آرمان ملي- مطهره شفيعي: اصولگرايان اين روزها از هر موضوعي، سوژهاي براي هجمه به اصلاحطلبان و اعتداليون ميسازند که دلايل آن کاملا واضح و مشخص است. حذف مردان اين جريان از مجلس، دولت و شوراي شهر که نهادهاي انتخاباتي است هشداري براي آنها بود که اگر در انتخاباتهاي بعدي نتوانند راي آوري کنند بايد براي هميشه از کرسي نهادهاي انتخاباتي خداحافظي کنند. شهردار تهران که از سوي شوراي شهر انتخاب ميشود داراي اهميت زيادي براي اصولگرايان است چرا که آنها هنوز خاطره رسيدن محمود احمدينژاد از کرسي بهشت به پاستور را در ذهن دارند و به نوعي با تخريب شهردار اصلاحطلب کنوني درصدد بدنام کردن اصلاحطلبان و جلوس فردي با تفکر خودشان بر کرسي شهردار تهران هستند. از سوي ديگر انتخابات مجلس يازدهم در اسفندماه برگزار ميشود. بنابراين براي کسب کرسيهاي بهارستان بايد به تخريب رقيب يعني اصلاحطلبان بپردازند. جهاننيوز نوشته است: «اين روزها انتقادات به شهرداري تهران حتي از سوي شوراي شهر تهران و از جمله رئيس اين شورا يعني «محسن هاشمي» مطرح ميشود. آلودگي هواي هفته گذشته چهره شهر را بيمار و خسته کرده بود و بازهم باد و باران به داد شهروندان تهراني رسيد. شهرداري تهران در رفع معضلات شهري از جمله آلودگي هوا خصوصا با کارنامه تعطيلي مدارس نمره چندان قابل قبولي نميگيرند. اما سوال اينجاست که شهرداري تهران در حوزه عمراني و اجرايي و دستاوردها چه نمرهاي براي خود ثبت کرده است.» واضح است که هدف نويسندگان دلواپس اين گزارش القاي اختلاف ميان رئيس شوراي شهر تهران با شهردار پايتخت است که محلي از اعراب و توجه ندارد چرا که محسن هاشمي و پيروز حناچي بارها اعلام کردند رفاه مردم تهران تنها هدف آنها در مديريت شهر است و هيچگاه مباحث خود را طرح موضوعات سياسي و پاسخ دادن به دلواپسان معطوف نکرده و نميکنند.
مدال طلا بر گردن شهردار اصلاحطلب
اگر به عملکرد اصلاحطلبان شهردار توجه شود مشاهده ميشود که دلواپسان براي نيل به اهداف سياسي خود به تخريب شهرداران پرداختهاند که نمونه واضح آن غلامحسين کرباسچي است. در همين راستا فواد صادقي نوشته است: «غلامحسين کرباسچي شهردار دولت سازندگي، محمود احمدينژاد و محمدباقر قاليباف. از ميان اين سه نفر شايد بتوان کرباسچي را مظلومترين شهردار تهران ناميد چرا که وي در مقايسه ديگران بيشترين خدمات را در مديريت شهري تهران انجام داده است و به تعبيري شايد وي را بتوان پايهگذار تهران مدرن دانست. اين در حالي بود که در زمان مديريت کرباسچي بر شهرداري تهران، که مقارن با دوران بازسازي خرابيهاي ناشي از جنگ و کاهش قيمت نفت به کمتر از 10دلار بود، امکان استفاده از منابع مالي دولتي براي توسعه شهري ممکن نبود و حتي مترو تهران که پروژه مورد نظر آيتا... هاشمي، رئيسجمهور وقت بود بيش از آنکه از کمکهاي مالي دولت يا شهرداري بهره ببرد بر استفاده از تسهيلات بانکي استوار بود. در اين شرايط عملکرد غلامحسين کرباسچي در دوره 9ساله 77-1368 قابل توجه است. سرآمد اين عملکرد پروژه نواب است که باعث نوسازي يکي از فرسودهترين و محرومترين نقاط تهران