از ابتداي تاسيس تماشاخانه سنگلج، اجراي نمايشهاي ايراني در آن باعث شد تا از اين تماشاخانه بهعنوان پايگاه رشد تئاتر ايراني ياد شود. سنگلج شاهد تحولات اجتماعي، فرهنگي و سياسي متعددي در طول عمر 46 ساله خود بوده است. طي اين سالها مردم بسياري براي ديدن آثار برجسته ايراني به سنگلج آمده و رفتهاند، هنرمندان زيادي نيز سالهايي از عمر خود را بر روي صحنه سنگلج با مردم چهره به چهره شدهاند که برخي هم ديگر در ميان ما نيستند، اما سنگلج همچنان با خاطره آنها پابرجا مانده تا مأمني باشد براي دوستداران تئاتر ايراني. در حال حاضر پريسا مقتدي، بازيگر و کارگردان تئاتر ، مدير اسبق مجموعه تئاتر شهر، مديريت تماشاخانه سنگلج را از خرداد ماه سال 97 برعهده دارد، پيش از او علي عابدي مديريت اين تماشاخانه را برعهده داشت. مقتدي نخستين زني است که مديريت مجموعه تئاترشهر را برعهده داشت. وي در گذشته رياست فرهنگسراي سرو، مدير هنري فرهنگسراي سرو (بانو) و مسئول انجمن نمايش فرهنگسرا، مدير هنري تالار هنر، عضو هيات موسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر، سرپرست مجموعه تئاترشهر (از 1389 تا 1390) را برعهده داشته است. در ادامه «فارس» با پريسا مقتدي گفتوگويي انجام داده است که ميخوانيد.
لطفا بفرماييد که نگاه شما به تماشاخانه سنگلج چه نوع نگاهي است، آيا رويکردتان اين است که اين تماشاخانه را صرفا براي نمايشهاي سنتي اختصاص دهيد يا اينکه دست هنرمندان را براي اجراي ديگر نوع کارها نيز باز ميگذاريد؟
يک اتفاقي در دوره مديريت آقاي عابدي در تماشاخانه سنگلج کليد خورد، البته من هم با آن موافق بودم و به همان شيوه کار را ادامه دادم، آن هم اين بود که تماشاخانه سنگلج تنها براي اجراي نمايشهاي آييني سنتي نيست، بلکه تمام نمايشهاي ايراني را ميتوان در اين تماشاخانه اجرا کرد که يکي از گونههاي نمايشهاي ايراني، نمايشهاي آييني ـ سنتي است. بنابراين گستره وسيعتري از آنچه خيليها تصور ميکنند را اين تماشاخانه پوشش ميدهد. خوشبختانه مخاطبان تماشاخانه هم در طول اين مدت با اين نگاه آشنا شدند، منتها چيزي که کماکان در سنگلج وجود دارد، اين است که هنوز مخاطبان انتظار صرف اجراهاي طنز و کمدي را از اين تماشاخانه دارند و دوست دارند که اين نوع کارها را ببينند، يعني تئاتر ايراني جدي هنوز هم در اين تماشاخانه خيلي جايگاه ندارد و تماشاچي با آن ارتباط برقرار نميکند. بنابراين شايد نياز به زمان بيشتري باشد تا تماشاچي با اين فضا آشنا شود اما بههرحال ما قدم اول را در اين زمينه خوب برداشتيم. جشنواره نمايشهاي آييني ـ سنتي هم يکسال در ميان در اين تماشاخانه برگزار ميشود و اين خودش يک اتفاق خوب است امسال هم دوره برگزاري آن بود و بستر خوبي براي تماشاگران کارها فراهم کرد.
