آرمان ملي- امير داداشي: تشديد تحريمهاي آمريکا و تعلل اروپاييها در انجام معاهدات خود، بهويژه راهاندازي کانال مالي اينستکس، سرانجام دولت ايران را بر آن داشت تا گام پنجم کاهش تعهدات برجامي خود را به اجرا بگذارد تا حضور خود را در اين معاهده بينالمللي متوقف سازد. فارغ از مسائل سياسي و هستهاي، اکنون نگرانيهايي درباره آينده اقتصاد ايران و مراودات تجاري کشور مطرح ميشود. برخي از سران کشورهاي اروپايي نيز اجراي گام پنجم را تير خلاصي بر پيکره نيمهجان برجام قلمداد کردهاند. براي بررسي آثار اقتصادي اين اقدام دولت ايران، «آرمان ملي» گفتوگويي با وحيد شقاقيشهري، اقتصاددان، انجام داده است که در ادامه ميخوانيد.
روز يکشنبه دولت ايران پنجمين و آخرين گام کاهش تعهدات برجامياش را به اجرا گذاشت. تحليل شما از اين اقدام ايران چيست؟
وقتي آمريکا در ارديبهشت 97 بهصورت يکطرفه از برجام خارج شد که يک پيمان بينالمللي به حساب ميآمد، همان زمان اين معاهده تقريبا فرو ريخت. چراکه آمريکا در دولت قبل خود و زماني که اوباما در کاخ سفيد حضور داشت، پيشرو اين مذاکرات شد و پنج کشور ديگر را همراه خود کرد تا برجام به نتيجه برسد. در حدود 20 ماه اخير اروپاييها عملا وقتکشي کردند و حتي نتوانستند بر وعده خود مبني بر اجراي اينستکس صحه بگذارند. قرار بود اينستکس کانال واسطي ميان ايران و اروپا باشد تا دارو، مواد غذايي و ساير کالاهاي اساسي از طريق آن وارد ايران شود. همچنين مابهازاي آن اروپاييها بايد مکانيزم فروش نفت ايران را ميپذيرفتند. بيش از يک سال ايران در دام وقفهاي افتاد که اروپاييها طراحي کردند.
جدا از مسائل سياسي، اين اتفاق چه آثار اقتصادي در پي خواهد داشت؟
بايد توجه داشت که در کنار عملينشدن وعده اروپاييها، شدت تحريمهاي آمريکا هم هر روز بيشتر ميشد. ايالات متحده در اين مدت تقريبا تمامي بانکها و شرکتهاي بزرگ دنيا را ترغيب، تطميع و تهديد کرد که در مسير تحريمهاي ايران قرار بگيرند. امروز نميتوان اقتصاد ايران را فارغ از مسائل سياسي تحليل کرد؛ تحليلي واقعبينانه است که مبتني بر اقتصاد سياسي باشد. بيشترين تجارت ايران طي سال اخير از طريق عراق بود که ارزش آن در محدوده 15 ميليارد دلار قرار داشت. واسطهکردن عراق، تاحدودي از فشارهاي تحريم کاست، طي چند ماه اخير آمريکا بهشکل جديتري در عراق حضور يافت تا به نحوي تبادلات تجاري ايران با اين کشور را تحتالشعاع قرار دهد. سران کاخ سفيد به گونهاي برخورد کردند تا ايران به آخرين مرحله خود اقدام متقابل خود، يعني برداشتن گام پنجم کاهش تعهدات، رسيد. ايران ديگر چارهاي جز اجراي اين تصميم نداشت. زماني که تحريمها در حداکثر خود قرار دارد و هيچ روزنه تبادل تجاري و اقتصادي مشاهده نميشود، طبيعي است که ايران هم اقدام متقابل انجام دهد. اروپاييها هم که صرفا چند وقت يکبار با يک توئيت و بيانيه وعدههاي توخالي خود را به گوش ايرانيان ميرساندند. بنابراين انتهاي اين وعدههاي توخالي بايد به خروج ايران از برجام منجر شود.
