز هيچفردي حتي استعفاي شفاهي و سمبوليک نداده، در حالي که اگر هر کجاي دنيا اين حادثه رخ ميداد حداقل چندين نفر بازداشت و استعفا ميدانند. ما بايد فضايي را ايجاد کنيم که موجب تقويت همدلي و افزايش سرمايههاي اجتماعي شود، ولي وقتي مسئولان با توجيهات غيرمنطقي و غيرعقلاني سعي دارند اين حادثه عظيم را ساده جلوه دهند، شکاف همدلي بيشتر خواهد شد و به سرمايههاي اجتماعي لطمه جبران ناپذيري وارد ميکند و در نهايت موجب پرخاشگري بيشتر جامعه خواهد شد. مردم فهيم ما ميدانند که در آن شب سقوط هواپيما، فضاي جنگ بر کشور سايه افکنده بود، اما مسئولان به جاي توضيحات صادقانه، مشکل را گردن يکديگر انداختند. همه ميدانيم که بدخواهان ملت ايران در آن طرف مرزها از اين حادثه سوء استفاده و بهره برداري دلخواه ميکنند و ما بايد با صداقت، صراحت، عقلانيت، صميمت و پذيرش مسئوليت و خطايي که صورت دادهايم اين حربه آنها را خنثي کنيم، نه اينکه آب به آسياب دشمن و رسانههاي بيگانه بريزيم. ما در جريان شهادت سپهبد قاسم سليماني شاهد بوديم که چه فضاي همدلي در کشور به وجود آمد و مردم عاطفي ما با حضورميليوني نشان دادند که در مقابل کشورشان احساس مسئوليت ميکنند، و حالا آنها انتظار دارند تا در رابطه با اين حادثه، بيتفاوتي صورت نگيرد. چندين سوال در ذهن مردم و قشر دانشجو وجود دارد که در اين مجال به آنها اشارهاي خواهم کرد. نخستين سوال اين است که چرا بدون نظرات کارشناسي تا پايان سومين روز حادثه هواپيما، دولتيها و غيردولتيها قويا امکان اشتباه در اين حادثه را رد ميکردند؟ در صورتي که دولت در اين حادثه دخيل نبود، ولي ابراز بياطلاعي آنها باعث شد اعتماد مردم نسبت به قهوه مجريه مورد خدشه قرار گيرد. سوال دوم که در ذهن مردم است در رابطه با چرايي عدم لغو پرواز در آن شب بود؟ در صورتي که يکي از مقصران اصلي اين حادثه فردي است که دستور لغو پروازها را نداد. سوال سوم؛ چطور ميشود ما تفاوت موشک کروز با هواپيماي بوئينگ را متوجه نشويم و به آن شليک کنيم؟ اين غيرقابل باور است. سوال چهارم درباره فرماندههان نظامي در منطقه است که چطور متوجه اصابت موشک به هواپيما نشده بودند؟! سوال بعدي اينکه با توجه به صرف نظر از علت سقوط هواپيما و کشته شدن 176 نفر، آنگونه که شايسته اين عزيزان است هيچ عکسالعملي از سوي مسئولان شاهد نبوديم و اظهار تاسف جدي و عذرخواهي صورت نگرفت تا عمق فاجعه بيشتر نشود. سوال ششم اين است که فاصله هواپيما با پايگاه مورد نظر زياد بود و طبيعتا بعد از اصابت موشک هواپيما تغيير مسير ميدهد تا شايد به فرودگاه برسد، ولي عليرغم اسناد موجود بازهم اين را اعلام ميکنيم که هواپيما در حال حرکت و نزديک شدن به پايگاه نظامي بوده و احساس خطر در اين رابطه باعث شليک موشک شده است. سوال پاياني افکار عمومي در رابطه با شخص رئيس جمهور است که چرا از ماجرا و برخورد موشک با هواپيما تا عصر جمعه بيخبر بوده است؟ يعني ايشان از چنين اتفاق بزرگي واقعا بيخبر بوده است؟ در صورتي که اين پنهان کاري زيبنده شخص اول اجرايي کشور نيست. افکار عمومي نسبت به اين توضيحات ابهام دارد و پاسخگويي صادقانه مسئولان به اين سوالات ميتواند آرام بخش جو عمومي و تسلي خاطر بازماندگان باشد. من بهعنوان عضو کوچکي از جامعه دانشجويي پيشنهاد ميکنم که عوامل اصلي اين حادثه از مردم عذرخواهي کنند. پيشنهاد دوم؛ يکي از سه دانشگاه معتبر کشور بهصورت نمادين يک مراسم عزاداري را در دانشگاه برگزار نمايد و دولت آن روز را عزاي عمومي اعلام کند، در عين حال محدوديتي براي برگزاري مراسم سوگواري بازماندگان صورت نگيرد.