اين همه درباره آلودگي هوا گفتهايم ولي چه شده است؟ آلودگي هوا مساله امروز و ديروز نيست؛ مسالهاي مزمن است که نهتنها در تهران، بلکه در کلانشهرهاي ايران و اخيرا در برخي شهرهاي کوچک هم دامنگير مردم شده است. مديريت کنترل آلودگي هوا مديريتي يکپارچه نيست. به شهرداري، دولت يا شوراي شهر به تنهايي ارتباط ندارد. همه سازمانها در کنترل آلودگي هوا دخيلند. اگر بخواهيم از بعد آسيبشناسي نگاه کنيم بايد گفت پايتخت ايران مرکز تجارت، صنايع، سياست و همه چيز کشور است. در همه جاي دنيا، پايتختهاي سياسي از مراکز اقتصادي جداست. واشنگتن، آنکارا، پکن و ساير پايتختها را که ميبينيد، فقط مرکز سياسي کشور هستند و مراکز اقتصادي و صنعتي جاي ديگري است. سوءمديريتهاي مزمن و عدمشهامت در تصميمگيري و ترس از اينکه مرکز سياسي کشور را انتقال دهند، در دولت ديده ميشود. تهران تبديل به شهر بيدر و پيکري شده که مرکز همه فعاليتهاي کشور است و باعث شده امروز با اين بحران مواجه شويم. عامل آلايندگي هواي تهران چيست؟ از اتومبيلها که 40 درصد آلودگي هوا را باعث ميشوند تا صنايع آلاينده در اطراف تهران که باعث آلودگي ميشود. بنزين ما امروز بنزين مناسبي نيست. بايد بيايند علتش را بيان کنند. نبايد بترسند. بگويند بنزين ما کيفيت ندارد. بگويند تحريمها باعث شده است مواد لازم براي پالايش را نداشته باشيم يا بنزين بيکيفيت ساختهايم. نتايج ارزيابيها و آزمايشهايي که در جايگاههاي بنزين انجام شده، نشان ميدهد سوخت ما کيفيت مناسب و يورو 4 را ندارد. از طرفي کارخانه سيمان ري و نيروگاه بعثت به نظر ميرسد دارند مازوت مصرف ميکنند و اين امر ميتواند ذرات معلق در هواي تهران را افزايش دهد. امروز آلايندههاي تهران بيشتر ذرات کمتر از 5/2 ميکرون و گوگرد است که مربوط به کيفيت سوخت است و بسيار ضرر دارد. به نظر ميرسد در کنار راهکارهاي کوتاهمدت که دولت به درمانهاي مسکن و مقطعي علاقه زيادي دارد، بايد نگاه بلندي داشته باشيم تا صنايع آلاينده را با تصميم قاطع انقلابي از اطراف تهران بيرون ببريم. واقعا نيروگاه بعثت چند درصد برق تهران يا شبکه کشور را تامين ميکند؟ سهم اين نيروگاه در تامين برق کشور بسيار ناچيز است، تعطيلي آن هم آسيبي به شبکه برق کشور نميزند و ميتواند تبديل به موزه صنعت برق کشور و وزارت نيرو شود. هر سازماني ببيند چقدر در آلودگي نقش دارد. حتي شهروندان هم بايد ببينند چقدر در آلودگي هوا نقش دارند، رفتو آمد بيدليل، گرم کردن زياد منزل و خودروهاي تکسرنشين را بايد کنترل کنند. طبق قانون هواي پاک، تکليف شهرداري و همه سازمانها مشخص است. به نظر ميرسد شهرداري بيش از همه به تکاليف خود درباره شهرداري عمل کرده است. ولي در مقابل سازمان محيطزيست به نظر ميرسد ارزيابي و نظارتهاي قانوني را در منابع آلاينده و صنايع ندارد و با کرختي در انجام وظايف خود روبهرو است. به نظر ميرسد همه سازمانها بايد دور يک ميز بنشينند و اين مساله را حل کنند. براي درمانهاي موقتي و تسکيني، تعطيلي ادارات و مدارس، راهکارهايي است که بر عهده شهرداري نيست. ما هيچ نقشي در تعطيلي نداريم. اميدوارم برمبناي پيشبينيهاي هواشناسي، گروهي که قرار است تعطيلي مدارس و ادارات را تصويب کند، با شهامت بيشتري تصميم بگيرد. اگر ادارات تهران، يک هفته تعطيل شود، هيچ اتفاقي نميافتد، شايد اصلا صرفهجويي انرژي و اقتصاد و مالي هم باشد. اگر نيمي از بدنه سنگين کارمندي بوروکراسي کشور در يک هفته تعطيل شود، سود آن از جمله کاهش آلايندگيهاي هوا بسيار زياد خواهد بود.