آرمان ملي- نسترن فراهاني: باتوجه به حادثه اخير هواپيماي اوکرايني و حواشي که قبل و پس از آن ايجاد شد ميتوان گفت بياعتمادي به رسانهها شکل گرفت چراکه پيش از انتشار بيانيه ستاد کل نيروهاي مسلح، سخنان غيرواقعي که از سوي برخي افراد مطرح ميشد، از رسانههاي داخلي منتشر شدند. در نتيجه نگاه مردم به رسانههاي داخلي با نوعي بياعتمادي توام شد که قطعا در صورت ادامه، تبعاتي به همراه خواهد داشت. «آرمان ملي» در همين خصوص با علي تاجرنيا فعال سياسي اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته که متن آن را در ادامه ميخوانيد:
باتوجه به حادثه هواپيماي اوکراين فکر ميکنيد مجازات خاطيان تا چه اندازه بتواند اعتماد و آرامش را به جامعه بازگرداند؟
درمورد مجازات، فکر ميکنم بايد موضوع را به تحقيقات و مراجع ذيربط بسپاريم. همانطور که معتقديم تاخير در پذيرش اشتباه ذهن مردم را جريحهدار کرد، بايد بدانيم هر برخوردي هم که خارج از حقوق افراد باشد پذيرفته شده نيست و مردم دوست دارند به مقصران اين فاجعه براساس جرم آنها رسيدگي شود. اين مساله نبايد محدود شود به يک سرباز يا افسري که مسئوليتي جزئي برعهده دارد، اگر اين نواقص سيستميک در کشور وجود دارد بايد به صورت ريشهاي با آنها برخورد کنيم.
به نظر ميرسد نوع پرداختن به اين موضوع در رسانهها تا حد زيادي اعتماد را خدشهدار کرده است. چه راهي براي جبران آن پيشنهاد ميکنيد؟
جدا از بحث رسيدگي قضائي به اين موضوع، چيزي که مهم است جريحهدار شدن خاطر مردم است. متاسفانه اعتبار کشور در حوزه بينالملل به شدت تخريب شده است. از مجموعه مصاحبهها مشخص است که در همان روزها و ساعات اوليه علت اين حادثه براي برخي مسئولان مشخص بوده است. اگر فرض بگيريم خطاي انساني و نه جنايت جنگي، رخ داده تاخير در بيان آن، پذيرفتن آن و ايجاد يک شرايطي که مسئولان بلند پايه سخني جز حقيقت بگويند، همه اين مسائل زمينه ساز بودهاند که اطلاعات دقيق و صحيح ديرتر به مردم منتقل شود. بخشي از خساراتي که اين حادثه به روحيات مردم وارد آورده به هيچ وجه قابل جبران نيست. درواقع خدشهدار شدن، صداقت مسئولان و سرافکندگي مردم در جوامع بينالملل به آساني قابل جبران نيست.
اهميت برکناري افراد مرتبط و استعفا در اين موضوع را چه ميزان ميدانيد؟
متناسب با اين موضوع بايد برکناري صورت بگيرد، حتي اگر تمام اين مسالهاي که پيش آمده خارج از اراده فرماندهان و مقامان عالي رتبه لشکري و کشوري صورت گرفته باشد، برکناري بانيان و خاطيان اين حادثه ميتواند بخشي از آلام خانوادههاي آسيب ديده و مردم ايران و البته فضاي بياعتمادي را التيام بخشد. واقعيت اين است که اشکالهاي سيستميک در انتقال دروغ به مردم وجود دارد و نميتوان آن را به خطاي افراد نسبت داد. فکر ميکنم پنهانکاريها اعتبار ما را از جهات مختلف زير سوال ميبرد. اين حادثه يک مساله کوچک نيست.
مردم به رسانههاي داخلي هم بياعتماد شدهاند. بازگرداني اين سرمايه از ديدگاه شما به چه شکل ميتواند صورت گيرد؟
بياعتمادي مردم به رسانهها به جرياني بازميگردد که اصرار دارد همه چيز را کنترل کند و سعي دارد تنها کانال اطلاعرساني باشد و به گردش آزاد اطلاعات چندان در حد انتظار اعتقادي ندارد. نتيجه اين فرآيند بياعتمادي مردم و مسالهدار شدن آنها با رسانهها خواهد بود. رسانهها انگار در اختيار جرياني قرار گرفته که اعتقاد به کنترل همهجانبه مسائل دارد و بعد با پيش آمدن چنين موضوع حساس و مهمي مشخص ميشود که اين نوع کنترل ديگر ممکن نيست. بايد شرايط براي صحبت آزاد بيش از گذشته در کشور فراهم شود و هرکسي با کوچکترين نقد، مورد تعقيب قرار نگيرد. در حالي که گاهي ديده ميشود افراد بهخاطر ابراز نظر تهديد ميشوند. در واقع در اين شرايط رسانههاي مستقل نميتوانند مفيد واقع شوند، حتي آنهايي که تصور ديگري از اين واقعه داشتند، نتوانستند نظر خود را ابراز کنند. چرا که اين نگراني وجود داشت که با اين رسانهها برخوردهاي سخت صورت بگيرد. در واقع بايد اين نگرانيها از رسانههاي ما رفع شود. بعد از اين محدوديتها اعتماد افکار عمومي نه تنها از نهادها و جريانهاي حاکم بلکه از سلبريتيها، افراد شاخص جامعه و نخبگان هم گرفته ميشود.
برخي مطرح کردند موضوع اين حادثه ميتواند وحدت ميان مردم را از بين ببرد.
به هيچ عنوان اين مساله درست نيست، اين حرف سر را به زير برف کردن است. ما با پنهانکاري و محدوديت، به اتحاد نميرسيم. زير پوست اين شهر پر از شبهه و بياعتمادي است و با اين روشها همانطور که تا امروز هم ديدهايم اعتماد بازنميگردد. اعتماد بدان معناست که بگذاريم فضاي عمومي جامعه مسير خود را طي کند، اگر ديديد که مردم در جريان شهادت سردار سليماني چنين حاضر و وارد شدند بايد اين اجازه را بدهيم که اگر اتفاقات ديگري هم مردم را آزرد، همين روند سير طبيعي خود را طي کند. با پنهانکاري، نه تنها وحدت ايجاد نميکنيم بلکه به صورت زيرپوستي بياعتمادي را ترويج ميدهيم و اگر در آينده بخشي در واقعهاي مقصر باشد، تمام ارکان زير سوال ميرود.