وسواس نوعي فشار است و به مواردي اطلاق ميشود که فردي کارهاي تکراري را انجام ميدهد يا افکارش متوجه موضوع خاصي ميشود و مرتب آن را تکرار ميکند. در ابتدا بايد مانع رفتارهاي وسواسي اين افراد باشيم يعني به هيچ وجه نبايد به آنها اجازه دهيم که کارهاي وسواسيشان را انجام دهند. مثلا اگر کودک کاري را تکرار ميکند بايد مانع آن شويم يا شي در دستش را کنار بگذاريم و سعي کنيم بلافاصله او را به کار ديگري مشغول کنيم تا حواسش پرت شود. اين کار به ترک رفتار وسواسي کمک ميکند و آن حالت را از اين افراد ميگيرد. در مورد دانشآموزي هم که درسش را خوانده و کارهايش را انجام داده، اما باز نگران است و احتمال ميدهد که درسش را بلد نباشد، نيز بايد رفتارهاي اطرافيان کودک و عادتها و هيجانها و نوع برخورد آنها با کودکانشان را مورد توجه قرار دهيم زيرا کودک جزيي لاينفک از خانواده است. نميتوان کودک را به تنهايي و جدا از خانواده مورد قضاوت قرار دهيم و بدون اينکه به مادر و نزديکان او طريق ارائه کنيم، توصيهها و دستورالعملهايي را بهصورت فردي به کودک ارائه دهيم. کودکاني که والدين وسواسي دارند، از آنها چنين رفتارهايي را ميآموزند و چنانچه پدر و مادر از رفتارهاي وسواسي خود دست بردارند، کودک نيز رفتار وسواسي را کنار خواهد گذاشت. والدين سختگير که قوانين و مقررات افراطي را براي فرزندانشان به اجرا در ميآورند، عاملي هستند تا فرزندانشان بهمنظور رهايي از فشار، رفتارهاي وسواسي از خود نشان دهند. با از ميان رفتن آن قوانين سخت، وسواس نيز کم ميشود. همچنين اغلب مادران نگران، فرزندان نگران و وسواسي نيز دارند بنابراين توصيه ميشود که ابتدا مادر به يک مشاور مراجعه کند و خودش را از آن حالت وسواس و نگران بودن و برخورد توام با هيجان دور کند بهدنبال اين اصلاح روش، فرزند او هم با مشاهده رفتار مادر، اصلاح خواهد شد. در شرايط حاد بايد از روانشناسان باليني بهره گرفت و در مواردي که اين رفتارها بسيار شديد است، از دارو نيز ميتوان استفاده کرد.