بهنظر ميرسد که بهلحاظ دانشگاهي جايگاه خوبي براي نمايشهاي ايراني هنوز فراهم نشده است؟
بله همينطور است، متاسفانه اين مشکل خيلي هم جدي است، بهنظر من جايگاه دانشگاهي نميشهاي آييني - سنتي و ايراني خيلي ضعيف است. ما در حوزه نمايشهاي عروسکي، گرايش عروسکي در دانشگاهها داريم به همين نسبت دانشجويان در انتخاب اين رشته آموزش آکادميک ميبينند و بعد وارد فضاي تجربي ميشوند و تجربه در کنار دانششان قرار ميگيرد، اما هنوز اين اتفاق در حوزه تئاتر کودک و گونههاي مختلف نمايشهاي آييني ـ سنتي در دانشگاهها نيفتاده است. همين باعث شده که پايه دانشبنيان نمايشهاي آييني ـ سنتي رشد نکند، بعضا حتي در جاهايي ضعيف هم باشد چرا که تکيه اصلي تنها بر تجربه ميشود و بخش آکادميک و علمي سست است، همين بهنظر من ضعفي است که به چشم ميخورد. اميدوارم اين نگاه از سوي جامعه دانشگاهي ايجاد شود تا هر دو سمت ماجرا همسان با هم رشد کنند. در حال حاضر بچههاي تئاتر ايراني در حوزه تجربه خوب هستند، کارهاي خوبي هم ارائه ميدهند که قابل تحسين است اما در بخش ديگر نيز ميبايست قوي شوند.
در حال حاضر بيشتر درخواستهاي اجرايي که براي تماشاخانه داريد از سوي چه اقشاري است، مثلا بيشتر هنرمندان تئاتر پيشکسوت يا جوانان؟
واقعيتش اين است که ما با حجم قابل توجهي از نيروهاي جوان که فارغالتحصيل دانشگاه هستند، روبهرو هستيم، بعضا هم علاقهمندان اين حوزه هستند که در همه سالنهاي نمايشي و سنگلج هم از اين امر مبرا نيستند. خيلي از اينها بدنه جوان هنرمندان هستند که تعدادشان هم کم نيست. حوزه پيشکسوتان هم گاها فعال هستند که آنها هم در سنگلج اجرا ميروند. ما سعي ميکنيم معمولا در هر فصل ترکيبي از يک پيشکسوت و يک گروه جوان را در اجراها داشته باشيم.
الان با اين وضعيت محدودشدن مخاطبان تئاتر و سينما، وضعيت سنگلج به چه صورتي است آيا اين شرايط به مخاطبان سنگلج هم تاثير گذاشته است؟
بله بهطور عموم ميتوان گفت که در سنگلج هم اين اتفاق افتاده است بههرحال وضعيت اقتصادي جامعه تاثير بر ديدن تئاتر و سينماي خانوادهها گذاشته است. معمولا تئاتر و سينما هم فعاليتهاي گروهي هستند نه فردي، يک خانواده سه ـ چهار نفره که تصميم ميگيرد به ديدن تئاتري برود، هر چند بليت تئاتر سي يا چهل هزارتومان هزينه بالايي نيست اما اين خانواده به خوردن شام يا تنقلات در مسير و کرايه ماشينشان نيز فکر ميکنند. اين تئاتر ديدن در يک پکيج ديده ميشود که بههرحال در شرايط فعلي شايد براي خانوادهها دشوار باشد. علاوه بر وضعيت اقتصادي، شرايط آب و هوا، آلودگيها و مرکز شهر در تهران نيز همه بر مخاطب تئاتر و سينما اثرگذار است. سنگلج هم بيتاثير از اين وضعيت نيست با تمام اين احوال من معتقد هستم تئاتري که با کيفيت باشد ارتباط خود را با تماشاچي برقرار ميکند و در همين شرايط هم استقبال خود را دارد اما در کل اين اتفاق براي تئاتر افتاده و سنگلج هم شامل حال اين وضعيت شده است.
الان به لحاظ امکاناتي تماشاخانه سنگلج در چه سطحي است؟
خوشبختانه سنگلج از سالها پيش که اتابک نادري و علي عابدي در آن بودند، بازسازياش شروع شد و الان شرايط خوبي دارد ، البته در دوره من هم کارهايي مثل اضافه شدن سيستم صوتي و تجهيز آن و بازسازي نماي تماشاخانه صورت گرفته و اساس سيستم فني خوب و در حد قابل قبول است.