پيشبيني شما از آينده اقتصاد بدون برجام چيست؟
تحريمهاي آمريکا در چند وقت اخير به سقف خود رسيده و تحريمي بيش از اين وجود ندارد که آمريکا بتواند عليه ايران به اجرا بگذارد. بنابراين نبايد انتظار يا نگراني خاصي در اين زمينه وجود داشته باشد. شرکاي اصلي ايران، يعني روسيه و چين، هم اين روزها تحت فشارهاي آمريکا قرار دارند. اروپاييها هم که نشان دادهاند بهرغم ادعاهاي خود نميتوانند مستقل عمل کنند. بر اين اساس هيچ روزنه اميدي وجود ندارد که با توقف برجام توسط ايران، اين روزنه از بين برود. برداشتن گام پنجم کاهش تعهدات برجامي منطقيترين رخدادي بود که همه دنيا منتظر آن بودند. اين امر به ضرر تمام معاهدات بينالمللي تمام ميشود، اما در حوزه اقتصادي اتفاق خاصي براي ايران رخ نميدهد. صادرات رسمي نفت ايران در اين ماهها صفر بود، پس ما چيزي براي از دست نداريم. با اين اتفاقات آمريکا خود را بدنام کرد و زين پس اگر اين کشور يک طرف معاهدات و مذاکرات باشد، شبههانگيز خواهد بود. ما هم بايد هوشيارتر عمل کنيم. اکنون برجام کامل فرو ريخته و ديگر باب مذاکرهاي هم وجود ندارد. اروپاييها خود در شرايط اقتصادي بدي به سر ميبرند و همواره دنبال آمريکا هستند، از اينرو نشان دادند که نميتوانند نقش واسطه را ايفا کنند.
تنشهايي که آمريکا در منطقه ايجاد کرده تا چه حد معادلات اقتصادي را برهم ميريزد؟
عراق آخرين گلوگاه اقتصادي ايران به حساب ميآيد و حفظ اين منطقه براي ايران بسيار حياتي است. آمريکاييها از اين گلوگاه حياتي هم نگذشتند و با ايجاد ناآرامي در اين منطقه علاوه بر تحريم اقتصادي، امنيت سياسي و نظامي کشور را هم نشانه گرفتند. خروج کامل ايران از برجام بديهيترين واکنشي بود که دولت ميتوانست به اين اتفاقات نشان دهد. اکنون ما وارد دورهاي از تاريخ ايران ميشويم که درونزاسازي اقتصاد ايران بايد شکل واقعي به خود بگيرد. در اين برنامه حذف بسياري از کالاهاي وارداتي به دليل ارزبري بالايي که دارند بايد در اولويت باشد. طبيعت چنين شرايطي بستهترشدن اقتصاد است. البته پيش از اين هم فقط 30 درصد توليد ناخالص داخلي ايران به بخش تجارت مربوط ميشد. اين بدان معناست که در ايران اقتصاد باز اجرا نميشود. براي درک بهتر اين موضوع ميتوان سنگاپور را مثال زد که 380 درصد GDP آن به تجارت تعلق دارد. ميانگين جهاني اين نسبت به 70 درصد ميرسد. با توجه به شرايط موجود که انتظار مذاکره وجود ندارد، اقتصاد ايران چارهاي جز محور قراردادن درونزايي ندارد که در اين صورت بستهترشدن اقتصاد مد نظر قرار ميگيرد.
با اين اوصاف نبايد انتظار داشت که اجراي گام پنجم تلنگري به اروپا وارد کند؟
اصلا هيچ تلنگري به اروپا نخواهد زد. اروپاييها در اين ماهها منفعلانه عمل کردند و با اقدامات نادرست خود فقط وعدههايي دادند که درنهايت هيچ اتفاق خوشايندي را در پي نداشت. عملکرد بد اروپا صادرات رسمي نفت ايران را به صفر رساند. پس از اين ما وارد دوراني ميشويم که بعد مقاومسازي اقتصاد ايران بهشکل واقعي در دستور کار قرار ميگيرد. در شش سال اخير که سياستهاي اقتصاد مقاومتي ابلاغ شد به اجرا درنيامد، اما اکنون به نظر ميرسد که اين اتفاق رخ دهد.