بستن

فرارو

فرارو

داوود فيرحي مطرح کرد: روند تحزب درايران؛ کُند اما رو به جلو

حزب تشکلي با هدف تاثيرگذاري بر فرايندهاي سياسي و سهيم‌شدن در قدرت است که اين تاثيرگذاري معمولا از طريق نامزد کردن کساني با ديدگاه‌هايي همسو با حزب جهت کسب مسئوليت‌ها و مناصب سياسي صورت مي‌گيرد. احزاب هم اکنون در فضاي سياسي ايران نيز وجود دارند. در اين ميان، احزابي هستند که نامشان بيشتر به گوشمان خورده و تاثيرگذاري ملموسي در تصميم‌گيري‌هاي سياسي داشته‌اند و احزابي نيز وجود دارند که چندان فعال نبوده‌اند يا فعاليت‌شان با موانع و محدوديت‌هايي همراه بوده است. با وجود فعاليت احزاب در ايران برخي کارشناسان و انديشمندان عرصه سياست بر اين باورند که اين سازمان‌هاي سياسي در کشور ما تاکنون نتوانسته‌اند کارکرد مناسبي داشته باشند و آنگونه که بايد ديدگاه‌ها و مطالبات مردم را نمايندگي کنند چرا که احزاب در ايران بنا به برخي دلايل سياسي و اجتماعي تکامل چنداني نيافته‌اند.

احزاب و چالش‌هاي تئوريک

اينکه «دولت امانت ملي از طرف ملت به حاکم است يا حکومت امانت شرعي از طرف شارع به حاکم است؟ » مباحثه‌اي ديرين است که به باور تحليلگران تا به امروز ادامه پيدا کرده و کارکرد احزاب را از خود متاثر ساخته است. ايرنا نوشت؛ از اين‌رو، برخي بر اين عقيده‌اند که احزاب در ايران از مسائل تئوريک رنج مي‌برند و از ديدگاه فقه و شرع از يکسو و قوانين مدرن از سوي ديگر، مبناي مشترکي براي شکل‌گيري آنان وجود ندارد. داوود فيرحي نويسنده و استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، ريشه نبود نظام حزبي قوي در ايران را در مباحث تئوريک مي‌داند. وي در همين ارتباط، اواخر تيرماه گذشته در نشست دفتر حزب تازه تاسيس «جمهوريت ايران اسلامي» عنوان داشته بود: چون در مباحث تئوريک حزب، وفاقي صورت نگرفته است، طبيعتا احزاب در جامعه ايران هم نتوانسته‌اند پايگاه اجتماعي قابل تأملي پيدا کنند. واقعيت اين است که رقابت‌هاي حزبي نيازمند مبناي مشترک است. در ايران احزاب هنوز نتوانسته‌اند به اين مبناي مشترک برسند و چون به اين مبنا نرسيده‌اند، ما آنچنان که بايد تکامل حزبي چنداني نداشته‌ايم. يکي از مشکلات حزب در محيط پيراموني، مقاومت ساختار سياسي مقابل مفهوم دموکراتيک حزب و پذيرفته نبودن مفهوم تحزب از سوي جامعه است. بر اين اساس، فيرحي مشکل ديگر در مسير تکامل احزاب در ايران را در فرهنگ سياسي جامعه مي‌داند و در اين زمينه معتقد است: جامعه ما مقابل حزب گارد مي‌گيرد و عضويت در حزب را امتياز قلمداد نمي‌کند. نخبگان مذهبي، حزب را وحدت‌شکن و عامل تفرقه مي‌دانند. فرهنگ سياسي ما هنوز اين موارد را دارد و نخبگان مذهبي ما درک روشني از مفهوم مدرن حزب ندارند. «محمدعلي وکيلي» از اعضاي هيات رئيسه مجلس و عضو فراکسيون اميد نيز به‌تازگي در اظهاراتي در اين زمينه گفته است: فقر فرهنگ سياسي و ارتباط اجتماعي سبب فعاليت مقطعي و کمرنگ احزاب شده است. ‌