و تبديل آن به خط مدرن در ستون فقرات شهر شد.» اين اقدامات وسيع کرباسچي در حالي انجام شد که شهرداران اصولگراي تهران نتوانستند حداقل يک سوم او در رشد پايتخت سهم داشته باشند چنانکه در کارنامه شهردار بودن احمدينژاد موفقيتي ثبت نشد و در دوره 12ساله قاليباف هم دو اتوبان نيايش و همت ساخته شد و چند پروژه ديگر هم در پرونده قاليباف است که در مقايسه با کرباسچي قابل نگارش نيست چرا که ماندگاري وگرهگشايي پروژههاي شهردار اصلاحطلب را ندارد. حناچي هم زماني بر کرسي شهرداري تهران نشست که پروژههاي زيادي در حال تکميل بود و او با راهاندازي ايستگاههاي دوچرخه سواري و لحاظ کردن برخي محدوديتهاي اقتصادي در شهرداري و... توانست علاوه بر نشاندن لبخند بر لب اقشار مختلف، به بودجه بهشت سر و سامان دهد. بر خلاف ادعاهاي مطرح شده در سايتهاي دلواپس مانند جهاننيوز اختلافي ميان محسن هاشمي و پيروز حناچي وجود ندارد و اگر اختلاف نظري درباره پروژه شهري است چنان نيست که در بوق و کرنا کنند.
خواب اختلاف هاشمي وحناچي
نکته قابل تامل آنجاست که دلواپسان بهطور علني به موضوعاتي ميپردازند که نشان دهنده ضعف مديريت شهري در زمان اصولگرايان است. به عنوان نمونه سايت جهاننيوز در 3 دي نوشت: «زمان زيادي از ماجرا نميگذرد. وقتي سکان هدايت مديريت شهري تهران در دستان «محمدباقر قاليباف» بود. در اين زمان برخي از گروههاي سياسي براي هر مشکلي فرياد «قاليباف استعفا» سر ميدادند. هر چند که اين مشکلات اگرچه حادثهاي در شهري بزرگ مانند تهران بهوجود ميآمد به زودي حل و فصل ميشد و آنقدر زمان آن طولاني نميشد که به معضل و سپس به بحران تبديل شود.» واضح است که اين ادعا تنها مصرف انتخاباتي دارد و براي بدبين کردن جامعه به مديريت و تصميمسازي اصلاحطلبان است. از سوي ديگر دلواپسان آنقدر براي تخريب انتخاباتي اصلاحطلبان هول هستند که گافهاي زيادي ميدهند به عنوان مثال نوشتند: «شهردار تهران اعلام کرد که تا پايان سال جاري علاوه بر افتتاح هر ماه يک ايستگاه مترو، پروژه زيرگذر استاد معين، زيرگذر گيشا و مجموعه فرهنگي رازي نيز افتتاح خواهد شد.» آنچه آنان به نقل از حناچي منتشر کردند نقطه قوت و عملکرد مثبت اوست و نشاني از بيتدبيري درآن به چشم نميخورد. چند روز قبل ادعا کردند که محسن هاشمي گفته است «قاليباف جسارت داشت و اتوبوسهاي BRT را وارد کرد اما به نظرم حناچي جسارت لازم را ندارد.» رئيس شوراي شهر تهران پس از اين جمله چنين بيان کرده بود: «بايد توجه ويژهاي به موضوع حملو نقل عمومي در شهر تهران شود، دو سال است که مرتباً ميگوييم دولت 45 هزار ميليارد تومان به حمل و نقل عمومي بدهي دارد اما کسي توجه نميکند!» حناچي هم البته در پاسخ به محسن هاشمي از مشکلات چنين گفت: «اگر بيقانوني فاحش را جسارت بدانيم، ميپذيرم که شهرداري جسور نيستم؛ کسي که قانون را زيرپا ميگذارد جسور نيست، قانونگريز است». تصميمگيران شهري در شوراي شهر و شهرداري هيچگاه وظيفه خود را فداي سياست نکرده و نميکنند و تنها اصولگرايان دلواپس هستند که درصددند از هر سخني به آفرينش يک ادعا و داستان بپردازند.