اکثر كشورهاي عربي در قبال حمله يکشنبه گذشته آمريکا به حشد الشعبي در عراق سکوت پيشه کردهاند؛ اما بحرين رسما از آن استقبال و کنشگران رسانهاي بلوک عربستان نيز حمايت کردهاند و صرفا سوريه رسما محکوم کرده است. بهنظر، فاکتور قوميتي و عربيت کشورِ مورد هجوم جايگاهي در اين موضعگيريها نداشته است و اساسا اين مولفه از ابتداي هزاره سوم ديگر کاملا کارکرد خود را در تصميمگيري کشورهاي عربي در حوزه سياست خارجي از دست داده است و اگر هم احيانا مانند آنچه در قبال حمله ترکيه به شمال سوريه رخ داد، مطرح ميشود، صرفا انگيزه سياسي دارد و بنا بر عرق قومي و عربي نيست. بهنظر ميرسد که دليل سکوت کشورهاي عربي و عدم اتخاذ موضع اين است که به اين حملات از دريچه تنش ميان ايران و آمريکا و متحدان منطقهاي دو طرف نگاه ميشود که يک بلوک عربي به رهبري عربستان خود از متحدان واشنگتن در منطقه در تقابل با تهران است، البته خود همين سکوت عربي نيز با انگيزه مشترکي نيست و در واقع يا از سر بيطرفي مثبت به نفع آمريکاست و يا از سر محذوريتي است که برخي از اين کشورها به دلايل مختلف دارند. اما در اين ميان ترکيه نيز تاکنون موضعي نگرفته است و احتمالا اين کشور نيز از همين زاويه به قضيه مينگرد، اما بهنظر ميرسد اين مساله دليل سکوت آن نيست، بلکه احتمالا به دلخوري آنکارا از موضع تهران در قبال حمله به شرق سوريه و محکوميت آن بر ميگردد که اردوغان در اظهارنظري از آن گلايه کرد. اما نکته دوم فرضيهاي است و آن هم اينکه تکرار حملات به حشد الشعبي با توجه به واکنش گسترده عراقيها به حمله اخير، ميتواند بحران داخلي و اعتراضات اخير را که بعضا جهتي ضد ايراني پيدا کرده بود، ولو موقتا تحت الشعاع خود قرار دهد و از اين جهت ميتواند به نفع ايران تمام شود. همچنين تداوم اين دست حملات ميتواند مساله حضور نظامي آمريکا در عراق را برجسته کند و به مساله روز در عراق تبديل کند؛ چيزي که ايران در ماههاي گذشته به دنبالش بود، اما به دلايل مختلف اين اتفاق نيفتاد. از اين منظر، يک تنش کنترل شده ميان حشد الشعبي و نيروهاي آمريکايي در عراق ميتواند به نفع ايران باشد، اما مساله اينجاست كه تداوم حملات متقابل فينفسه احتمال خروج تنش از يک سطح کنترل شده را بسيار افزايش ميدهد و چه بسا وضعيت را از نيابتي به مستقيم تبديل کند. به هر حال آمريکا بهدنبال تغيير بازي در عراق بر اساس معادله «برد ـ باخت» با ايران است. در اين ميان، شکل واکنش احتمالي متحدان ايران به حمله اخير هم خيلي مهم است؛ اينکه تند يا در حد يک حمله ملايم باشد و چنانچه سطح واکنش خود به حملات امريکا را بهنحوي هوشمندانه تنظيم نکنند، ممکن است تبعات پاسخ بيش از اندازه تند يا ملايم آنها متوجه ايران شود. فعلا بايد منتظر ماند و ديد حشد الشعبي به حمله اخير چطور واکنش نشان ميدهد و آيا پاسخ آن متناسب با حجم تهديدات کلامي خواهد بود يا خير؟