چالش‌ها و رشد احزاب

نزديک به صدسالي از شکل‌گيري نخستين احزاب در ايران مي‌گذرد اما سيستم حزبي در کشور ما همچنان و آن‌طور که بايد پا نگرفته است. با اين حال با نگاهي گذرا به روند تاريخي فعاليت احزاب در ايران، مي‌شود قدري به آينده تحزب در کشورمان اميدوار بود. به‌دنبال شکل‌گيري و فعاليت هرچند نيم‌بندِ احزاب به‌ويژه در طول ساليان پس از انقلاب اسلامي، به تدريج بيشتر نيروها و تفکرات سياسي مختلف ضرورت حضور احزاب در جامعه ايران را پذيرفته‌اند. به عبارتي اغلب فعالان سياسي، حزب را ضرورتي براي فضاي سياسي کشور مي‌دانند؛ چراکه رخدادهاي مربوط به احزاب نشان داده حتي انحلال يک حزب غالبا نه به خاموشي آنکه به تولد حزبي ديگر با همان فعالان منجر مي‌شود. راه‌اندازي دوباره «خانه احزاب» پس از روي کار آمدن دولت روحاني صورت گرفت تا نمادي براي حرکت به سمت تحزب باشد. نسخ قانون احزاب مصوب سال 1360 و شکل‌گيري قانون احزاب جديد در دولت يازدهم و در سال 1395 نيز خود از حيات احزاب در ايران حتي زير برخي محدوديت‌ها و موانع نشان دارد. هرچند برخي انتقادها نيز در خصوص قانون احزاب جديد مطرح است اما بر اساس اين قانون، تاکنون بيش از 250 تشکل سياسي از کميسيون ماده 10 احزاب مجوز گرفته‌اند. اگرچه شکل‌گيري برخي از اين احزاب همچنان روي کاغذ است اما با نگاهي خوشبينانه مي‌شود اين اتفاق را گام مثبتي در جهت گسترش و تکامل احزاب دانست.

 

 

ترور سردار سليماني، احياي جيش المهدي، هشدار مقتدي و هدف ترامپ

چه اتفاقي در راه است؟

ترور سردار قاسم سليماني به همراه جمال جعفر ابراهيمي، مشهور به ابومهدي المهندس، معاون نيروهاي حشد العشبي، توسط آمريکايي‌ها رخدادي بود که شايد وقوع آن براي هيچ‌يک از ناظران سياسي قابل باور نبود. خبرآنلاين نوشت؛ در شرايطي که همگان در انتظار طي کردن دوراني آرام و باثبات در سياست خارجي آمريکا تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري 2020 اين کشور بودند، اما در اقدامي غيرمنتظره، ترامپ شوکي بزرگ را بر همگان وارد کرد. در حقيقت آمريکايي‌ها و تمامي جامعه جهاني از اين مساله آگاهي دارند که شهادت سردار سليماني، چگواراي خاورميانه، مردي که مي‌توانست همانند بسياري از نظاميان و سياستمداران سال‌هاي آرامي را در ايران سپري کند، اما هيچگاه در هدف خود يعني دور کردن تهديدات از کشور خود در خارج از مرزها فروگذاري نکرد، اقدامي نيست که بدون پاسخ باقي بماند و به طور حتم تبعاتي را براي واشنگتن و شايد کل منطقه در پي داشته باشد. تمامي مقام‌هاي سياسي عراقي با صراحت اقدام آمريکا را تجاوز به حاکميت ملي و اقدامي غيرقابل پذيرش ارزيابي کردند اما در اين ميان مقتدي صدر، رهبر جنبش صدر دستور آماده باش را صادر کرد. با نظر به اين اوصاف، اکنون اين پرسش مطرح مي‌کند که جايگاه آمريکا در کشور عراق به‌عنوان کانون اقدامات تهاجمي واشنگتن عليه ايران و محور مقاومت، به چه سمتي پيش خواهد رفت؟ يا به عبارت ديگر، آيا اقدام غيرمنتظره ترامپ آنگونه که او تصور مي‌کند به برگي برنده تبديل خواهد شد يا اينکه ترور سردار سليماني و ابومهدي المهندس، آغازگر پايان حضور آمريکا در عراق خواهد بود؟ در پاسخ به اين پرسش‌ها در ابتدا ضروري است که از منطق ترامپ در ترور سردار سليماني رمزگشايي شود. ترور و شهادت سردار سليماني، به مراتب مهم‌تر از انجام عمليات‌هاي ديگر واشنگتن بوده و مي‌توان از آن به‌عنوان بزرگ‌ترين عمليات ترور دولتي ارتش آمريکا تاکنون ياد کرد با اين مقدمات، منطق ترامپ در ترور سردار سليماني را مي‌توان در دو وجه مورد بازخواني قرار داد. يکي اينکه او براي کاهش فشارهاي داخلي ناشي از استيضاح و پيش‌بيني‌هاي ارائه شده پيرامون امکان کاهش رشد اقتصادي آمريکا در سال 2020 نيازمند نوعي بحران‌آفريني خارجي بود تا توجه دموکرات‌ها و افکار عمومي آمريکا را به سمت خاورميانه معطوف کند. ديگري اينکه، شگفت‌زده کردن بازيگران رقيب براي پذيرش خواسته‌هاي خود يکي از ابزارهاي اصلي است که در عرصه تجارت ترامپ بارها در دستور کار قرار داده و هدف از آن اين بوده تا ديگر بازيگران را وادار به پذيرش قواعد خاص خود کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی